Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
image interpreter
U
متخصص خواندن عکس هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hierologist
U
متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
fireworker
U
متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
tactician
U
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tacticians
U
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
he was nothing of an expert
U
هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
lilt
U
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilts
U
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
airlift service
U
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
radiologists
U
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist
U
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
holidays
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holiday
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
telling
U
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
restrictive fire plan
U
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air policing
U
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
antiair warfare
U
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
i stay
U
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
pounce
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
line chief
U
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
pounced
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
broadcast controlled air interception
U
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air delivery container
U
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steers
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeon
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
air scoop
U
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
flak
U
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
fly through
U
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air superiority
U
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
aviation pay
U
معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air interdiction
U
عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
air suprmacy
U
برتری کامل هوایی سیادت هوایی
air pilots
U
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
read head
U
هد خواندن راس خواندن
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
air material
U
ماتریل هوایی وسایل هوایی
airs
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
notice to airmen
U
اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
aired
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air branch
U
قسمت هوایی رسته هوایی
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
tropopause
U
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
splashes
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashing
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splash
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
head crash
U
برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
air photographic
U
شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
air scout
U
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
airlift command
U
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
extend
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
photogrammetry
U
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
air search attack unit
U
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
air defense commander
U
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
airlift capacity
U
مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
airspace prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
channel airlift
U
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
trimetrogon
U
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
air survey photography
U
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
combat airlift support
U
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
trunkair route
U
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
geriatrician
U
متخصص
osteopathist
U
متخصص
specialist
U
متخصص
skilled
U
متخصص
specialists
U
متخصص
adhoc
U
متخصص
expert
U
متخصص
au fait
U
متخصص
experts
U
متخصص
rhinologist
U
متخصص
geriatrist
U
متخصص
stylist
U
متخصص مد
stylists
U
متخصص مد
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
climatologist
U
متخصص اب وهوا
economists
U
متخصص اقتصاد
clinicians
U
متخصص بالینی
financier
U
متخصص مالی
clinician
U
متخصص بالینی
economist
U
متخصص اقتصاد
financiers
U
متخصص مالی
technicians
U
متخصص تکنیسین
actuaries
U
متخصص بیمه
neurologist
U
متخصص اعصاب
anaesthetist
U
متخصص بیهوشی
actuary
U
متخصص بیمه
cost accountant
U
متخصص ارزیابی
computer specialist
U
متخصص کامپیوتر
toxicologist
U
متخصص زهرشناسی
technician
U
متخصص فنی
electricians
U
متخصص برق
technician
U
متخصص تکنیسین
technicians
U
متخصص فنی
electrician
U
متخصص برق
computer professional
U
متخصص کامپیوتر
hygeist
U
متخصص بهداشت
geophysicist
U
متخصص ژئوفیزیک
ophlhalmologist
U
متخصص چشم
expert
U
متخصص کارشناس
outrebound
U
متخصص ریباند
geophysicists
U
متخصص ژئوفیزیک
skilled
U
متخصص تخصصی
hygienist
U
متخصص بهداشت
hydropathist
U
متخصص اب درمانی
hydrologist
U
متخصص اب شناسی
journeymen
U
کارگر متخصص
experts
U
متخصص کارشناس
journeyman
U
کارگر متخصص
media specialist
U
متخصص رسانه ها
gas man
U
متخصص گاز
algebraist
U
متخصص جبرومقابله
aurist
U
متخصص گوش
e. advice
U
نظر متخصص
skilled witness
U
شاهد متخصص
skilled workers
U
کارگران متخصص
cambist
U
متخصص ارز
specialist engineering
U
مهندس متخصص
ceramicist
U
متخصص سفالگری
ceramist
U
متخصص سفالگری
theologians
U
متخصص الهیات
theolog
U
متخصص الهیات
theologian
U
متخصص الهیات
financial e.
U
متخصص مالی
artillerist
U
متخصص توپخانه
an expert accountant
U
حسابدار متخصص
proficient
U
حاذق متخصص
pomologist
U
متخصص میوه
grammarians
U
متخصص دستور زبان
obstetrician
U
پزشک متخصص زایمان
statisticians
U
امارگر متخصص فن احصائیه
osteopaths
U
متخصص بیماریهای استخوان
competent
U
فنی متخصص کاردان
obstetricians
U
پزشک متخصص زایمان
osteopath
U
متخصص بیماریهای استخوان
statistician
U
امارگر متخصص فن احصائیه
grammarian
U
متخصص دستور زبان
obstetrician
U
متخصص زایمان قابله
exodontist
U
متخصص دندان کشی
obstetricians
U
متخصص زایمان قابله
cosmographer
U
متخصص کیهان شناسی
gerontologist
U
متخصص امراض پیری
gynecologist
U
متخصص بیماریهای زنان
hardware specialist
U
متخصص سخت افزار
hellenist
U
متخصص فرهنگ یونان
herpetologist
U
متخصص خزنده شناسی
histologist
U
متخصص بافت شناسی
horticulturist
U
متخصص عمل باغبانی
ideologist
U
متخصص علم تصور
internist
U
متخصص داروهای درونی
metllurgist
U
متخصص ذوب فلزات
geodesist
U
متخصص علم مساحی
gastronomist
U
متخصص غذای لذیذ
cutman
U
متخصص در جلوگیری ازخونریزی
data base specialist
U
متخصص پایگاه داده
data entry specialist
U
متخصص داده دهی
dermatologist
U
متخصص امراض پوست
diagnostician
U
متخصص تشخیص مرض
branch qualified officer
U
افسر متخصص رستهای
etymologer
U
متخصص علم اشتقاق
etymologist
U
متخصص علم صرف
astrophysicist
U
متخصص فیزیک نجومی
anatomist
U
متخصص علم تشریح
neuropathist
U
متخصص ناخوشیهای عصبانی
notionalist
U
متخصص علوم نظری
otologist
U
متخصص امراض گوش
metallurgist
U
متخصص ذوب اهن
botanists
U
متخصص گیاه شناسی
botanist
U
متخصص گیاه شناسی
jurists
U
متخصص حقوق خصوصی
jurist
U
متخصص حقوق خصوصی
cosmetologist
U
متخصص ارایش وزیبایی
tp perfect oneself in an art
U
در فنی متخصص شدن
gynaecologist
U
متخصص امراض زنانه
beauticians
U
متخصص ارایش وزیبایی
beautician
U
متخصص ارایش وزیبایی
metallurgists
U
متخصص ذوب اهن
municipalist
U
متخصص درامور شهرداری
pediatrician
U
پزشک متخصص اطفال
pisciculturist
U
متخصص ماهی پروری
political economist
U
متخصص علم ثروت
psychopathist
U
متخصص ناخوشیهای دماغی
pyrotechnist
U
متخصص اتش بازی
acoustician
U
متخصص علم شنوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com