English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
premium U مبلغ بیمه
premiums U مبلغ بیمه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
valued policy U بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
Other Matches
self insurance U بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
continuation clause U مادهای که درقرارداد بیمه ذکر گردیده وبراساس ان قراداد بیمه تمدیدمی گردد
excess loss cover U بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
exclusion clause U مادهای از قرارداد بیمه که در ان مواردی که مشمول بیمه نمیگردد ذکر شده است
accomodation line قبول یک نوع خطر به وسیله بیمه گزار وقتی با بیمه نامه های دیگری همراه است
open policy U بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
reassurances U بیمه اتکایی بیمه ثانوی
reassurance U بیمه اتکایی بیمه ثانوی
policies U بیمه نامه ورقه بیمه
policy U بیمه نامه ورقه بیمه
c & f U قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
amounts U : مبلغ
amounting U مبلغ
amounts U مبلغ
promoter U مبلغ
summa U مبلغ
amounting U : مبلغ
amounted U مبلغ
propagandists U مبلغ
propagandist U مبلغ
tot U مبلغ
tots U مبلغ
lump sum U مبلغ کل
lump sums U مبلغ کل
sum U مبلغ
sums U مبلغ
quantities U مبلغ
quantity U مبلغ
amount U : مبلغ
amounted U : مبلغ
amount U مبلغ
quantum U مبلغ
promoters U مبلغ
missionary U مبلغ مذهبی
missionaries U مبلغ مذهبی
chicken feed U مبلغ ناچیز
backing U مبلغ شرطبندی
dribblet U مبلغ کوچک
pittance U مبلغ جزئی
gross amount U مبلغ ناخالص
balance of the amount U باقیمانده مبلغ
carry forward U مبلغ منقول
converter U مبلغ مذهبی
evengelist U مبلغ مسیحی
convertor U مبلغ مذهبی
entirenss U جمع کل مبلغ کل
pin money U مبلغ ناچیز
prices U مبلغ شرطبندی
the entire sum U تمامی مبلغ
to figure up مبلغ یا میزان
twopence U مبلغ دو پنس
price U مبلغ شرطبندی
turnover U مبلغ فروش
round U مبلغ زیاد
roundest U مبلغ زیاد
missioner U مبلغ مذهبی
capitalization U جمع مبلغ سرمایه
deductible U مبلغ قابل کسر
hiking U مبلغ رابالا بردن
exaggerated U مبلغ اغراق امیز
hike U مبلغ رابالا بردن
hiked U مبلغ رابالا بردن
hikes U مبلغ رابالا بردن
it was a U مبلغ زیادی بود
ratal U مبلغ مشمول مالیات
even money U مبلغ مساوی در شرط بندی
surcharge U مبلغ جریمه نرخ اضافی
i undertake to pay that sum U متعهد میشوم که ان مبلغ رابپردازم
What is this amount for? U این مبلغ برای چیست؟
surcharges U مبلغ جریمه نرخ اضافی
blank check U چک امضاء شده بدون مبلغ
It was some consikerable amount. U مبلغ قابل ملاحظه ای بود
investments U مبلغ سرمایه گذاری شده
investment U مبلغ سرمایه گذاری شده
Fine words butter no parsnips. U از تعارف کم کم وبر مبلغ افزای
bond discount U تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
outlay U مبلغ سرمایه گذاری شده خرج
The return on the bonds amounts to ... U مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
entry fee U مبلغ پرداختی برای شرکت درمسابقه
handicap stake U مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
net amount payable to contractor U مبلغ خالص قابل پرداخت به پیمانکار
discounted cash flow U مبلغ تنزیل شده پرداختها وهزینههای اتی
debt discount U تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
working capital U مبلغ اضافی سرمایه جاری پس از کسر بدهی
He deducts the amount from the invoice. U او [مرد] این مبلغ را از حساب کسر می کند.
small claim U ادعانامه یا تقاضای خسارتی که مبلغ ان از 00001 ریال کمتر است
cash-and-carries U نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash and carry U نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash-and-carry U نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
The borrower is absolutely free to use the amount. U وام گیرنده کاملا مختار به استفاده ازاین مبلغ است .
regressive tax U مالیاتی که به نسبت کم شدن مبلغ پایه مالیات تنزل کند
face value U مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
dificiency U نقصان درامد و عدم کفایت مبلغ پیش بینی شده جهت اجرای کار
bond U سندی که به موجب ان خود ووارث و اوصیا و مباشرین امورش را به پرداخت مبلغ معینی به دیگری متعهد میکند
insurer, underwriter U بیمه گر
insurance premium U حق بیمه
level premium U حق بیمه
insurance permium U حق بیمه
assurer U بیمه گر
insurance U بیمه
aids to trade U بیمه
premiums U حق بیمه
cost,insurance,freight and exchange(cif& U بیمه
insurance U حق بیمه
premium U حق بیمه
insurer U بیمه گر
assurances U بیمه
underwriters U بیمه گر
assurance U بیمه
underwriter U بیمه گر
insurers U بیمه گر
contingency insurance U بیمه احتیاطی
fire insurance U بیمه حریق
comprehensive insurance U بیمه کامل
liability insurance U بیمه بدهی
social insurance U بیمه اجتماعی
credit insurance U بیمه اعتبار
deductible U فرانشیز بیمه
policy U بیمه نامه
insurance agent U نماینده بیمه
term insurance U بیمه موقت
premium U وثیقه حق بیمه
comprehensive insurance U بیمه جامع
employer's liability insurance company U شرکت بیمه
reinsurer U بیمه گر اتکائی
reinsurance U بیمه اتکائی
reinsurance U بیمه اتکایی
reinsurance U بیمه مجدد
insurant U بیمه گذار
property insurance U بیمه دارائی
insured, policy holder U بیمه شده
assured U بیمه شده
joint insurance U بیمه اشتراکی
leading insurer U بیمه گر اصلی
policy holder U دارنده بیمه
marine insurance U بیمه دریایی
marine insurance U بیمه بحری
premiums U وثیقه حق بیمه
old age insurance U بیمه بازنشستگی
pension insurance U بیمه بازنشستگی
assured U بیمه گزار
insurance cover U پوشش بیمه
insurance company U شرکت بیمه
health insurance U بیمه بهداشت
health insurance U بیمه تندرستی
health insurance U بیمه بهداشتی
insurable U بیمه کردنی
industrial insurance U بیمه صنعتی
insurability U بیمه برداری
insurable U بیمه شدنی
insurable U قابل بیمه
insurance agent U عامل بیمه
insurance broker U دلال بیمه
insurance broker U واسطه بیمه
insurance certificate U بیمه مشترک
insurance certificate U بیمه اتکایی
insurance certificate U گواهی بیمه
hull insurance U بیمه بدنه
life insurance U بیمه عمر
assurance U گستاخی بیمه
life assurance U بیمه عمر
life assurance U بیمه جان
accident insurance U بیمه حوادث
accident insurance U بیمه تصادفات
actuary U متخصص بیمه
assuring U بیمه کردن
actuary U کارشناس بیمه
assurable U بیمه کردنی
insurance policy U بیمه نامه
assurances U گستاخی بیمه
assurance U بیمه عمر
national insurance U بیمه اجتماعی
national insurance U بیمه ملی
assurances U بیمه عمر
insurance policies U قرارداد بیمه
insurance policies U بیمه نامه
insurance policies U سند بیمه
insurance policy U قرارداد بیمه
insurance policy U سند بیمه
life insurance U بیمه زندگی
insurance U پول بیمه
insure U بیمه کردن
class d allotment U کسورات بیمه
assure U بیمه کردن
cargo insurance U بیمه محموله
cargo insurance U بیمه بار
cargo insurance U بیمه محمولات
wagering policy U بیمه قماری
unemployment insurance U بیمه بیکاری
to u. a policy of insurance U سند بیمه
policies U بیمه نامه
co insurance U بیمه مشترک
coinsurance U بیمه اتکایی
coinsurance U بیمه مشترک
liability insurance U بیمه تعهدی
actuaries U متخصص بیمه
actuaries U کارشناس بیمه
assurer U بیمه کننده
assures U بیمه کردن
blanket insurance U بیمه کلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com