English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
taximan U متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
approach schedule U برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
taxi U حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxiing U حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxied U حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxies U حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxiway U محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
stream takeoff U حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
necrologist U متصدی فهرست مردگان متصدی تهیه اگهی در باره مرگهای تازه
air dispatcher U متصدی بارریزی هوایی متصدی پرتاب بار از هواپیما
join up U مجتمع کردن هواپیماها
ground readiness U اماده باش در روی زمین اماده بودن هواپیماها درروی باند اماده باش زمینی
parking plan U طرح پارک کردن هواپیماها
ducks U درگیر شدن هواپیماها
flight control U سیستم کنترل هواپیماها
emergency scramble U درگیری اضطراری هواپیماها
duckings U درگیر شدن هواپیماها
duck U درگیر شدن هواپیماها
ducked U درگیر شدن هواپیماها
approach sequence U ترتیب توالی تقرب هواپیماها
replenishing U سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
radio range station U ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
replenishes U سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
ground alert U اماده باش 51 دقیقهای هواپیماها
ground alert U اماده باش زمینی هواپیماها
replenished U سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
replenish U سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
turn off guidance U هدایت هواپیماروی باند تاکسی کردن
handover U تحویل و تحول کردن سیستم کنترل هواپیماها تحویل دادن
taxiway U راه تاکسی یا باند تاکسی
combat liaison U حفظ ارتباط بین هواپیماها درحین پرواز
zmarker beacon U برج مراقبت نشان دهنده محل فرودگاه به هواپیماها
pathfinder guidance U هدایت هواپیماها به وسیله هواپیمای راهنمای مسیر یاراهیاب
into plane service U تدارک سوخت و وسایل برای هواپیماها طبق قرارداد
force rendezvous U نقطه الحاق هواپیماها یاکشتیها برای اجرای عملیات
heater U متصدی گرم کردن
heaters U متصدی گرم کردن
to put in possession U مالکیت دادن متصدی کردن
traffic flow U کشش عبور ومرور
trafficability U قابلیت عبور ومرور
bottle neck U محل تراکم عبور ومرور
restricted area U منطقه منع عبور ومرور
controlled passing U عبور ومرور کنترل شده
highway dispatch U مقررات و قوانین عبور ومرور در شاهراهها
airport traffic area U منطقه مخصوص عبور ومرور در فرودگاه
availability factor U ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
rules of road U قوانین بین المللی عبور ومرور دریایی
advisory area U منطقه پوشش اطلاعات عبور ومرور هوایی
stepped up separation U حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
regulating station U پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
quartermasters U متصدی
quartermaster U متصدی
responsible U متصدی
operators U متصدی
operator U متصدی
in charge U متصدی
operator U متصدی
runners U متصدی
runner U متصدی
user U متصدی
clerk U متصدی
clerks U متصدی
operators U متصدی ها
users U متصدی ها
incumbent U متصدی
incumbents U متصدی
warden U متصدی
vacant U بی متصدی
salespeople U متصدی فروش
fitters U متصدی نصب
cataloguer U متصدی کاتالوگ
cataloger U متصدی کاتالوگ
receptionist U متصدی پذیرش
ruling U رایج متصدی
adman U متصدی اعلانات
rulings U رایج متصدی
groundskeeper U متصدی زمین
yard man U متصدی محوطه
officers U مامور متصدی
suppliers U متصدی ملزومات
officer U مامور متصدی
salesperson U متصدی فروش
salespersons U متصدی فروش
curator U نگهبان متصدی
curators U نگهبان متصدی
radioman U متصدی بی سیم
radio operator U متصدی بی سیم
radarman U متصدی رادار
turf accountants U متصدی شرطبندی
radar operator U متصدی رادار
radar man U متصدی رادار
supplier U متصدی ملزومات
operator command U فرمان متصدی
acting U کفیل متصدی
operator console U پیشانه متصدی
chartulary U متصدی بایگانی
fitter U متصدی نصب
signal man U متصدی علائم
signalman U متصدی علائم
receivers U متصدی دریافت
operators U متصدی دستگاه
freshwater king U متصدی اب شیرین کن
harbour master U متصدی بندر
unattended U بدون متصدی
auctioneers U متصدی حراج
operator U متصدی دستگاه
auctioneers U متصدی مزایده
auctioneer U متصدی حراج
operator U متصدی ماشین
auctioneer U متصدی مزایده
receiver U متصدی دریافت
machine operator U متصدی ماشین
winch driver U متصدی دوار
ammunition handler U متصدی مهمات
time keeper U متصدی اوقات
operators U متصدی ماشین
infirmarian U متصدی بیمارستان
litter bearer U متصدی برانکارد
ammunition handler U متصدی جابجایی مهمات
pressmen U متصدی ماشین چاپ
carriers U متصدی حمل و نقل
stevedores U متصدی بارگیری و تخلیه
titular charge daffaires U متصدی شغل سیاسی
hold captain U متصدی انبار کشتی
boiler maker U متصدی دیگ بخار
church warden U متصدی دارایی کلیسا
watertender U متصدی مخازن اب ناو
peripheral equipment operator U متصدی تجهیزات جانبی
forwarder U متصدی حمل و نقل
oilking U متصدی سوخت و اب کشتی
prontonotary U متصدی امضاء احکام
stoker U متصدی سوخت کوره
majordomo U متصدی امور خانوادگی
common carrier U متصدی حمل ونقل
carrier U متصدی حمل و نقل
prothonotary U متصدی امضاء احکام
fish warden U متصدی امور شیلات
wagoner U متصدی حمل ونقل
liftman U اسانسورچی متصدی اسانسور
stevedore U متصدی بارگیری و تخلیه
my p U متصدی پیش ازمن
liquidators U متصدی امورتصفیه شرکت
forwarding agent U متصدی حمل ونقل
orchardist U متصدی باغ میوه
keypunch operator U متصدی منگنه زنی
orchardman U متصدی باغ میوه
titular U متصدی دارای عنوانی
teletypist U متصدی دوره نگاره
biddy U متصدی نظافت خانه
mess treasurer U متصدی صندوق باشگاه
officer U متصدی ضابط عدلیه
army postal clerk U متصدی پست ارتشی
officers U متصدی ضابط عدلیه
plate layer U متصدی تعمیر خط اهن
liquidator U متصدی امورتصفیه شرکت
data entry operator U متصدی داده دهی
word processing operator U متصدی پردازش کلمه
time keeper U متصدی اوقات کار
turf accountant متصدی شرط بندی
pressman U متصدی ماشین چاپ
contracting officer U افسر متصدی پیمان
vigorish U سود متصدی شرط بندی
proetor U متصدی امور قضایی وکشوری
gamekeeper U متصدی جانوران شکاری قرقچی
forwarder's receipt U رسید متصدی حمل و نقل
gamekeepers U متصدی جانوران شکاری قرقچی
billposter U متصدی نصب اعلانات بدیوارهاوغیره
pointer U متصدی کنترل درجه توپ
machinist U ماشینیست متصدی دستگاه تراش
signal box U توقف گاه متصدی علائم
machinists U ماشینیست متصدی دستگاه تراش
blast furnaceman U مسئول یا متصدی کوره بلند
weeder U متصدی چیدن علف هرزه
signal boxes U توقف گاه متصدی علائم
stenotypisht U متصدی دستگاه ضبط سخنرانی
account executive U متصدی رسیدگی به حساب مشتریها
stevedores U متصدی بارگیری و حمل و نقل
fireman U متصدی اتش خانه موتور
throttleman U متصدی دستگیره سرعت ناو
bee-keepers U متصدی نگهداری از زنبور عسل
pointers U متصدی کنترل درجه توپ
pantler U متصدی ابدارخانه و خوراک خانه
engineman U درجه دار متصدی موتور
checkman U متصدی کنترل اب دیگ بخار
stickboy U متصدی نگهداری چوبهای هاکی
stevedore U متصدی یانافر بارگیری وباراندازی
stevedore U متصدی بارگیری و حمل و نقل
bee-keeper U متصدی نگهداری از زنبور عسل
harbour master U مسئول بندر متصدی لنگرگاه
time keeper U متصدی ثبت اوقات کار
stevedores U متصدی یانافر بارگیری وباراندازی
firemen U متصدی اتش خانه موتور
beacons U برج دریایی برج مراقبت برج کنترل هواپیماها
beacon U برج دریایی برج مراقبت برج کنترل هواپیماها
clerk of the scale U متصدی توزین سوارکار ووسایلش پس از مسابقه
master of ceremonies U متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
pollsters U متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
king of arms U متصدی تشخیص وتعیین نشانهای خانوادگی
pollster U متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
major-domos U متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
pointers U متصدی کنترل ارتفاع لوله توپ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com