English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
new marxism U مارکسیسم نوین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dogmatic marxism U مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
Marxism U مارکسیسم
dogmatic marxism U مارکسیسم جزمی
stalinism U سیستم فکری مارکسیسم به نحوی که استالین ان را تعبیر و تفسیرکرده است
young U نوین
modern U نوین
latter-day U نوین
younger U نوین
leninism U اصول عقاید لنین مارکسیسم با تفسیر واستنباطی که لنین از ان به منظور انطباق با ایدئولوژی مذکور با وضع روسیه کرده است
modernization U نوین سازی
modern sector U بخش نوین
modern system U نظام نوین
modernly U بطرز نوین
neo hebraic U عبری نوین
neodoxy U اصول نوین
new fashion U طرز نوین
modern physics U فیزیک نوین
Art Nouveau U هنر نوین
modernists U نوین گرا
modernist U نوین گرا
modernize U نوین کردن
modernising U نوین کردن
modernises U نوین کردن
modernised U نوین کردن
modernized U نوین کردن
modernizes U نوین کردن
modernizing U نوین کردن
new U نوین جدیدا
anew U بطرز نوین
new- U نوین جدیدا
newer U نوین جدیدا
newest U نوین جدیدا
modernism U نوین گرایی
modernization U نوین گری
verslibre U شعر بسبک نوین
neologize U دارای عقاید نوین
new general catalogue U فهرست عمومی نوین
neo christianity U دین نوین مسیح
neo plasticism U شکل افرینی نوین
neo platonism U فلسفه افلاطونی نوین
neo romanesque U رومی وار نوین
neologian U وابسته به تعلیمات نوین مذهبی
neologian U متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
misoneism U مخالف با نظم نوین یااصلاحات تازه
neological U ناشی از تجد د مذهبی وابسته به اصول نوین یاواژه سازی در زبان
bolshevism U مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
rearming U تجهیز کردن بااسلحه نوین تجدید جنگ افزار کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com