English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
land tax U مالیات بر زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
land tax U مالیات زمین
Other Matches
ability to pay principle of taxation U اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
incidence of taxation U تحمل کننده نهایی مالیات کسی که بار اصلی مالیات رابه دوش می کشد
advalorem tax U مالیات بر مبنای ارزش مالیات براساس قیمت کالا
remission of taxes U صرف نظر از گرفتن مالیات گذشت از مالیات
excise U مالیات کالاهای داخلی مالیات غیرمستقیم
excise tax U مالیات برفروش مالیات غیر مستقیم
assessment U ممیزی مالیات وضع مالیات
assessments U ممیزی مالیات وضع مالیات
tax evasion U عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
nonneutralities of income taxation U خنثی نبودن مالیات بر درامد بی طرف نبودن مالیات بردرامد
levied U مالیات بندی مالیات
levied U اخذ مالیات مالیات
levies U مالیات بندی مالیات
levying U مالیات بندی مالیات
levies U اخذ مالیات مالیات
levy U مالیات بندی مالیات
levying U اخذ مالیات مالیات
taxation U مالیات بندی مالیات
levy U اخذ مالیات مالیات
regressive income tax U مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
producers burden of tax U بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying U پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing U موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone U موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground U زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse U نوعی موشک زمین به زمین
biosphere U قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik U زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight U پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john U موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
drop U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose U دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point U نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost U لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
geomagnetism U نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography U نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer U نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile U موشک زمین به زمین
ground resolution U قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall. U بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade U قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
impost U مالیات
Scot U مالیات
taxes U مالیات
tax U مالیات
taxation U مالیات
taxed U مالیات
sess U مالیات
gabelle U مالیات
tithing U مالیات ده یک
cess U مالیات
gabel U مالیات
yield tax U مالیات بر عایدی
estate duty U مالیات بر ارث
surtax U مالیات اضافی
wealth tax U مالیات بر ثروت
commercial tax U مالیات بازرگانی
compulsory levies U مالیات اجباری
death tax U مالیات بر ارث
wage tax U مالیات بر مزد
surtax U اضافه مالیات
income taxes U مالیات برعایدات
income taxes U مالیات بر درامد
taxpayer U مالیات دهنده
burdensome tax U مالیات مزاحم
duty free U معاف ار مالیات
taxpayers U مالیات بده
deductible U مالیات پذیر
basis of tax U ماخذ مالیات
ratepayer U مالیات دهنده
after tax U پس از وضع مالیات
double taxation U مالیات مضاعف
ratepayers U مالیات دهنده
assessor U ممیز مالیات
taxpayers U مالیات دهنده
income tax U مالیات بر درامد
income tax U مالیات برعایدات
capitation taxes U مالیات سرانه
taxpayer U مالیات پرداز
capital tax U مالیات بر سرمایه
taxpayer U مالیات بده
taxpayers U مالیات پرداز
total tax load U کل بار مالیات
capital levy U مالیات بر سرمایه
capital levy U مالیات برسرمایه
tax year مالیات سالانه
scot free U معاف از مالیات
scot-free U معاف از مالیات
direct tax U مالیات مستقیم
direct taxation U مالیات مستقیم
excise U مالیات بستن بر
excise duties U مالیات غیرمستقیم
indirect taxation U مالیات غیرمستقیم
levying U مالیات بندی
tax-free <adj.> U معاف از مالیات
tax-exempt <adj.> U معاف از مالیات
non-taxable <adj.> U معاف از مالیات
non-assessable <adj.> U معاف از مالیات
taxless <adj.> U معاف از مالیات
free from taxes <adj.> U بدون مالیات
free from taxes <adj.> U معاف از مالیات
imposes U مالیات بستن بر
impose U مالیات بستن بر
levies U وصول مالیات
levies U مالیات بندی
levy U وضع مالیات
levy U وصول مالیات
levy U مالیات بندی
levying U وضع مالیات
levying U وصول مالیات
levies U وضع مالیات
levied U مالیات بندی
assessing U مالیات بستن به
assessing U مالیات بستن بر
assesses U مالیات بستن به
assesses U مالیات بستن بر
assessed U مالیات بستن بر
assess U مالیات بستن به
assess U مالیات بستن بر
levied U وضع مالیات
levied U وصول مالیات
free of tax [only after nouns] <adj.> U بدون مالیات
death duties U مالیات بر ارث
assessed U مالیات بستن به
Scot U مالیات بستن بر
poll tax U مالیات سرانه
exempt from taxes [only after nouns] <adj.> U بدون مالیات
death duty U مالیات بر ارث
assessment U وضع مالیات
assessment U براورد مالیات
assessments U تعیین مالیات
assessments U وضع مالیات
assessments U براورد مالیات
zero-rated <adj.> U معاف از مالیات
assessment U تعیین مالیات
exempt from taxation [only after nouns] <adj.> U معاف از مالیات
exempt from taxes [only after nouns] <adj.> U معاف از مالیات
exempt from taxation [only after nouns] <adj.> U بدون مالیات
zero-rated <adj.> U بدون مالیات
tax-free <adj.> U بدون مالیات
tax-exempt <adj.> U بدون مالیات
non-taxable <adj.> U بدون مالیات
non-assessable <adj.> U بدون مالیات
taxless <adj.> U بدون مالیات
free of tax [only after nouns] <adj.> U معاف از مالیات
corporation tax U مالیات بر شرکتها
tax base U ماخذ مالیات
imposition U باج مالیات
octroi U مالیات دم دروازه
occupation tax U مالیات شغل
occupation tax U مالیات اصناف
nuisance tax U مالیات پردردسر
sales tax U مالیات فروش
sales tax U مالیات بر فروش
taxes U مالیات گرفتن از
neutral tax U مالیات خنثی
neutral tax U مالیات بی طرف
tax cuts U کاهش مالیات
tax deduction U کاهش مالیات
rental tax U مالیات مستغلات
per head tax U مالیات سرانه
tax in kind U مالیات جنسی
tax function U تابع مالیات
highway user tax U مالیات حق عبور
tax free U معاف از مالیات
sale tax U مالیات بر فروش
tax free U بخشوده از مالیات
tax farmer U مستاجر مالیات
tax exempt U معاف از مالیات
purchase tax U مالیات بر معاملات
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com