English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
exclusion clause U ماده مستثنی کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
antiset U ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
female connector U دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolants U ماده سرماساز ماده خنک کننده
coolant U ماده سرماساز ماده خنک کننده
fuel cooled oil cooler U خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
plasticizer U ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
fillers U ماده پر کننده
filler U ماده پر کننده
insulated layer U ماده ایزوله کننده
moderates U ماده معتدل کننده
mordant U ماده ثابت کننده
acidulating agent U ماده اسیدی کننده
sorbent U ماده جذب کننده
insulating material U ماده ایزوله کننده
accelerant U ماده تسریع کننده
accelerating agent U ماده تسریع کننده
acidifier U ماده اسیدی کننده
moderating U ماده معتدل کننده
moderated U ماده معتدل کننده
emulsifier U ماده امولسیون کننده
emulsifiers U ماده امولسیون کننده
coolant U ماده خنک کننده
clarificant U ماده تصفیه کننده
coolants U ماده خنک کننده
wetting agent U ماده خیس کننده
disinfector U ماده ضدعفونی کننده
diluting media U ماده رقیق کننده
diluent U ماده رقیق کننده
illuminant U ماده روشن کننده
moderate U ماده معتدل کننده
coolants U ماده سرد کننده
coolant U ماده سرد کننده
novocain U ماده بی حس کننده موضعی پروکائین
fumigant U ماده ضد عفونی کننده تدخینی
siccative U ماده خشک کننده رنگ
insulant U ماده مقاومت کننده مقاوم
cleansers U وسیله یا ماده تمیز کننده
cleanser U وسیله یا ماده تمیز کننده
naphthenate drier U ماده خشک کننده نفت
abstergent U شستشو دهنده ماده پاک کننده
cladding U ماده محافظت کننده اطراف یک هسته هادی
remanence U چگالی شار باقیمانده در یک ماده بعد از از بین رفتن نیروی مغناطیس کننده
exempt U مستثنی
excluded U مستثنی
exempting U مستثنی
exempted U مستثنی
exempts U مستثنی
excepted U مستثنی
benzocaine U ماده متبلورسفیدی بفرمول 2NO11H9C که بعنوان داروی بیحس کننده موضعی مصرف میشود
excludes U مستثنی کردن
excluded volume U حجم مستثنی
exclude U مستثنی کردن
waived U ازقانون مستثنی کردن
waive U ازقانون مستثنی کردن
exclusion principle U اصل مستثنی کردن
waives U ازقانون مستثنی کردن
except U : مستثنی کردن مشمول نکردن
deodorant U برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
tracer U فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
deodorants U برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
tracers U فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
anti blush tinner U ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
thermite U ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
photoresist U ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
materialism U فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
dopes U معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
gunk U ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
dope U معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
pigment U ماده رنگی ماده ملونه
fuels U ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling U ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments U ماده رنگی ماده ملونه
fuelled U ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel U ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled U ماده انرژی زا ماده کارساز
closed cycle reactor system U در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
gynandromorph U جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
oogamete U سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network U یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi U نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor U اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonator U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer U دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere U وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive U گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter U نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding U پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive U خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing U مجذوب کننده جلب توجه کننده
expostulator U سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge U خرج چال کننده یا گود کننده
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
intermediary U وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries U وساطت کننده مداخله کننده
homager U تجلیل کننده کرنش کننده
desolator U ویران کننده متروک کننده
provisioner U تدارک کننده تهیه کننده
preventive U حفافت کننده جلوگیری کننده
designative U اشاره کننده تعیین کننده
toaster U سرخ کننده برشته کننده
toasters U سرخ کننده برشته کننده
thwarter U خنثی کننده مسدود کننده
presenter U ارائه کننده معرفی کننده
presenters U ارائه کننده معرفی کننده
whetstone U تیز کننده تند کننده
prosecutors U پیگرد کننده تعقیب کننده
discriminant U تفکیک کننده جدا کننده
diverting U سرگرم کننده منحرف کننده
prosecutor U پیگرد کننده تعقیب کننده
desolater U ویران کننده متروک کننده
divider U جدا کننده تقسیم کننده
coordinator U هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
acknowledger U تصدیق کننده قبول کننده
accaimer U هلهله کننده تحسین کننده
corrupter U فاسد کننده منحرف کننده
practicer U تمرین کننده مشق کننده
presentor U ارائه کننده معرفی کننده
contractive U جمع کننده چوروک کننده
vibrators U ارتعاش کننده نوسان کننده
modifiers U اصلاح کننده تعدیل کننده
spell binder U مسحور کننده مجذوب کننده
vibrator U ارتعاش کننده نوسان کننده
transmitters U منتقل کننده مخابره کننده
transmitter U منتقل کننده مخابره کننده
oppressive U خورد کننده ناراحت کننده
cogitator U اندیشه کننده مطالعه کننده
modifier U اصلاح کننده تعدیل کننده
gesticulant U اشاره کننده وحرکت کننده
suberter U سرنگون کننده تضعیف کننده
insulator U جدا کننده عایق کننده
thickeners U غلیظ کننده پرپشت کننده
modulator demodulator U تلفیق کننده- تفکیک کننده
thickener U غلیظ کننده پرپشت کننده
supplicant U درخواست کننده تضرع کننده
trimmer U دستکاری کننده صاف کننده
insulators U جدا کننده عایق کننده
hangers U اویزان کننده معلق کننده
favourer U یاری کننده مساعدت کننده
hanger U اویزان کننده معلق کننده
corruptor U فاسد کننده منحرف کننده
supplicants U درخواست کننده تضرع کننده
venerator U تکریم کننده ستایش کننده
striking force U نیروی تک کننده یا کمین کننده
sniffy U افهار تنفر کننده فن فن کننده
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
lifter U مرتفع کننده برطرف کننده
substance U ماده
nany U بز ماده
stuffed U ماده
items U ماده
item U ماده
nanny goats U بز ماده
antimatter U ضد ماده
article U ماده
substances U ماده
articles U ماده
stuffs U ماده
provision U ماده
stuff U ماده
materials U ماده
stuffless U بی ماده
mattering U ماده
female U ماده
material U ماده
monoclinous U نر و ماده
matter U ماده
mattered U ماده
stipulation U ماده
anti matter U ضد ماده
catch for door bolt U ماده
matters U ماده
bitch U سگ ماده
metals U ماده
agents U ماده
agent U ماده
foamed meterid U ماده کف
nanny goat U بز ماده
metal U ماده
abscesses U ماده
abscess U ماده
bitching U سگ ماده
bitches U سگ ماده
clauses U ماده
clause U ماده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com