English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
good U مال منقول محموله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
moveable by destination U منقول در حکم غیر منقول
condequent U منقول
personal U منقول
personal U منقول خصوصی
narrated consensus U اجماع منقول
personal action U دعوی منقول
personal state U دارایی منقول
personal chattels U دارایی منقول
carry forward U منقول ساختن
moveable property U مال منقول
moveable property U دارائی منقول
movables U مال منقول
movableness U منقول نابرجا
movable property U مال منقول
carry forward U مبلغ منقول
to carry forward U منقول ساختن
to carry over U منقول ساختن
chattel U دارائی منقول
immovable U غیر منقول
movable U دارائی منقول
chattel U اموال منقول
immovableness U غیر منقول دادن
immovable property U مال غیر منقول
hereditaments U دارایی غیر منقول
goods and chattels U اموال و دارائیهای منقول
real action U دعوی غیر منقول
irreplaceable U غیر منقول بی عوض
real property U دارایی غیر منقول
brought forward U منقول ازصفحه پیش
fixed property U اموال غیر منقول
immovable U دارایی غیر منقول
personal property U دارایی شخصی منقول
personal chattels U دارایی شخصی منقول
heritage U ماترک ترکه غیر منقول
chattel U مال منقول دارایی شخصی
immovable by nature U مال غیر منقول ذاتی
realty U دارایی غیر منقول ملک
real action U دعوی راجع به اموال غیر منقول
jus mariti U حق مرد نسبت به دارایی منقول زنش
incumbrance U حق رهن یا حبس نسبیت به مال غیر منقول
freightage U محموله
lading U محموله
delivery U محموله
shipment [American] U محموله
unitized cargo U تک محموله
consignment U محموله
consignments U محموله
load U محموله
loads U محموله
shipment U محموله
cargoes U محموله
cargo U محموله
consignment U محموله
batch U یک محموله
batches U یک محموله
shipments U محموله
freight U محموله
cadastre U مامور ثبت وممیزی املاک مزروعی وغیر منقول
consignment U محموله مرسوله
consignments U محموله مرسوله
cargo insurance U بیمه محموله
shipper U محموله کشتی
bulk cargo U محموله حجیم
cargo U محموله کشتی
loading U بار محموله
cargoes U محموله کشتی
backload U محموله مراجعت
air consignment U محموله هوایی
return cargo U محموله برگشت
tallyman U مسئول کنترل محموله
consignment U محموله کالای ارسالی
cargo U محموله دریایی بار
jettisoning U به دریا ریزی محموله
jettisoned U به دریا ریزی محموله
jettison U به دریا ریزی محموله
consignments U محموله کالای ارسالی
jettisons U به دریا ریزی محموله
consignee U دریافت کننده محموله
cargoes U محموله دریایی بار
air bill U بارنامه محموله هوایی
damaged shipments U محموله خسارت دیده
salvages U کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
break bulk cargo U محموله بسته بندی شده
cargo manifest U افهارنامه شرح محموله کشتی
salvage money U جایزه نجات کشتی یا محموله
salvaging U کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
consolidated vehicle table U فهرست خودروهای محموله در کشتی
salvaged U کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
salvage U کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
jettison of cargo U محموله را به هنگام خطر به دریا ریختن
wrongshipped U محموله ایکه اشتباها" ارسال شده
transire U اجازه گمرک جهت انتقال محموله
hurdles U دیواریکه مواد محموله اب رامتوقف میکند
hurdle U دیواریکه مواد محموله اب رامتوقف میکند
manifest U لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifests U لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifesting U لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifested U لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
conveyancing U در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
real representative U قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
tenant in fee simple U متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
tail U واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tails U واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tailed U واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
reversion U هبه کردن مال غیر منقول بخ کسی به شرط حدوث امری در خارج یا گذشتن مدت معین هبه مشروط
tare and tret U وزن بسته یا لفاف یا جعبه محموله و مقدار کمبود وزنی که در نتیجه حمل و نقل درمحموله ایجاد میشود وقابل قبول است
tenant by curtesy U عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
contraband U کالای قاچاق محموله قاچاق
transhipment U انتقال محموله از یک وسیله نقلیه به وسیله نقلیه دیگر
carnet U اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com