Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 250 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
f. of books
U
مایل به کت اب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
willing
U
مایل
sidling
U
مایل
awry
U
بطور مایل
suntan
U
قهوه مایل بسرخ
suntans
U
قهوه مایل بسرخ
beige
U
رنگ قهوهای روشن مایل بزرد و خاکستری
auburn
U
قهوهای مایل به قرمز
auburn
U
رنگ قرمز مایل به زرد
cedar
U
رنگ قرمز مایل به زرد
cedars
U
رنگ قرمز مایل به زرد
tan
U
مازویی قهوهای مایل به زرد
umber
قهوه ای مایل به زرد
caramel
U
مایل به قرمز
caramels
U
مایل به قرمز
mahogany
U
رنگ قهوهای مایل به قرمز
carbuncle
U
رنگ نارنجی مایل به قرمز
carbuncles
U
رنگ نارنجی مایل به قرمز
lama
U
رنگ زرد مایل بقرمز
lamas
U
رنگ زرد مایل بقرمز
solicitous
U
مایل نگران
solicitously
U
مایل نگران
skew
U
مایل
skewing
U
مایل
skews
U
مایل
slanting
U
مایل
inclined
U
مایل
nautical mile
U
مایل دریایی
nautical mile
U
مایل دریایی معادل 0581متر
nautical miles
U
مایل دریایی
nautical miles
U
مایل دریایی معادل 0581متر
rubicund
U
رنگ مایل به قرمز
scarlet
U
قرمز مایل به زرد
sloping
U
مایل
agreeable
U
مایل
gauche
U
مایل
wilful
U
مشتاق مایل
gaff
U
میله مایل
bevelled
U
مایل
mile
U
مایل
miles
U
مایل
blueish
U
مایل به ابی
bluish
U
مایل به ابی
interested
U
مایل
fond
U
مایل مشتاق
fonder
U
مایل مشتاق
fondest
U
مایل مشتاق
maroon
U
شاه بلوط اروپایی رنگ خرمایی مایل بقرمز درجزیره دورافتاده یاجاهای مشابهی رها شدن یا گیر افتادن
sallow
U
رنگ خاکستری مایل به زرد وسبز
cameo
U
رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
cameos
U
رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
royal blue
U
رنگ ابی مایل بارغوانی روشن
mauve
U
رنگ بنفش مایل به ارغوانی سیر
homosexual
U
مایل به جنس خود
homosexuals
U
مایل به جنس خود
desirous
U
مایل
decline
U
مایل شدن رو بزوال گذاردن
declined
U
مایل شدن رو بزوال گذاردن
declines
U
مایل شدن رو بزوال گذاردن
declining
U
مایل شدن رو بزوال گذاردن
yellowish
U
مایل بزردی
greyish
U
مایل به خاکستری
like
U
مایل بودن
liked
U
مایل بودن
likes
U
مایل بودن
terra cotta
U
گل صورت سازی قرمز مایل به قهوهای
tawnier
U
تیره زرد مایل بقهوهای
tawniest
U
تیره زرد مایل بقهوهای
tawny
U
تیره زرد مایل بقهوهای
grizzlies
U
خاکستری یا مایل به خاکستری
grizzly
U
خاکستری یا مایل به خاکستری
petunia
U
رنگ قرمز مایل بابی
petunias
U
رنگ قرمز مایل بابی
pansies
U
رنگ قرمز مایل به ابی
pansy
U
رنگ قرمز مایل به ابی
raisin
U
رنگ قرمز مایل به ابی
raisins
U
رنگ قرمز مایل به ابی
anemone
U
لالهء نعمان رنگ قرمز مایل به ابی
anemones
U
لالهء نعمان رنگ قرمز مایل به ابی
pitching
U
مایل
pinkish
U
مایل به رنگ صورتی
oblique
U
مایل
oblique
U
مایل کج
purplish
U
مایل به ارغوانی
purply
U
مایل به ارغوانی
brownish
U
مایل به قهوهای یاخرمایی
bay
U
سرخ مایل به قرمز
bayed
U
سرخ مایل به قرمز
baying
U
سرخ مایل به قرمز
bays
U
سرخ مایل به قرمز
hoary
U
سفید مایل به خاکستری
reddish
U
مایل بقرمز
reddish
U
مایل بسرخی زننده
lurid
U
رنگ زرد مایل به قرمز
luridly
U
رنگ زرد مایل به قرمز
gooseberries
U
رنگ سیاه مایل به ارغوانی
gooseberry
U
رنگ سیاه مایل به ارغوانی
blackish
U
مایل به سیاه تیره
albescent
U
مایل به سفیدی
aslant
U
بطور مایل
aslant
U
حرکت مایل
Other Matches
loxodrome
U
خط مایل
nothing loath
U
مایل
lickerish
U
مایل
italic
U
مایل
bevel
U
مایل
bevel
U
پخ مایل
declivous
U
مایل
inclinable
U
مایل
propense
U
مایل
rath
U
مایل
rathe
U
مایل
studious of doing a thing
U
مایل
studious to do a thing
U
مایل
slantingly
U
کج یا مایل
willful
U
مایل
sideling
U
مایل
geographical mile
U
مایل جغرافیایی
cant
U
سطح مایل
centripetal
U
مایل به مرکز
to incline to green
U
یا مایل بودن
chamfer
U
مایل شدن
comatant
U
مایل بجنگ
statute mile
U
مایل رسمی
three point perspective
U
پرسپکتیو مایل
bitterish
U
مایل به تلخی
viridescent
U
مایل به سبز
flavescent
U
مایل بزردی
xanthic
U
مایل به زردی
whity
U
مایل به سفید
whitey
U
مایل به سفید
greeny
U
مایل بسبز
oblique perspective
U
پرسپکتیو مایل
oblique projection
U
تصویر مایل
oblique rotation
U
چرخش مایل
oblique section
U
مقطع مایل
slant range
U
برد مایل
the mast has raked
U
مایل کردن
oblique system
U
سیستم مایل
obliquely
U
بطور مایل
side flow weir
U
سر ریز مایل
recessive
U
مایل ببازگشت
oblique lattice
U
شبکه مایل
solicitous to go
U
مایل به رفتن
mile ohm
U
مایل- اهم
he has a good mind
U
مایل است
he is f. her
U
مایل اوست
he was found of her
U
مایل او بود
the mast has raked
U
مایل شدن
incline plane
U
سطح مایل
inclined compression
U
فشار مایل
inclined drilling
U
حفاری مایل
inclined face of dam
U
نمای مایل سد
lief
U
مطلوب مایل
sourish
U
مایل به ترشی
oppositive
U
مایل به ضدیت
i am unwilling to go
U
مایل نیستم بروم
loxodromics
U
کشتی رانی در خط مایل
incilnable to do something
U
مایل کردن بکاری
inclined barrel arch
U
طاق گهوارهای مایل
inclined barrel arch
U
طاق ضربی مایل
low oblique
U
عکس مایل پایین
inclined coil meter
U
سنجه با پیچک مایل
isabella
U
زرد مایل به خاکستری
isabel
U
زرد مایل به خاکستری
purple red
U
قرمز مایل به ارغوانی
inclined shear plane
U
سطح برش مایل
luteovirescent
U
زرد مایل بسبز
oblimax rotation
U
چرخش مایل بیشینه
mph
U
مخفف مایل در ساعت
to be prepared to go
U
مایل به رفتن بودن
they canŠif they so wishŠ.....
U
اگر مایل باشندمیتوانند...........
tattletale gray
U
سفید مایل بخاکستری
griseous
U
خاکستری مایل به ابی
sloping barrel vault
U
طاق ضربی مایل
sloping barrel vault
U
سقف گهوارهای مایل
roll piercing process
U
روش نورد مایل
oblique shock wave
U
موج ضربهای مایل
pea green
U
زرد مایل بسبز
swart
U
سبزه مایل به سیاه
oblimin rotation
U
چرخش مایل کمینه
he is not willing to go
U
مایل برفتن نیست
grege
U
اردهای مایل به خاکستری
green with a blue tint
U
سبز مایل به ابی
buffyy
U
مایل به رنگ نخودی
he is indisposed to go
U
مایل نیست برود
cuesta
U
جلگه مایل یااریب
he was not inclined to go
U
مایل برفتن نبود
canescent
U
سفید مایل به تار
he was found of her
U
باو مایل بود
oxford blue
U
ابی سیر مایل به ارغوانی
slate black
U
رنگ ارغوانی مایل بسیاه
peacock blue
U
رنگ ابی مایل بسبز
rufous
U
بور خرمایی مایل بقرمز
ruffous
U
بور خرمایی مایل بقرمز
sea green
U
رنگ سبز مایل بابی
slate blue
U
رنگ ابی مایل به خاکستری
teal blue
U
رنگ ابی مایل به خاکستری
shell pink
U
رنگ قرمز مایل به زرد
loxodromic
U
وابسته به کشتی رانی در خط مایل
What's the charge per mile?
U
اجاره هر مایل چقدر است؟
It's about 2 miles from ...
آن تقریبا 2 مایل دور از ... است.
backswept
U
برگشته بطور مایل واریب
hoar
U
سفید مایل به خاکستری موسفید
indian red
U
خاک سرخ مایل بزرد
rust
U
رنگ قرمز مایل به قهوه ای
taupe
U
رنگ خاکستری مایل به قهوهای
ti turn in
U
سوی پایین مایل بودن
mikado
U
رنگ زرد مایل به قرمز
matelot
U
رنگ ابی مایل بقرمز
sienna
U
انواع خاکهای قهوهای مایل به زرد
olive gray
U
رنگ سبز مایل بزرد خاکستری
forest green
U
رنگ سبز تیره مایل بزرد
platinum blonde
U
دارای موی زرد مایل به سفید
gley
U
خاک رس چسبناک وخاکستری مایل به ابی
sap green
U
رنگ زرد مایل به سبز سیر
royal purple
U
رنگ ارغوانی مایل بقرمز سیر
glaucous
U
دارای رنگ سبز مایل به زرد
osmium
U
عنصر فلزی سخت و ابی مایل بسفید
oblique perspective
U
پرسپکتیوی که تمام خطوط اصلی ان مایل باشد
mignonette
U
یکجور توری فریف سبز مایل به سفید
towhead
U
کسیکه موهای مایل به سفیدیا خاکستری دارد
manila paper
U
یک نوع کاغذ محکم برنگ زرد مایل به قهوهای
mil gridded oblique
U
عکس مایل شبکه بندی شده به مقیاس میلیمی
rompy
U
مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن
rompish
U
مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن
off road racing
U
مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
grivet
U
نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی
Is mileage included?
U
آیا شامل مایل مسافت پیموده شده هم میشود؟
kermesse
U
مسابقه دوچرخه سواری 3 تا5 مایل در شهر و خارج
i had half a mind to go
U
چندان مایل برفتن نبودم انقدر ها میل نداشتم بروم
superspeedway
U
مسیر مسابقه معمولی 2 در5/2 مایل با کنارههای باشیب تند
seed pearl
U
مروارید کوچک وبی قاعده رنگ کمرنگ مایل بخاکستری
vee engine
U
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در یک ردیف و بصورت مایل به یکدیگرقرار گرفته اند
v engine
U
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در دو ردیف مایل بشکل 7 قرار گرفته اند
ventral
U
تیغه قائم یا مایل بصورت ثابت یا لولایی در زیر یا عقب هواپیما
oblique weir
U
در تصویر افقی سرریزی استکه تاج ان نسبت به جریان اب مایل باشد
raker
U
تیری که پشت دیوار بطور مایل می بندند تادیوار سقوط نکند
wing photograph
U
نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
off roader
U
شرکت کننده درمسابقه موتورسیکلت رانی درزمینهای ناهموار برای چندصد مایل
to ask somebody out
U
از کسی پرسیدن که آیا مایل است
[با شما]
بیرون برود
[جامعه شناسی]
y scale
U
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
hottentot
U
یکی از انواع بومیهای جنوب افریقا که اندامی کوتاه ورنگ قهوهای مایل به زرددارند
oblique compartment
U
قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
effective demand
U
تقاضای موثرعبارت است از مقدار کالائی که خریداران در قیمتهای موجود مایل و قادر به خریدان هستند
hot money
U
منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
fuchsine
U
رنگ قرمز مایل به ابی که برای رنگ امیزی پشم وابریشم وچرم بکا رمیرود
x scale
U
در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
fuchsin
U
رنگ قرمز مایل به ابی که برای رنگ امیزی پشم وابریشم وچرم بکا رمیرود
straw yellow
U
رنگ زرد براق مایل به قرمز رنگ زرد کهربایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com