English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pinkish U مایل به رنگ صورتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
check U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
pictogram U خط صورتی
figured U صورتی
facial vision U بینایی صورتی
nervus facialis U عصب صورتی
facial nerve U عصب صورتی
trigon U گروه سه صورتی
pinker U رنگ صورتی
pinkest U رنگ صورتی
pink رنگ صورتی
Mistyrose <adj.> <noun> U نوعی صورتی
Pale pink U صورتی کمرنگ
Rosepink <adj.> <noun> U نوعی صورتی
Oldrose <adj.> <noun> U صورتی پررنگ
maiolica U یکجور کاشی صورتی
Cerise <adj.> <noun> U نوعی صورتی پررنگ
Magneta <adj.> <noun> U نوعی صورتی پررنگ
isolation U در صورتی که ولتاژ قط ع شود و..
majolica U یکجور کاشی صورتی
Rosybrown <adj.> <noun> U رنگی میان صورتی وقهوه ای
Salmon <adj.> <noun> U رنگی میان صورتی و نارنجی
bind U به صورتی که قابل اجرا باشد
binds U به صورتی که قابل اجرا باشد
to i. any thing with figures U یا صحههای صورتی به چیزی زدن
doughface U دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
zeros U پرش شرطی در صورتی که پرچم یا ثباتی صفر باشد
jump instruction U پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
omr U و به صورتی که قابل پردازش در کامپیوتر باشد تبدیل میکند
zero U پرش شرطی در صورتی که پرچم یا ثباتی صفر باشد
zeroes U پرش شرطی در صورتی که پرچم یا ثباتی صفر باشد
table of precedence U صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
bevel U مایل
desirous U مایل
inclinable U مایل
italic U مایل
lickerish U مایل
loxodrome U خط مایل
oblique U مایل
inclined U مایل
slanting U مایل
skews U مایل
pitching U مایل
oblique U مایل کج
sloping U مایل
mile U مایل
interested U مایل
declivous U مایل
miles U مایل
bevelled U مایل
bevel U پخ مایل
f. of books U مایل به کت اب
gauche U مایل
agreeable U مایل
skewing U مایل
skew U مایل
studious of doing a thing U مایل
slantingly U کج یا مایل
sideling U مایل
willing U مایل
rath U مایل
propense U مایل
studious to do a thing U مایل
willful U مایل
sidling U مایل
nothing loath U مایل
rathe U مایل
signalled U تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
information U دانش نمایش داده شده به شخص به صورتی که قابل فهم باشد
signaled U تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signal U تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
the mast has raked U مایل شدن
bitterish U مایل به تلخی
three point perspective U پرسپکتیو مایل
liked U مایل بودن
cant U سطح مایل
aslant U حرکت مایل
aslant U بطور مایل
centripetal U مایل به مرکز
likes U مایل بودن
albescent U مایل به سفیدی
xanthic U مایل به زردی
whity U مایل به سفید
whitey U مایل به سفید
viridescent U مایل به سبز
purplish U مایل به ارغوانی
purply U مایل به ارغوانی
to incline to green U یا مایل بودن
the mast has raked U مایل کردن
reddish U مایل بقرمز
chamfer U مایل شدن
comatant U مایل بجنگ
he was found of her U مایل او بود
oblique section U مقطع مایل
incline plane U سطح مایل
inclined compression U فشار مایل
inclined drilling U حفاری مایل
inclined face of dam U نمای مایل سد
oblique rotation U چرخش مایل
oblique projection U تصویر مایل
oblique perspective U پرسپکتیو مایل
lief U مطلوب مایل
oblique lattice U شبکه مایل
he is f. her U مایل اوست
he has a good mind U مایل است
greeny U مایل بسبز
statute mile U مایل رسمی
sourish U مایل به ترشی
solicitous to go U مایل به رفتن
slant range U برد مایل
side flow weir U سر ریز مایل
recessive U مایل ببازگشت
oppositive U مایل به ضدیت
obliquely U بطور مایل
oblique system U سیستم مایل
flavescent U مایل بزردی
geographical mile U مایل جغرافیایی
mile ohm U مایل- اهم
like U مایل بودن
greyish U مایل به خاکستری
caramel U مایل به قرمز
caramels U مایل به قرمز
solicitously U مایل نگران
nautical mile U مایل دریایی
nautical miles U مایل دریایی
solicitous U مایل نگران
wilful U مشتاق مایل
gaff U میله مایل
blueish U مایل به ابی
yellowish U مایل بزردی
bluish U مایل به ابی
fond U مایل مشتاق
fonder U مایل مشتاق
awry U بطور مایل
fondest U مایل مشتاق
interrupt U حالتی که در آن در صورتی که وقفه رخ دهد تمام وضعیتهای ماشین و برنامه حفظ می شوند
normalize U تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalizes U تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalising U تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
copyhold U تصرف زمین بموجب رونوشت صورتی که درمحکمه ارباب تیول تنظیم میش
normalises U تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
autos U امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
interrupting U حالتی که در آن در صورتی که وقفه رخ دهد تمام وضعیتهای ماشین و برنامه حفظ می شوند
auto U امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
interrupts U حالتی که در آن در صورتی که وقفه رخ دهد تمام وضعیتهای ماشین و برنامه حفظ می شوند
defaulting U نرخ baud درمودم که در صورتی استفاده میشود که چیز دیگری انتخاب نشود
voltages U وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
voltage U وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
identity U دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
defaulted U نرخ baud درمودم که در صورتی استفاده میشود که چیز دیگری انتخاب نشود
identities U دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
defaults U نرخ baud درمودم که در صورتی استفاده میشود که چیز دیگری انتخاب نشود
normalised U تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
default U نرخ baud درمودم که در صورتی استفاده میشود که چیز دیگری انتخاب نشود
he is not willing to go U مایل برفتن نیست
suntans U قهوه مایل بسرخ
he was found of her U باو مایل بود
he was not inclined to go U مایل برفتن نبود
auburn U قهوهای مایل به قرمز
incilnable to do something U مایل کردن بکاری
he is indisposed to go U مایل نیست برود
griseous U خاکستری مایل به ابی
grege U اردهای مایل به خاکستری
rubicund U رنگ مایل به قرمز
scarlet U قرمز مایل به زرد
green with a blue tint U سبز مایل به ابی
mph U مخفف مایل در ساعت
i am unwilling to go U مایل نیستم بروم
inclined barrel arch U طاق گهوارهای مایل
inclined barrel arch U طاق ضربی مایل
to be prepared to go U مایل به رفتن بودن
luteovirescent U زرد مایل بسبز
sloping barrel vault U طاق ضربی مایل
sloping barrel vault U سقف گهوارهای مایل
oblimax rotation U چرخش مایل بیشینه
oblimin rotation U چرخش مایل کمینه
oblique shock wave U موج ضربهای مایل
purple red U قرمز مایل به ارغوانی
roll piercing process U روش نورد مایل
loxodromics U کشتی رانی در خط مایل
suntan U قهوه مایل بسرخ
low oblique U عکس مایل پایین
inclined shear plane U سطح برش مایل
inclined coil meter U سنجه با پیچک مایل
they canŠif they so wishŠ..... U اگر مایل باشندمیتوانند...........
tattletale gray U سفید مایل بخاکستری
isabel U زرد مایل به خاکستری
isabella U زرد مایل به خاکستری
swart U سبزه مایل به سیاه
umber قهوه ای مایل به زرد
pea green U زرد مایل بسبز
cuesta U جلگه مایل یااریب
canescent U سفید مایل به تار
blackish U مایل به سیاه تیره
bay U سرخ مایل به قرمز
bayed U سرخ مایل به قرمز
baying U سرخ مایل به قرمز
hoary U سفید مایل به خاکستری
reddish U مایل بسرخی زننده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com