Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bitterish
U
مایل به تلخی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bitterness
U
تلخی
poignancy
U
تلخی
acrimoniousness
U
تلخی
galls
U
تلخی گستاخی
glumness
U
اوقات تلخی
gall
U
تلخی گستاخی
virulence
U
تلخی تندی
tantrums
U
اوقات تلخی
asperity
U
تلخی وخشونت
bad blood
U
تلخی تندی
tantrum
U
اوقات تلخی
bitters of life
U
تلخی ها یامرارتهای زندگی
He is antipathetic( a sourpuss).
U
آدم تلخی است
wrath
U
اوقات تلخی زیاد
His failure was a bitter experience.
U
شکستن تجربه تلخی شد
scold
U
اوقات تلخی کردن
indignantly
U
از روی اوقات تلخی
scolds
U
اوقات تلخی کردن
huff
U
اوقات تلخی کردن
scolded
U
اوقات تلخی کردن
the fat is in the fire
U
اوقات تلخی پیش خواهدامد
chafes
U
اوقات تلخی کردن به عصبانیت
chafing
U
اوقات تلخی کردن به عصبانیت
chafe
U
اوقات تلخی کردن به عصبانیت
dudgeon
U
اوقات تلخی دسته خنجر
exasperatingly
U
از روی خشم و اوقات تلخی
to snap one's nose or head off
U
بکسی پریدن واوقات تلخی کردن
picamar
U
روغن تلخی که از قیر چوب بدست می اید
quassia
U
یکجور درخت که ازچوب ان داروی تلخی درست میشود
labdanum
U
ماده معطر تلخی که از انواع لادن بدست میاید
phlorizin
U
ماده تلخی که ازپوست ریشه درخت سیب ومانندان گرفته میشود
exasperated
U
ازجادربردن اوقات تلخی کردن کردن برانگیختن
exasperating
U
ازجادربردن اوقات تلخی کردن کردن برانگیختن
exasperates
U
ازجادربردن اوقات تلخی کردن کردن برانگیختن
exasperate
U
ازجادربردن اوقات تلخی کردن کردن برانگیختن
pitching
U
مایل
inclinable
U
مایل
f. of books
U
مایل به کت اب
loxodrome
U
خط مایل
oblique
U
مایل کج
nothing loath
U
مایل
lickerish
U
مایل
italic
U
مایل
oblique
U
مایل
desirous
U
مایل
declivous
U
مایل
propense
U
مایل
slantingly
U
کج یا مایل
sidling
U
مایل
studious of doing a thing
U
مایل
inclined
U
مایل
slanting
U
مایل
skews
U
مایل
skewing
U
مایل
skew
U
مایل
studious to do a thing
U
مایل
bevel
U
پخ مایل
bevel
U
مایل
willful
U
مایل
sloping
U
مایل
agreeable
U
مایل
rath
U
مایل
interested
U
مایل
rathe
U
مایل
willing
U
مایل
miles
U
مایل
mile
U
مایل
bevelled
U
مایل
sideling
U
مایل
gauche
U
مایل
flavescent
U
مایل بزردی
the mast has raked
U
مایل شدن
albescent
U
مایل به سفیدی
geographical mile
U
مایل جغرافیایی
aslant
U
بطور مایل
aslant
U
حرکت مایل
whitey
U
مایل به سفید
comatant
U
مایل بجنگ
cant
U
سطح مایل
chamfer
U
مایل شدن
centripetal
U
مایل به مرکز
greeny
U
مایل بسبز
oppositive
U
مایل به ضدیت
side flow weir
U
سر ریز مایل
slant range
U
برد مایل
solicitous to go
U
مایل به رفتن
sourish
U
مایل به ترشی
statute mile
U
مایل رسمی
the mast has raked
U
مایل کردن
three point perspective
U
پرسپکتیو مایل
to incline to green
U
یا مایل بودن
viridescent
U
مایل به سبز
whity
U
مایل به سفید
xanthic
U
مایل به زردی
obliquely
U
بطور مایل
oblique system
U
سیستم مایل
oblique section
U
مقطع مایل
he has a good mind
U
مایل است
he is f. her
U
مایل اوست
he was found of her
U
مایل او بود
incline plane
U
سطح مایل
inclined compression
U
فشار مایل
inclined drilling
U
حفاری مایل
inclined face of dam
U
نمای مایل سد
lief
U
مطلوب مایل
recessive
U
مایل ببازگشت
mile ohm
U
مایل- اهم
oblique lattice
U
شبکه مایل
oblique perspective
U
پرسپکتیو مایل
oblique projection
U
تصویر مایل
oblique rotation
U
چرخش مایل
likes
U
مایل بودن
purplish
U
مایل به ارغوانی
nautical mile
U
مایل دریایی
nautical miles
U
مایل دریایی
wilful
U
مشتاق مایل
gaff
U
میله مایل
blueish
U
مایل به ابی
bluish
U
مایل به ابی
fond
U
مایل مشتاق
fonder
U
مایل مشتاق
fondest
U
مایل مشتاق
like
U
مایل بودن
yellowish
U
مایل بزردی
greyish
U
مایل به خاکستری
liked
U
مایل بودن
solicitously
U
مایل نگران
purply
U
مایل به ارغوانی
caramels
U
مایل به قرمز
reddish
U
مایل بقرمز
caramel
U
مایل به قرمز
awry
U
بطور مایل
solicitous
U
مایل نگران
auburn
U
قهوهای مایل به قرمز
oblimin rotation
U
چرخش مایل کمینه
homosexuals
U
مایل به جنس خود
suntans
U
قهوه مایل بسرخ
luteovirescent
U
زرد مایل بسبز
loxodromics
U
کشتی رانی در خط مایل
suntan
U
قهوه مایل بسرخ
low oblique
U
عکس مایل پایین
oblimax rotation
U
چرخش مایل بیشینه
isabella
U
زرد مایل به خاکستری
isabel
U
زرد مایل به خاکستری
inclined shear plane
U
سطح برش مایل
homosexual
U
مایل به جنس خود
oblique shock wave
U
موج ضربهای مایل
swart
U
سبزه مایل به سیاه
tattletale gray
U
سفید مایل بخاکستری
purple red
U
قرمز مایل به ارغوانی
sloping barrel vault
U
طاق ضربی مایل
sloping barrel vault
U
سقف گهوارهای مایل
rubicund
U
رنگ مایل به قرمز
scarlet
U
قرمز مایل به زرد
brownish
U
مایل به قهوهای یاخرمایی
they canŠif they so wishŠ.....
U
اگر مایل باشندمیتوانند...........
roll piercing process
U
روش نورد مایل
to be prepared to go
U
مایل به رفتن بودن
mph
U
مخفف مایل در ساعت
pea green
U
زرد مایل بسبز
umber
قهوه ای مایل به زرد
inclined coil meter
U
سنجه با پیچک مایل
green with a blue tint
U
سبز مایل به ابی
hoary
U
سفید مایل به خاکستری
blackish
U
مایل به سیاه تیره
bayed
U
سرخ مایل به قرمز
bays
U
سرخ مایل به قرمز
he was found of her
U
باو مایل بود
he is not willing to go
U
مایل برفتن نیست
buffyy
U
مایل به رنگ نخودی
canescent
U
سفید مایل به تار
baying
U
سرخ مایل به قرمز
he is indisposed to go
U
مایل نیست برود
bay
U
سرخ مایل به قرمز
cuesta
U
جلگه مایل یااریب
i am unwilling to go
U
مایل نیستم بروم
griseous
U
خاکستری مایل به ابی
grege
U
اردهای مایل به خاکستری
he was not inclined to go
U
مایل برفتن نبود
reddish
U
مایل بسرخی زننده
inclined barrel arch
U
طاق گهوارهای مایل
pinkish
U
مایل به رنگ صورتی
incilnable to do something
U
مایل کردن بکاری
inclined barrel arch
U
طاق ضربی مایل
slate blue
U
رنگ ابی مایل به خاکستری
slate black
U
رنگ ارغوانی مایل بسیاه
gooseberries
U
رنگ سیاه مایل به ارغوانی
raisins
U
رنگ قرمز مایل به ابی
raisin
U
رنگ قرمز مایل به ابی
gooseberry
U
رنگ سیاه مایل به ارغوانی
shell pink
U
رنگ قرمز مایل به زرد
sea green
U
رنگ سبز مایل بابی
rust
U
رنگ قرمز مایل به قهوه ای
cedar
U
رنگ قرمز مایل به زرد
rufous
U
بور خرمایی مایل بقرمز
carbuncle
U
رنگ نارنجی مایل به قرمز
ruffous
U
بور خرمایی مایل بقرمز
pansy
U
رنگ قرمز مایل به ابی
teal blue
U
رنگ ابی مایل به خاکستری
nautical miles
U
مایل دریایی معادل 0581متر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com