Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
data base
U
مبنای اطلاعات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
push pop stack
U
ثباتی که اطلاعات را ازشمارنده برنامه گرفته ومکانهای ادرس دستورالعمل را بر مبنای "انکه اول رفته اخر خارج شود" ذخیره میکند
Other Matches
datum point
U
نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
time base
U
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
datum
U
سطح اب دریا سطح مبنای ارتفاع در نقشه برداری سطح مبنای مختصات
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
associative storage
U
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
datum error
U
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
false origin
U
مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
echo check
U
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
dow jones information service
U
سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
attributes
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attributing
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attribute
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
derived information
U
اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
radar correlation
U
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
aperture card
U
روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
trapdoor
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
automatic data processing
U
پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
map plane
U
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
height datum
U
سطح مبنای سنجش ارتفاع سطح مبنای ارتفاع
distance vector protocols
U
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
regrade
U
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
connection
U
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connexions
U
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
defense system aquisition
U
سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
civilian internee information bureau
U
دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
hexadecimal
U
مبنای 61
ternary
U
در مبنای سه
helps
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
help
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
negative acknowledgement
U
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
unit of issue
U
مبنای توزیع
fire base
U
مبنای اتش
troop basis
U
مبنای یکان
on trust
U
بر مبنای اعتبار
computer based
U
بر مبنای کامپیوتر
refrence
U
مبنای مقایسه
number base
U
مبنای عددی
sentience
U
مبنای حس وحساسیت
monetary base
U
مبنای پولی
ration basis
U
مبنای جیره
mobilization base
U
مبنای بسیج
tax base
U
مبنای مالیاتی
ternary
U
سه مبنایی در مبنای سه
basic of issue
U
مبنای توزیع
fixed radix
U
با مبنای ثابت
fuselage refrence line
U
خط مبنای بدنه
rationale
U
مبنای کار
force basis
U
مبنای یکان
binary number system
U
سیستم مبنای دو
datum line
U
خط مبنای سنجش
base of fire
U
مبنای اتش
windowing
U
1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
datum sweeping mark
U
علامت مبنای روبش
ruled based deduction
U
استنباط بر مبنای مقررات
basic tactical unit
U
یکان مبنای تاکتیکی
altitude separation
U
حد سطوح مبنای ارتفاع
mission load
U
بار مبنای عملیاتی
chart datum
U
مبنای عمق نقشه
troop basis
U
مبنای واگذاری یکان
datum plane
U
سطح مبنای اب دریا
fire support base
U
مبنای پشتیبانی اتش
base reserves
U
اماد مبنای ذخیره
hydrographic datum
U
سطح مبنای اب نگاری
meteorological datum plane
U
ایستگاه مبنای هواسنجی
computed goto
U
جهش بر مبنای محاسبه
software base
U
مبنای نرم افزار
basic of issue
U
مبنای واگذارکردن اقلام
wartime load
U
بار مبنای ناو
ratio decidendi
U
مبنای اصلی تصمیم
datum plane
U
سطح مبنای ارتفاع
force basis
U
یکانهای مبنای هر قسمت
plane of fire
U
سطح مبنای مسیر تیراندازی
ration basis
U
مبنای محاسبه جیره غذایی
hydrographic datum
U
سطح مبنای تعیین ارتفاع اب
color carrier reference
U
فاز مبنای حامل رنگ
peak load pricing
U
قیمت گذاری بر مبنای بارحداکثر
production base
U
مبنای تولید یا تولیدات ملی
altitude datum
U
سطح مبنای ارتفاع سنجی
reference number
U
اعداد مبنای نشانه روی
b
U
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
base of operations
U
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
basic load
U
بار مبنای مهمات یا وسایل
line of site
U
خط تراز یا مبنای افق توپ
keypad
U
و 0 تا 9 برای اعداد 0 در مبنای شانزده
bandwidth
U
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
ration scale
U
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
pay grade
U
ضریب ثابت حقوق یا مبنای حقوقی
master menu
U
لیست مبنای جیره غذایی اصلی
time preference theory of interest
U
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
ambulance basic relay post
U
پست مبنای کنترل ستون امبولانسها
denary notation
U
سیستم عددی در مبنای ده با استفاده از اعداد 0 تا 9
marginal productivity theory of
U
نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
hexadecimal notation
U
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
majority rule
U
شیوه رای گیری بر مبنای اکثریت ازاد
current purchasing power
U
حسابداری که در ان نرخهای جاری مبنای محاسبه میباشند
gyro plane
U
سطح مبنای ژیروسکوپی یاهدایت خودکار ناو
parametric estimate
U
براوردی که بر مبنای در نظرگرفتن متغیرها انجام میشود
base logistical command
U
یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
rectification
U
تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
hex
U
نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
an unprincipled conduct
U
رفتاریکه مبنای اخلاقی صحیحی نداشته باشد
stare decisis
U
قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
prosyllogism
U
قضیهای که نتیجه ان مبنای قضیه دیگر باشد
opportunism
U
بر مبنای نفع شخصی تغییر عقیده دادن
underconsumption theory of
U
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
hex
U
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
hexadecimal notation
U
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
equities
U
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
equity
U
اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
indicted
U
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
f
U
رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقداردهدهی عدد 51 است
e
U
رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده متنافر با مقداردهدهی عدد 41 است
indict
U
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicting
U
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
e r p
U
برنامهای که امریکا از سال 7491تا 1591 بر مبنای پیشنهادشانزده کشور اروپایی
indicts
U
متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
fox
U
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes
U
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxing
U
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
simulations
U
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
simulation
U
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
intelligence process
U
جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
racism
U
اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
popular front
U
ائتلافی که احزاب غیر فاشیست در 5391در انترناسیونال کمونیست پیشنهاد شد و بر مبنای ان دولتهایی نیز در فرانسه واسپانیا روی کار امد
specification
U
اوصاف و مشخصات دقیق یک اختراع که بر مبنای ان اختراع ثبت میشود
advalorem tax
U
مالیات بر مبنای ارزش مالیات براساس قیمت کالا
assemble capital stock
U
بقیه سرمایهای که به محض تقاضا قابل پرداخت است سرمایهای که بر مبنای ان مالیات محاسبه میشود
e
U
عدد در مبنای شانزده معادل عدد دهدهی 14
reference datum
U
سطح مبنای نقشه برداری سطح مبنا
refereeing
U
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
presentment
U
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
referee
U
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
refereed
U
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
referees
U
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
dog
U
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogs
U
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogging
U
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
gyrohorizon
U
افق ژیروسکوپ سطح مبنای ژیروسکوپ
altitude separation
U
اختلاف ارتفاع سطوح مبنای ارتفاع
area oriented
U
بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
Moghat
U
مقات
[نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
quantum valebat
U
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
egoism
U
یکی از اصول فلسفه ماکیاولی و عبارت است ازاعتقاد به خودپرستی وخودخواهی انسان که مبنای فلسفه او به نام اگوئیسم جهانی قرار گرفته است
intelligence
U
اطلاعات
witting
U
اطلاعات
counterintelligence
U
ضد اطلاعات
information
U
اطلاعات
data
U
اطلاعات
[pieces of]
information
U
اطلاعات
genetic information
U
اطلاعات وراثتی
data bank
U
بانک اطلاعات
essential elements of information
U
عناصراصلی اطلاعات
flow of information
U
گردش اطلاعات
financial data
U
اطلاعات مالی
data banks
U
بانک اطلاعات
filter center
U
مرکزتوزیع اطلاعات
departmental intelligence
U
اطلاعات اداری
secret
U
اطلاعات سری
data input
U
اطلاعات ورودی
data element
U
جزئیات اطلاعات
data element
U
عناصر اطلاعات
budget data
U
اطلاعات بودجه
data communication
U
انتقال اطلاعات
communication
U
عبور اطلاعات
combatintelligence
U
اطلاعات رزمی
critical intelligence
U
اطلاعات حیاتی
combat intelligence
U
اطلاعات رزمی
secrets
U
اطلاعات سری
data item
U
جزئیات اطلاعات
data processing
U
تهیه اطلاعات
information
U
مفروضات اطلاعات
defense information
U
اطلاعات دفاعی
defense information
U
اطلاعات نظامی
dissemination
U
پخش اطلاعات
assistant chief of staff,g (intelligenc
U
معاونت اطلاعات
data processing
U
امایش اطلاعات
data processing
U
پرورش اطلاعات
basic data
U
اطلاعات اولیه
critical intelligence
U
اطلاعات مهم
logistical data
U
اطلاعات لجستیکی
pemican
U
اطلاعات خلاصه
pemmican
U
اطلاعات خلاصه
perfect information
U
اطلاعات کامل
public information
U
اطلاعات عمومی
records available
U
اطلاعات موجود
spial
U
کسب اطلاعات
spial officer
U
افسرتجسس و اطلاعات
tactical intelligence
U
اطلاعات تاکتیکی
stationary information
U
اطلاعات لایتغیر
marketing intelligence
U
اطلاعات بازاریابی
meteorological data
U
اطلاعات هواسنجی
intelligence
U
اطلاعات نظامی
military intelligence
U
اطلاعات نظامی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com