Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to figure up
مبلغ یا میزان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
availability
U
میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
bond albedo
U
نسبت میزان نور بازتابش شده به میزان نوربرخوردکرده
tune
U
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tunes
U
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
lump sum
U
مبلغ کل
amounts
U
: مبلغ
tot
U
مبلغ
tots
U
مبلغ
amounts
U
مبلغ
lump sums
U
مبلغ کل
amounting
U
مبلغ
quantity
U
مبلغ
amount
U
: مبلغ
amount
U
مبلغ
amounted
U
: مبلغ
sums
U
مبلغ
amounting
U
: مبلغ
propagandist
U
مبلغ
propagandists
U
مبلغ
sum
U
مبلغ
quantum
U
مبلغ
quantities
U
مبلغ
promoters
U
مبلغ
summa
U
مبلغ
amounted
U
مبلغ
promoter
U
مبلغ
self adjusting
U
بخودی خود میزان شونده خود میزان
price
U
مبلغ شرطبندی
evengelist
U
مبلغ مسیحی
gross amount
U
مبلغ ناخالص
pittance
U
مبلغ جزئی
pin money
U
مبلغ ناچیز
entirenss
U
جمع کل مبلغ کل
chicken feed
U
مبلغ ناچیز
dribblet
U
مبلغ کوچک
roundest
U
مبلغ زیاد
round
U
مبلغ زیاد
prices
U
مبلغ شرطبندی
backing
U
مبلغ شرطبندی
the entire sum
U
تمامی مبلغ
convertor
U
مبلغ مذهبی
missioner
U
مبلغ مذهبی
converter
U
مبلغ مذهبی
turnover
U
مبلغ فروش
premiums
U
مبلغ بیمه
balance of the amount
U
باقیمانده مبلغ
premium
U
مبلغ بیمه
carry forward
U
مبلغ منقول
missionary
U
مبلغ مذهبی
twopence
U
مبلغ دو پنس
missionaries
U
مبلغ مذهبی
capitalization
U
جمع مبلغ سرمایه
it was a
U
مبلغ زیادی بود
exaggerated
U
مبلغ اغراق امیز
hikes
U
مبلغ رابالا بردن
ratal
U
مبلغ مشمول مالیات
hiking
U
مبلغ رابالا بردن
hiked
U
مبلغ رابالا بردن
hike
U
مبلغ رابالا بردن
deductible
U
مبلغ قابل کسر
isobath
U
خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
Fine words butter no parsnips.
U
از تعارف کم کم وبر مبلغ افزای
It was some consikerable amount.
U
مبلغ قابل ملاحظه ای بود
What is this amount for?
U
این مبلغ برای چیست؟
blank check
U
چک امضاء شده بدون مبلغ
surcharge
U
مبلغ جریمه نرخ اضافی
even money
U
مبلغ مساوی در شرط بندی
surcharges
U
مبلغ جریمه نرخ اضافی
investment
U
مبلغ سرمایه گذاری شده
investments
U
مبلغ سرمایه گذاری شده
i undertake to pay that sum
U
متعهد میشوم که ان مبلغ رابپردازم
net amount payable to contractor
U
مبلغ خالص قابل پرداخت به پیمانکار
bond discount
U
تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
The return on the bonds amounts to ...
U
مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
handicap stake
U
مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
entry fee
U
مبلغ پرداختی برای شرکت درمسابقه
outlay
U
مبلغ سرمایه گذاری شده خرج
discounted cash flow
U
مبلغ تنزیل شده پرداختها وهزینههای اتی
debt discount
U
تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
working capital
U
مبلغ اضافی سرمایه جاری پس از کسر بدهی
He deducts the amount from the invoice.
U
او
[مرد]
این مبلغ را از حساب کسر می کند.
auxiliary contours
U
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
cash-and-carry
U
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
small claim
U
ادعانامه یا تقاضای خسارتی که مبلغ ان از 00001 ریال کمتر است
regressive tax
U
مالیاتی که به نسبت کم شدن مبلغ پایه مالیات تنزل کند
cash and carry
U
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
The borrower is absolutely free to use the amount.
U
وام گیرنده کاملا مختار به استفاده ازاین مبلغ است .
cash-and-carries
U
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
face value
U
مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
dificiency
U
نقصان درامد و عدم کفایت مبلغ پیش بینی شده جهت اجرای کار
bond
U
سندی که به موجب ان خود ووارث و اوصیا و مباشرین امورش را به پرداخت مبلغ معینی به دیگری متعهد میکند
depth contour
U
خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
valued policy
U
بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
clearing a bill
U
محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
infiltration rate
U
میزان
yardsticks
U
میزان
unit
U
میزان
units
U
میزان
yardstick
U
میزان
levelled
U
میزان
libra
U
میزان
scales
U
میزان
levels
U
میزان
metres
U
میزان
leveled
U
میزان
librae
U
میزان
rhythm
U
میزان
noise level
U
میزان خش
rhythms
U
میزان
weight
U
میزان
scalage
U
میزان
metre
U
میزان
level
U
میزان
amounted
U
میزان
rate
U
میزان
amount
U
میزان
measure
U
میزان
meter
U
میزان
amounting
U
میزان
meters
U
میزان
amounts
U
میزان
balance
U
میزان
balances
U
میزان
volumes
U
میزان
adjustment
U
میزان
volume
U
میزان
rates
U
میزان
At the rate of . On a scale of .
U
به میزان
criterion
U
میزان
adjustments
U
میزان
sensitivity
U
میزان حساسیت
meter
U
مقیاس میزان
error rate
U
میزان خطا
effectiveness
U
میزان تاثیر
rate of turn
U
میزان گردش
meters
U
مقیاس میزان
isometrics
U
دارای یک میزان
alpha librae
U
الفا- میزان
isometric
U
دارای یک میزان
rate of climb
U
میزان صعود
rate of flow
U
میزان جریان
rate of loading
U
میزان بارگذاری
rate of output
U
میزان تولید
rain glass
U
میزان سنج
quantity discount
U
میزان تخفیف
tuned
U
میزان شده
quantum
U
درجه میزان
rain glass
U
میزان الهوا
humidity
U
میزان رطوبت
rate of spending
U
میزان مخارج
admission rate
U
میزان پذیرش
availability
U
میزان دسترسی
beta librae
U
بتا- میزان
equilibration
U
میزان کردن
delta librae
U
دلتا- میزان
degree of risk
U
میزان خطر
degree of protection
U
میزان حفافت
tempo
U
میزان سرعت
tempos
U
میزان سرعت
decrement
U
میزان کاهش
hygrometer
U
میزان الرطوبه
data rate
U
میزان داده
damage criteria
U
میزان ضایعات
demand surface
U
میزان تقاضا
focussing
U
میزان کردن
focusses
U
میزان کردن
evaporimter
U
میزان تبخیر
education stand
U
میزان تحصیلات
focus
U
میزان کردن
failure rate
U
میزان خرابی
focused
U
میزان کردن
goodness of fit
U
میزان انطباق
focuses
U
میزان کردن
discount rate
U
میزان تخفیف
focussed
U
میزان کردن
damage criteria
U
میزان خسارات
credit rating
U
میزان اعتبار
lapse rate
U
میزان افت
level of effort
U
میزان تلاش
libra
U
برج میزان
volume
U
تعداد میزان
calorimeter
U
میزان الحراره
line of cerdit
U
میزان اعتبار
volumes
U
تعداد میزان
aligns
U
میزان کردن
collimate
U
میزان کردن
knock rating
U
میزان بهسوزی
tune
U
میزان کردن
tunes
U
میزان کردن
align
U
میزان کردن
contour line
U
خط میزان منحنی
aligned
U
میزان کردن
consumption rate
U
میزان مصرف
aligning
U
میزان کردن
conductance
U
میزان هدایت
kiffa australis
U
بتا- میزان
collision rate
U
میزان برخورد
birthrate
U
میزان موالید
voltage balance
U
میزان ولتاژ
incidence
U
میزان بروز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com