Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
plaster background
U
مایه گچ کاری سفیدکاری ساختمان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
building enterprise
U
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
enterprise network
U
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
To sell at coast price .
U
مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
blindingly
U
صیقل کاری ساختمان
blinding
U
صیقل کاری ساختمان
paint work
U
رنگ کاری ساختمان
trowel
U
ماله گچ کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
brick trowel
U
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
mason's trowel
U
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
trowel
U
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
bricklayer's trowel
U
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
pipe clay
U
گل سفید ویژه سفیدکاری وساختن سرچپق و چاپ چلوار
bituminous binder
U
مایه اتصال هیدروکربوری چسب مایه قیری
building system
U
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
angle-post
U
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer
U
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dependency
U
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building
U
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
civil engineering contractor
U
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
coach-house
U
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
rotundas
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotunda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotonda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil
U
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
constructional feature
U
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
block structure
U
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
double shell constraction
U
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
base shear
U
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
blow torch
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
U
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torching
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
pence for any thing
U
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing
U
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
glid
U
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
formulae
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
low-pitched
U
کم مایه
genitor
U
مایه
germen
U
مایه
principal
U
مایه
gravamen
U
مایه غم
motifs
U
مایه
stock
U
: مایه
wishy washy
U
کم مایه
stocked
U
: مایه
low pitched
U
کم مایه
principals
U
مایه
motif
U
مایه
thinners
U
کم مایه
resource
U
مایه
thinnest
U
کم مایه
thin
U
کم مایه
thins
U
کم مایه
thinned
U
کم مایه
wishy-washy
U
کم مایه
affrighter
U
مایه ترس
petiolin
U
خیو مایه
phlogiston
U
مایه اتش
trivial
U
کم مایه بدیهی
rich lime
U
اهک پر مایه
plastic clay
U
خاک رس پر مایه
tough clay
U
خاک رس پر مایه
rear waistlock and forward single leg
U
درو با مایه از مچ پا
poor gas
U
گاز کم مایه
origin
U
سرچشمه مایه
poor lime
U
اهک کم مایه
eyesore
U
مایه نفرت
principal and profit
U
مایه و سود
origins
U
سرچشمه مایه
libidos
U
زیست مایه
libido
U
زیست مایه
bothering
U
مایه زحمت
dreary
U
مایه افسردگی
nuisances
U
مایه رنجش
nuisance
U
مایه رنجش
bothers
U
مایه زحمت
bothered
U
مایه زحمت
bother
U
مایه زحمت
mitigative
U
مایه کاهش
molif
U
مایه اصلی
eyesores
U
مایه نفرت
placebos
U
مایه تسکین
placebo
U
مایه تسکین
chromaticity
U
فام مایه
compressive
U
مایه تراکم
concretive
U
مایه انجماد
cumbersome
U
مایه زحمت
pests
U
مایه ازارواسیب
pest
U
مایه ازارواسیب
meagre lime
U
اهک کم مایه
leaven
U
خمیر مایه
rich mix
U
مخلوط پر مایه
the root of dispute
U
مایه نزاع
wet blankets
U
مایه یاس
binders
U
چسب مایه
to tone up
U
کم مایه شدن
binders
U
بست مایه
binder
U
چسب مایه
deplorable
U
مایه دلسوزی
vaccines
U
مایه ابله
vaccine
U
مایه ابله
comforting
U
مایه تسلی
comforted
U
مایه تسلی
comfort
U
مایه تسلی
wage funds
U
مایه دستمزد
chills
U
مایه دلسردی
chill
U
مایه دلسردی
binder
U
بست مایه
accelerative
U
مایه افزایش
comforts
U
مایه تسلی
brewer's yeast
U
مایه ابجو
resourceful
U
پر مایه و مبتکر
honourable
U
مایه سرافرازی
leavening
U
خمیر مایه
emulsifier
U
مایه امولسیون
rouser
U
مایه حیرت
leavens
U
خمیر مایه
scunner
U
مایه نفرت
making
U
مایه کامیابی
nest eggs
U
مایه اندوخته
nest egg
U
مایه اندوخته
short clay
U
خاک کم مایه
bones of contention
U
مایه نفاق
bone of contention
U
مایه نفاق
staff of life
U
مایه حیات
emulsifiers
U
مایه امولسیون
wet blanket
U
مایه یاس
surpriser
U
مایه حیرت
Principal and interest .
U
مایه وسود
source
U
مایه مبداء
baits
U
مایه تطمیع
baited
U
مایه تطمیع
heartbreaking
U
مایه دل شکستگی
rennet
U
پنیر مایه
criticaster
U
نقاد کم مایه
rennet
U
مایه ماست
drearier
U
مایه افسردگی
motifs
U
مایه اصلی
endoplasm
U
درون مایه
dreariest
U
مایه افسردگی
cumbrous
U
مایه زحمت
gazing stock
U
مایه عبرت
gaping stock
U
مایه حیرت
down and out
U
بکلی بی مایه
down-and-out
U
بکلی بی مایه
off key
خارج از مایه
down-and-outs
U
بکلی بی مایه
feeding cloth
U
مایه رسان
feeling tone
U
مایه احساسی
aggravative
U
مایه تشدید
motif
U
مایه اصلی
key note
U
معرف مایه
key note
U
مایه نما
disfiguration
U
مایه زشتی
cuse of a
U
مایه هراس
pure color
U
رنگ مایه
asphaltene
U
مایه قیری
inoculation
U
مایه کوبی
inoculations
U
مایه کوبی
unfortunate
U
مایه تاسف
laughingstock
U
مایه خنده
bait
U
مایه تطمیع
lean concrete
U
بتن کم مایه
inoculator
U
مایه کوب
lee shore
U
مایه خطر
barm
U
مایه ابجو
regrettably
U
بطور مایه تاسف
small farmers
U
کشاورزان خرد یا کم مایه
standing switch
U
رودست با مایه ارنج
to put one's best foot forward
<idiom>
U
از دل و جان مایه گذاشتن
to promise well
U
مایه امیدواری بودن
dissatisfactory
U
مایه عدم رضایت
swipes
U
ابجو بد وکم مایه
vaccine
U
مایه واکسن
[پزشکی]
awesome
U
مایه هیبت یا حرمت
It is a source lf pride .
U
مایه افتخار است
derision
U
مایه خنده وتمسخر
abdicative
U
مایه کناره گیری
principal
U
مایه سرمایه اصلی
He who pays the piper calls the tune .
U
بی مایه فطیر است
I have prompted this .
U
این را من مایه آمده ام
ectoplasm
U
اکتوپلاسم برون مایه
curing compound
U
مایه عمل اورنده
principals
U
مایه سرمایه اصلی
double arm roll from front
U
زیر با مایه کلندون
frailest
U
گول خور بی مایه
shockinjg
U
مایه انزجار برخورنده
one cannot make an omlette without breaking eggs
<idiom>
U
بی مایه فطیر است
penny a line
U
ارزان نویس بی مایه
husbandŠs tea
U
چایی کم مایه و سرد
vaccination card
U
دفترچه مایه کوبی
pay the piper
U
بی مایه فطیر است
bituminous binder
U
بست مایه هیدروکربنه
solace
U
مایه تسلی ارامش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com