English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
taxi stand U ماندگاه مجاز تاکسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
taxiway U راه تاکسی یا باند تاکسی
parking lots U ماندگاه
parking lot U ماندگاه
settletment U ماندگاه
parking U ماندگاه توقفگاه بی سقف
piggybacks U دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggyback U دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
legit U نمایش مجاز تاتر مجاز
visiting correspondent U نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
cab U تاکسی
Taxi! U تاکسی!
shore boat U تاکسی اب
Taxi U تاکسی
cabs U تاکسی
taxicab U تاکسی
taxicabs U تاکسی
cabstand U توقفگاه تاکسی
taxies U تاکسی یا خودروی
taxi U تاکسی یا خودروی
taxied U تاکسی کردن
taxied U تاکسی خودروی
cab drivers U رانندهی تاکسی
taxied U تاکسی یا خودروی
taxies U تاکسی خودروی
taxies U تاکسی کردن
taxi U تاکسی کردن
taxi U تاکسی خودروی
taxiing U تاکسی خودروی
cabman U راننده تاکسی
shore boat U تاکسی ساحلی
cabby U راننده تاکسی
cabbies U راننده تاکسی
taximan U راننده تاکسی
cabbie U راننده تاکسی
taxiing U تاکسی یا خودروی
taxiing U تاکسی کردن
cab driver U رانندهی تاکسی
taxiway U مسیر تاکسی کردن
taximeter U مسافت نمای تاکسی
minicab U اتومبیل کوچک مخصوص تاکسی
taxiway U جاده یا راه تاکسی رو فرودگاه
taximeter U نشان دهنده کرایه تاکسی
turn off guidance U راهنمای تاکسی کردن هواپیما
The cab neared [approached] 20th Street. U تاکسی به خیابان بیستم نزدیک شد.
minicabs U اتومبیل کوچک مخصوص تاکسی
Where can I get a taxi? U کجا میتوانم تاکسی بگیرم.
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
Where can I get a taxi? U کجا میتوانم یک تاکسی بگیرم.
turn off guidance U هدایت هواپیماروی باند تاکسی کردن
cabstand [American E] U توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
taxi stand U توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
taxi rank [British E] U توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
cruisers U کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
Where can I get a taxi? U کجا میتوانم تاکسی سوار شوم.
cruiser U کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
To pick up a passenger. U مسافر سوار کردن ( تاکسی ؟ اتوبوس )
Where can I get a taxi? U کجا میتوانم یک تاکسی سوار شوم.
bare base U فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
authorized level of organization U سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
wheel load U فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
tropologic U مجاز
toluene U حد مجاز
licensed U مجاز
certified U مجاز
authorrized U مجاز
at liberty U مجاز
admittable U مجاز
permissive U مجاز
allowable U مجاز
rated U مجاز
licensable U مجاز
metonymy U مجاز
authorized U مجاز
admissibll U مجاز
commissioned U مجاز
permitted U مجاز
permissible U مجاز
allowed U مجاز
lawful U مجاز
admissible U مجاز
legal U مجاز
authorised U مجاز
permissible velocity U سرعت مجاز
idiographic U وابسته به مجاز
height clearance U ارتفاع مجاز
tolerances U تفاوت مجاز
tolerances U خطای مجاز
tolerance U تفاوت مجاز
tolerance U خطای مجاز
licit U روا مجاز
trope U مجاز استعاره
troplogy U مجاز گوئی
accredited U مجاز معتبر
impermissible U غیر مجاز
safe load U بار مجاز
revocable contract U عقد مجاز
permissible load U بار مجاز
permissible dosage U دوز مجاز
permissible velocity U تندی مجاز
permissibly U بطور مجاز
permissible deviation U تفاوت مجاز
not allowed U غیر مجاز
metonym U مجاز مرسل
maximum prr ermissible U مجاز حداکثر
justifiability U مجاز بودنی
prescribed load U بار مجاز
tolerance limit U خطای مجاز
working load U بار مجاز
unauthorized U غیر مجاز
allowances U میزان مجاز
allowance U میزان مجاز
figuratively U بطور مجاز
complements U حد مجاز مکمل
complemented U حد مجاز مکمل
complement U حد مجاز مکمل
frees U مجاز منفصل
freeing U مجاز منفصل
freed U مجاز منفصل
free U مجاز منفصل
settings U شدت مجاز
lawfully U به طور مجاز
on the house <idiom> U مجاز درکاری
permitting U مجاز کردن
fair game U شکار مجاز
legitimised U مجاز کردن
legitimises U مجاز کردن
legitimising U مجاز کردن
legitimization U مجاز کردن
legitimize U مجاز کردن
legitimized U مجاز کردن
legitimizes U مجاز کردن
legitimizing U مجاز کردن
permits U مجاز کردن
licensing hours زمان مجاز
permit U مجاز کردن
setting U شدت مجاز
allowable cargo load U حداکثربار مجاز
dose U مقدار مجاز
allowed vibrations U ارتعاشهای مجاز
allowable level U تراز مجاز
authorized program U برنامه مجاز
circuit allocated use U مدارچانلهای مجاز
authorized strength U استعداد مجاز
speed limit U سرعت مجاز
speed limits U سرعت مجاز
admitance U روا مجاز
working stress U تنش مجاز
allowable stress U تنش مجاز
allowable load U بار مجاز
ban item U غیر مجاز
complementing U حد مجاز مکمل
allowable cargo load U بار مجاز
bona fide holder U دارنده مجاز
authorise U مجاز نمودن
authorised clerk U واسطه مجاز
authorized bank U بانک مجاز
authorized manpower U استعدادپرسنلی مجاز
dosing U مقدار مجاز
authorized allowance U سهمیه مجاز
contraband U غیر مجاز
dosed U مقدار مجاز
bag limit U حد مجاز صید
doses U مقدار مجاز
delegation of authority U مجاز شمردن
authorized allowance supplies U سهمیه مجاز اماد
prescribed load U بار مهمات مجاز
tensile stress U تنش کششی مجاز
authorized parts list U لیست قطعات مجاز
authorized allowance supplies U سهمیه اماد مجاز
authorized manpower U نیروی انسانی مجاز
allowed energy levels U ترازهای انرژی مجاز
authorized parts list U سهمیه مجاز قطعات
ratings U نحوه عملکرد مجاز
twenty four hour charge rate U امپر مجاز باتری
forbidden band U نوار غیر مجاز
table of allowance U جدول سهمیه مجاز
safe loads tables U جداول بارهای مجاز
allowed quantum state U حالت کوانتومی مجاز
rating U نحوه عملکرد مجاز
tare U وزن مجاز یک فرف
personnel authorization U سطح پرسنلی مجاز
permissible dosage U میزان داروی مجاز
maximum allowable concentration U حداکثر غلظت مجاز
manpower cieling U حداکثرنیروی انسانی مجاز
licitly U بطور مجاز یا مشروع
ranged U مجموعه مقادیر مجاز
ranges U مجموعه مقادیر مجاز
numbers U مجموعه مقادیر مجاز
illigal character U کاراکتر غیر مجاز
illigal character U دخشه غیر مجاز
illicit advertising U تبلیغ غیر مجاز
eligible traffic U عبور و مرور مجاز
number U مجموعه مقادیر مجاز
maximum permissible load U بار مجاز حداکثر
maximum permissible voltage U ولتاژ مجاز حداکثر
allowable cabin load U بار مجاز هواپیما
personnel authorization U جدول پرسنلی مجاز
peak strenght U حداکثر استعداد مجاز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com