Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
seis
U
مالک شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
lord
U
مالک
lords
U
مالک
esquire
U
مالک زمین ارباب
absentee
U
مالک غایب
absentees
U
مالک غایب
theft
U
بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
thefts
U
بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
hire purchase
U
کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
inherit
U
مالک شدن جانشین شدن
inheriting
U
مالک شدن جانشین شدن
inherits
U
مالک شدن جانشین شدن
dedication
U
در CL ممکن است این تاسیس به وسیله فعل صریح و رسمی مالک ایجادشود و یا به موجب قانون از برخی از افعال مالک
dedications
U
در CL ممکن است این تاسیس به وسیله فعل صریح و رسمی مالک ایجادشود و یا به موجب قانون از برخی از افعال مالک
landlord
U
مالک
landlords
U
مالک
proprietress
U
مالک
proprietresses
U
مالک
owner
U
مالک
owners
U
مالک
have
U
مالک بودن ناگزیر بودن
have
U
مالک
having
U
مالک بودن ناگزیر بودن
having
U
مالک
proprietor
U
مالک
proprietors
U
مالک
yeoman
U
خرده مالک کشاورز
yeoman
U
مالک جزء
yeomen
U
خرده مالک کشاورز
yeomen
U
مالک جزء
own
U
مالک بودن
owned
U
مالک بودن
owning
U
مالک بودن
owns
U
مالک بودن
derelict
U
ترک شده بوسیله مالک یا قیم
angel
U
مالک
angels
U
مالک
laird
U
ملاک خرده مالک
lairds
U
ملاک خرده مالک
householder
U
مالک خانه
householders
U
مالک خانه
proprietary
U
متعلق به ملاک وابسته به مالک
landed
U
مالک
possessor
U
مالک
possessors
U
مالک
absentee landlord
U
مالک غایب
apollyon
U
مالک دوزخ
at owner's risks
U
ریسک به عهده مالک
at the owner's risk
U
با قید اینکه هرگونه خسارت بعهده مالک
at the owner's risk
U
بعهده مالک
benefical owner of an estate
U
مالک بهره برداریک دارایی
car owner
U
مالک اتومبیل
deforce
U
بزورمالی را از مالک گرفتن
ejectment
U
باز پس گرفتن زمین غصبی ازغاصب بعلاوه کلیه خسارات وارده به مالک اصلی
equitable estate
U
در CL مرتهن بالقوه مالک عین مرهونه میشود و بعلاوه تاسیسی وجوددارد که به موجب ان می توان حق از گرو دراوردن ملک را از راهن سلب کرد
escheat
U
در CLاراضیی را گویند که پس ازفوت مالک به علت عدم وجودوراث قانونی به مالکیت دولت درمی اید
estate at will
U
در CLواگذاری ملکی است که به کسی به عنوان اجاره با قیداین شرط که مستاجر عین مستاجره را به میل مالک اداره کند
fee tail
U
تقسیم مالکیت اراضی بین مالک و دیگری به نحوی که نصف ان برای خود مالک ونیم دیگر به منتقل الیه
fee tail
U
تقسیم تناصفی اراضی از طرف مالک ملک موقوف یا حبس شده
fixed stock
U
مالک انحصاری سهام
foreclose a mortgage
U
فک رهن ملکی را از مالک ان سلب کردن
freeholder
U
مالک مطلق
goodman
U
خرده مالک
ground landlord
U
مالک عرصه
holding company
U
شرکتی که مالک سهام یک یاچند شرکت میباشدودرسیاست انان مداخله میکند
holding company
U
شرکت مالک
joint owner
U
مالک مشاع
owner of a property
U
مالک
owner of root or seed
U
مالک اصله یا حبه
ownerless
U
بی مالک
reputed owner
U
مالک اعتباری
reputed owner
U
در CL تاجرورشکسته مالک اعتباری کلیه اموالی که در تصرف داردتلقی میشود ولو اینکه واقعا" مالک انها نباشد و این از نظر حفظ حقوق غرماء است
ship's husband
U
مباشر و مالک نماینده کشتی
shipowner
U
مالک کشتی
sole owner
U
مالک منحصر
supercargo
U
نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
tenant at will
U
متصرف به میل و اراده مالک
tenant by sufference
U
متصرف با رضایت ضمنی مالک
tenant by sufference
U
مالک معترض اونشود و تصرفش ادامه پیداکند این عنوان به او اطلاق میشود
timocracy
U
مالک سالاری
unearned icremrnt
U
افزایش بهای ملک در نتیجه اباد شدن محل نه کوشش مالک
unearned increment
U
افزایش بهای ملک در نتیجه اباد شدن محل نه کوشش مالک
use and occupation
U
عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
usura maritima
U
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
yeomanly
U
خرده مالک کشاورز
yeomanly
U
مالک جزء
homeowner
U
مالک
homeowners
U
مالک
smallholder
U
خرده مالک
smallholders
U
خرده مالک
to have something
U
مالک چیزی بودن
to have something at one's disposal
U
مالک چیزی بودن
to hold
U
مالک بودن
to have
U
مالک بودن
to possess
U
مالک بودن
to have possession of
U
مالک بودن
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com