Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
offenders will be punished
U
متخلفین بکیفر خواهند رسید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
violation will be prosecuted
U
متخلفین تعقیب خواهند شد
to pay against receipt
U
در برابر رسید پرداختن درمقابل رسید دادن
stop list
U
صورت متخلفین
offender against this article
U
متخلفین از این ماده
snoops
U
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooping
U
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooped
U
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snoop
U
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
they shall go
U
خواهند رفت
they will go
U
خواهند رفت
You are wanted at the door.
U
دم در شما را می خواهند
when will women have the vote?
U
خواهند داشت
All of the workers want to go.
U
تمام کارگران می خواهند بروند
the same shall succeed
U
انانی که شکیبایی دارندهمان ها کامیاب خواهند شد
The shops will be open daily except Sundays / excluding Sundays / outside of Sundays
[American E]
.
U
مغازه ها به جز یکشنبه ها روزانه باز خواهند بود.
You take the lead and others wI'll follow.
U
تو جلو برو بقیه بدنبالت خواهند آمد
When wI'll the matter come up for discussion ?
U
موضوعی را کی برای بحث مطرح خواهند کرد ؟
As the debate unfolds citizens will make up their own minds.
U
در طول بحث شهروند ها خودشان تصمیم خواهند گرفت.
Internet
U
- بیت یکتا که کامپیوترهایی که می خواهند به شبکه TCP/IP وصل شوند را مشخص میکند
race condition
U
حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
quittance
U
رسید
receipt statement
U
رسید
due date
U
سر رسید
when it came to a push
U
رسید
receipts
U
رسید
maturity
U
سر رسید
receipt
U
رسید
official receipt
U
رسید رسمی
quittance
U
رسید مفاصا
scrip
U
رسید موقتی
It's over.
U
به پایان رسید.
the post has come
U
پست رسید
summer is in
U
تابستان رسید
chitty
U
یادداشت-رسید
to fall due
U
سر رسید شدن
to a receipt
U
رسید گرفتن
warehouse receipt
U
رسید انبار
It came home to me.
U
به فکرم رسید.
It crossed my mind.
U
به فکرم رسید.
It came home to me.
U
به نظرم رسید.
It occurred to me.
U
به نظرم رسید.
What time do we arrive?
U
کی خواهیم رسید؟
It crossed my mind.
U
به نظرم رسید.
world came that
U
خبر رسید که
It occurred to me.
U
به فکرم رسید.
voucher
U
قبض رسید
receipt
U
قبض رسید
certificate of receipt
U
گواهی رسید
hand receipt
U
رسید دستی
vouchers
U
قبض رسید
receipts
U
قبض رسید
dock warrant
U
رسید لنگرگاه
binder
U
رسید بیعانه
debit note
U
رسید بدهکار
matured
U
سر رسید شده
binders
U
رسید بیعانه
dock receipt
U
رسید لنگرگاه
it crossed my mind
U
بنظرم رسید
deadlock
U
موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
data fright receipt
U
رسید اماری حمل
appropriation receipt
U
رسید سپرده قانونی
We just received word that . . .
U
هم اکنون اطلاع رسید که …
appropriation receipt
U
رسیدسپرده رسید اعتبار
receipts
U
رسید پیام دریافت شد
clean receipt
U
رسید بی قید و شرط
data freight receipt
U
رسید اماری حمل
air mail receipt
U
رسید پست هوایی
acknowledgement
U
اعلام وصول رسید
acknowledgements
U
اعلام وصول رسید
At this point of the conversation.
U
صحبت که به اینجا رسید
acknowledgments
U
اعلام وصول رسید
He was sick to death . He was fed up to the back teeth .
U
جانش به لب آمد ( رسید )
he was overtake by a storm
U
طوفانی باودر رسید
i am in receipt of your letter
U
نامه شما به من رسید
railway receipt
U
رسید راه اهن
i am through with my work
U
کارم به پایان رسید
point of intersection
U
نقطه بهم رسید
it was signed by his majesty the shah
U
به توشیح همایونی رسید
mate's receipt
U
رسید معاون ناخدا
mate's receipt
U
رسید کاپیتان کشتی
receipt
U
دریافت رسید دادن
he thought out a plan
U
فکری بنظرش رسید
At that point
[stage]
, ...
U
وقتی که موقعش رسید...
it received royal assent
U
به توشیح ملوکانه رسید
dock warrant
U
رسید انبار بارانداز
the hour has struck
U
موقع بحران رسید
receipts
U
دریافت رسید دادن
receipt
U
رسید پیام دریافت شد
I heard a sound .
U
صدائی به گوشم خورد( رسید )
It changed hands a few times before I got it.
U
چند دست گشت تا به من رسید
The negotiations were successful ( inconclusive ) .
U
مذاکرات به نتیجه رسید ( نرسید )
The train was 10 minutes late.
U
قطار 10 دقیقه دیر رسید
now and then a guest w come
U
گاه گاهی میهمانی می رسید
The train came in on time .
U
قطار به موقع رسید ( سروقت )
He arrived in the nick of time .
U
درست به موقع رسید ( سر بزنگاه )
forwarder's receipt
U
رسید متصدی حمل و نقل
found shipment
U
کالای بدون بارنامه یا رسید
softest
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
soft
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
softer
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
A solution suddenly proffered itself.
U
ناگهان راه حلی به نظر رسید.
the bill will mature to morrow
U
سر رسید پرداخت ان قبض فردا است
the bill is overdraw
U
سر رسید برات منقضی شده است
The project was terminated as of July 1.
U
پروژه از اول ژولیه به پایان رسید.
bill falls due on
U
تاریخ سر رسید اسناد مدت دار
The ceremony concluded with the recital of an apropos poem.
U
مراسم با تلاوت شعر شایسته به پایان رسید.
deferred liability
U
بدهیی که درسر رسید پرداخت نشده است
Luchily for me the train was late.
U
خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
date of grace
U
مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
he muddled through
U
بدون هیچ زرنگی یا مهارت بمقصود خود رسید
process
U
تعداد کارهایی که باید انجام شوند تا به هدف رسید
processes
U
تعداد کارهایی که باید انجام شوند تا به هدف رسید
to bite the bullet
<idiom>
U
باید انجام کاری سخت یا ناخوشایند را پذیرفت تا بتوان به مقصد اصلی رسید
clearing a bill
U
محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
It wI'll eventually pay off.
U
با لاخره نتیجه خواهد رسید (نتیجه می دهد )
freiht all kinds
U
رسید اماری حمل انواع هزینه حمل
privacy act of
قانونی که در کنگره آمریکا برای منظم کردن ذخیره داده در پایگاه های داده آژانس فدرالی به تصویب رسید
loop
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
statute of fraud
U
قوانین ضد کلاهبرداری قوانینی که در سال 7761میلادی در زمان چارلزیازدهم در انگلستان به تصویب رسید و هدف اصلی ان جلوگیری از گواهی دروغ و پیمان شکنی و استفاده نامشروع از عدم حضور ذهن گواهان در محکمه بود
he inherited a large fortune
U
دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
wilco
U
پیام را اجرامی کنم پیام رسید اجرا می کنم
dock receipt
U
قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com