Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
packing
U
ماده محافظ کالاها.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
packaging
U
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
Other Matches
equation of exchange
U
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
resisted
U
ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resists
U
ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resisting
U
ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resist
U
ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
crash protected
U
دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
surge protector
U
محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
escorted
U
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escort
U
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting
U
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorts
U
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
shields
U
بدنه محافظ دیواره محافظ
guard
U
صفحه محافظ روکش محافظ
guarding
U
صفحه محافظ روکش محافظ
shield
U
بدنه محافظ دیواره محافظ
guards
U
صفحه محافظ روکش محافظ
thermite
U
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
U
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism
U
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
photoresist
U
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
goods
U
کالاها
goods and services
U
کالاها و خدمات
materiel cognizance
U
مدیریت کالاها
subsitute
U
جانشینی کالاها
commodity agreements
U
قرارداد کالاها
complete substitution
U
جانشینی کالاها
class of suplies
U
طبقه کالاها
class of suplies
U
گروه کالاها
dunnage
U
حفاظ کالاها
shipping
U
ارسال کالاها
shipment sponsor
U
مسئول ارسال کالاها
prestowage plan
U
طرح باربندی کالاها
consolidate goods
U
کالاها را ادغام کردن
coolant
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
dopes
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dope
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
coolants
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
gunk
U
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
female connector
U
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
supplied
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
shipment unit
U
یکان مسئول ارسال کالاها
supply
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplying
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
quality control
U
کنترل کیفیت مواد و یا کالاها
materiel history
U
خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
marshalling yard
U
محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
The goods were shipped by air .
U
کالاها از راه هوا ( هوائی ) حمل شد
shipping
U
امور ارسال کالاها ناوگان عمومی یک کشور
daily movement summary
U
خلاصه وضعیت حرکت کشتیهادر روز یا کالاها
He swore to having paid for the goods .
U
قسم می خورد که پول کالاها را پرداخته است
point of sale
U
محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
pos
U
محلی در مغازه که قیمت کالاها پرداخت میشود
port of embarkation
U
بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
fueled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment
U
ماده رنگی ماده ملونه
pigments
U
ماده رنگی ماده ملونه
fuelled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
service marking
U
علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
marshalling yard
U
محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
management coding
U
سیستم کد بندی و علامت گذاری کالاها و ذخایر از نظرمدیریت توزیع
honey combing
U
روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
packing
U
عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
staging base
U
پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
free trade
U
شیوهای که دران کالاها بدون محدودیتهای دولتی از کشوری به کشوردیگر انتقال داده میشود
veil of money
U
نظریهای که براساس ان پول فقط بعنوان پوشش برای کالاها و خدمات بحساب می اید
gynandromorph
U
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
S HTTP
U
سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد
cumulative delivery diagram
U
منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
herder
U
محافظ
screens
U
محافظ
screened
U
محافظ
preserver
U
محافظ
keepers
U
محافظ
screen
U
محافظ
keeper
U
محافظ
guarding
U
محافظ
screening, screenings
U
محافظ
guard
U
محافظ
protective
U
محافظ
preservatives
U
محافظ
shelterer
U
محافظ
guards
U
محافظ
guardians
U
محافظ
preservative
U
محافظ
guardian
U
محافظ
open storage
U
انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
oogamete
U
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
secure encryption payment protocol
U
سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
goggles
U
عینک محافظ
frigate
U
ناو محافظ
parry
U
محافظ باش
bulwarks
U
دیواره محافظ
bulwark
U
دیواره محافظ
guard
U
محافظ گارد
fender curbs
U
جدول محافظ
parried
U
محافظ باش
guarding
U
محافظ گارد
guards
U
محافظ گارد
face guard
U
ماسک محافظ
parries
U
محافظ باش
keeper
[protector]
[presever]
U
نگاهدار
[محافظ ]
escort guard
U
گارد محافظ
parrying
U
محافظ باش
helmets
U
ماسک محافظ
jet blast deflector
U
توری محافظ
cowling
U
روپوش محافظ
light shield
U
محافظ نور
heel cut
U
محافظ پاشنه پا
line choking coil
U
پیچک محافظ
exposure suit
U
لباس محافظ
line choking coil
U
پیچک محافظ خط
frigates
U
ناو محافظ
mouthguard
U
محافظ دندان
guard plank
U
تخته محافظ
protect fuse
U
فیوز محافظ
protective clothing
U
روپوش محافظ
protective contact
U
کنتاکت محافظ
protective cover
U
روکش محافظ
protective earthing
U
زمین محافظ
pod
U
پوسته محافظ
protective reactor
U
راکتانس محافظ
protective switch
U
کلید محافظ
banch wall
U
دیواره محافظ
backing material
U
مواد محافظ
thoracopods
U
قفسه محافظ
vizard
U
نقاب محافظ
pods
U
پوسته محافظ
preservative coating
U
روکش محافظ
casing
U
لوله محافظ
conservator
U
نگهدارنده محافظ
casings
U
لوله محافظ
sustentacular
U
نگهدارنده محافظ
surveillant
U
محافظ بپا
squirrel cage
U
قفسه محافظ
controlled atmosphere
U
گاز محافظ
soil saving dam
U
سد محافظ خاک
shielded plate
U
صفحه محافظ
helmet
U
ماسک محافظ
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
wardress
U
نگهبان و محافظ زن در زندان
face mask
U
ماسک محافظ صورت
shields
U
حفاظ پوشش محافظ
coquille
U
محافظ دست شمشیرباز
bracer
U
محافظ بازوی کمانگیر
facings
U
روکش محافظ دیوار
escort of the color
U
گارد محافظ پرچم
bent
U
محافظ قالب بتن
brazing atmosphere
U
گاز محافظ جوش
escort of the standard
U
گارد محافظ پرچم
sconce
U
پرده یاپوشش محافظ
on guard
U
بحالت محافظ باش
shelling
U
عامل محافظ حفاظ
bib
U
محافظ گلوی شمشیرباز
bibs
U
محافظ گلوی شمشیرباز
chain case
U
جعبه محافظ زنجیر
shells
U
عامل محافظ حفاظ
hood
U
پوشش محافظ چیزی
loricate
U
دارای پوسته محافظ
shell
U
عامل محافظ حفاظ
tutelary
U
دارای محافظ وحامی
radiator grille
U
شبکه محافظ رادیاتور
windshields
U
شیشه محافظ باد
protective layer
U
لایه یا روکش محافظ
protective gas welding
U
جوشکاری با گاز محافظ
protective coat
U
لایه یا قشر محافظ
protection hood
U
کلاهک یا روپوش محافظ
facing
U
روکش محافظ دیوار
shield
U
حفاظ پوشش محافظ
leathers
U
لباس چرمی محافظ
handshield
U
سپر محافظ جوشکاری
glacis
U
حصاریا مانع محافظ
hoods
U
پوشش محافظ چیزی
fire curtain
U
پرده محافظ اتش
windshield
U
شیشه محافظ باد
income velocity of money
U
سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
SEPP
U
سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
scattershield
U
پوشش محافظ کلاچ و پدال
escort ship
U
ناو محافظ کاروان دریایی
lifeguard
U
نجات غریق محافظ شخصی
lifeguards
U
نجات غریق محافظ شخصی
cable duct
U
لوله محافظ کابل برق
fault current protective switch
U
کلید محافظ جریان خطا
dustcover
U
پوشش محافظ برای یک ماشین
radiator shutter
U
پنجره فلزی محافظ رادیاتور
anti skid chain
U
زنجیر محافظ در برابر لغزش
voltage surge protector
U
محافظ تغییر ولتاژ ناگهانی
fault tension protective switch
U
کلید محافظ ولتاژ عیب
concierges
U
پلیس محافظ درب ورودی
enclosures
U
پوشش محافظ برای وسیلهای
concierge
U
پلیس محافظ درب ورودی
enclosure
U
پوشش محافظ برای وسیلهای
eave
U
[محافظ روی پشت بام]
radome
U
پوشش محافظ روی رادار یاانتن
armguard
U
قطعه چرمی محافظ دست کمانگیر
gear guard
U
جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com