English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
benzocaine U ماده متبلورسفیدی بفرمول 2NO11H9C که بعنوان داروی بیحس کننده موضعی مصرف میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fuel cooled oil cooler U خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
amphetamine U مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
amphetamines U مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
lupulin U خاکه تلخه که بعنوان داروی مسکن استعمال میشود
novocain U ماده بی حس کننده موضعی پروکائین
eryngo U ریشه شقاقل که بعنوان مقوی باء مصرف میشود
cereal U حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereals U حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
barbiturate U نمک اسید باربیتوریک مشتقات اسید باربیتوریک که بعنوان داروی مسکن وخواب اورتجویز میشود
kaoline U داروی اسهال بفرمول 9O 2Si 2Al4H
kaolin U خاک چینی داروی اسهال بفرمول 9O2Si 2Al 4H
form utility U در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
cholesterol U ماده بفرمول OH 54H72C
absinthol U ماده کافوری افسنتین بفرمول
lactose U قند شیر بفرمول 11O22H 21C که مصرف طبی دارد
gahnite U ماده معدنی برنگ سبزتیره بفرمول 4O 2Al Zn
lutein U ماده زرد رنگی بفرمول 2O65H 04C
freeware U نرم افزار که بدون هزینه دراختیار مصرف کننده قرار داده میشود برنامه رایگان رایگان ابزار
anti blush tinner U ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
photoresist U ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
numbing U بیحس کننده
nonlethal U بیحس کننده
disinfectant U داروی ضد عفونی ماده گندزدا
procaine U نمک قلیایی بیحس کننده
fumigant U ماده فراری که بعنوان ضدعفونی برای دفع افات بکارمیرود
antiset U ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
taskwork U کاری که بعنوان وفیفه انجام میشود
female connector U دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolants U ماده سرماساز ماده خنک کننده
coolant U ماده سرماساز ماده خنک کننده
prototype U اولین کالاهایی که بعنوان نمونه ساخته میشود
prototypes U اولین کالاهایی که بعنوان نمونه ساخته میشود
tail group U مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
closed cycle reactor system U در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
queen of U دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
supervisory U بعنوان بررسی کننده
dispensaries U محلی که به تهی دستان داروی رایگان داده میشود
quassia U یکجور درخت که ازچوب ان داروی تلخی درست میشود
dispensary U محلی که به تهی دستان داروی رایگان داده میشود
detergent U داروی پاک کننده
detergents U داروی پاک کننده
ataraxic U داروی ارام کننده
ataractic U داروی ارام کننده
anesthetic U داروی بی هوشی بی هوش کننده
psychoactive drug U داروی فعال کننده روان
calefacient U داروی گرم کننده گرمی ده
mulches U که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
mulch U که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
tetanic U داروی ایجاد کننده تشنجات کزازی
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
May I use your name as a reference? U اجازه میدهید شما را بعنوان توصیه کننده بگویم؟
May I use your name as a reference? U اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
superheterodyne U گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
consumer U مصرف کننده
consumers U مصرف کننده
user U مصرف کننده
users U مصرف کننده
soverignty of the consumer U حاکمیت مصرف کننده
rational consumer U مصرف کننده عقلائی
consumer equilibrium U تعادل مصرف کننده
consumer credit U اعتبار مصرف کننده
service cable U کابل مصرف کننده
consumer preference U رجحان مصرف کننده
consumer's choice U انتخاب مصرف کننده
consumer surplus U نصیب مصرف کننده
consumer sovereignty U حاکمیت مصرف کننده
consumer psychology U روانشناسی مصرف کننده
consumer protection U حمایت از مصرف کننده
consumer choice U انتخاب مصرف کننده
consumer behaviour U رفتار مصرف کننده
representative consumer U مصرف کننده نمونه
consumerism U حمایت از مصرف کننده
theory of consumer's choice U نظریه انتخاب مصرف کننده
consumer economics U علم اقتصاد مصرف کننده
dominant user U یکان مصرف کننده عمده
consumer appeal U تاثیر محصول روی مصرف کننده
consumer's surplus U یکنواختی قیمتها برای مصرف کننده
plasticizer U ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
recommended retail price U قیمت توصیه شده برای مصرف کننده
cudbear U ماده رنگی که ازاشنه یادواله گرفته میشود
self- U قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
galbanum U نوعی صمغ زرد رنگ که از گیاهی شبیه انقوزه گرفته میشود و مصرف طبی دارد
consumer advertising U تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
substrate U ماده اصلی که روی آن یک مدار مجتمع ایجاد میشود
cola U ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
colas U ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
bituminous paint U رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
fillers U ماده پر کننده
filler U ماده پر کننده
exsiccative U داروی خشکاننده داروی خشکی اوز
exsiccant U داروی خشکاننده داروی خشکی اور
igniter U ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
mordant U ماده ثابت کننده
accelerant U ماده تسریع کننده
acidifier U ماده اسیدی کننده
acidulating agent U ماده اسیدی کننده
emulsifiers U ماده امولسیون کننده
diluent U ماده رقیق کننده
moderate U ماده معتدل کننده
wetting agent U ماده خیس کننده
illuminant U ماده روشن کننده
clarificant U ماده تصفیه کننده
moderating U ماده معتدل کننده
disinfector U ماده ضدعفونی کننده
moderated U ماده معتدل کننده
coolant U ماده خنک کننده
insulated layer U ماده ایزوله کننده
diluting media U ماده رقیق کننده
sorbent U ماده جذب کننده
insulating material U ماده ایزوله کننده
emulsifier U ماده امولسیون کننده
accelerating agent U ماده تسریع کننده
coolants U ماده سرد کننده
exclusion clause U ماده مستثنی کننده
coolants U ماده خنک کننده
moderates U ماده معتدل کننده
coolant U ماده سرد کننده
slow pill U ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
core binder U ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
phlorizin U ماده تلخی که ازپوست ریشه درخت سیب ومانندان گرفته میشود
insulant U ماده مقاومت کننده مقاوم
naphthenate drier U ماده خشک کننده نفت
fumigant U ماده ضد عفونی کننده تدخینی
cleanser U وسیله یا ماده تمیز کننده
cleansers U وسیله یا ماده تمیز کننده
siccative U ماده خشک کننده رنگ
abstergent U شستشو دهنده ماده پاک کننده
neoclassical economics U در این اقتصاد تمرکز بیشتر بروی تقاضای مصرف کننده وروشهای ریاضی است
bespoke software U نرم افزاری بکه برای یک نیاز خالص مصرف کننده نوشته شده است
cladding U ماده محافظت کننده اطراف یک هسته هادی
income velocity of money U سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
average propensity to consume U میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
BNC connector U متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
diminishing utility U اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
consumer logistics U امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
remanence U چگالی شار باقیمانده در یک ماده بعد از از بین رفتن نیروی مغناطیس کننده
reaganomics U اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
this work is palling on me U اینکاردارد برای من خسته کننده یابیمزه میشود
boomerange U دلیلی که به ضرر استدلال کننده تمام میشود
antimalarial U داروی مربوط بدرمان مالاریا داروی ضد مالاریا
accelerators U ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
bayonet thermocouple probe U قسمت حس کننده دمای سرسیلندر که داخل ان پیچ میشود
power consumer U مصرف انرژی مصرف توان
margin propensity to consume U تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
accelerator ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
shelf life U مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
tracer U فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
tracers U فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
deodorant U برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
deodorants U برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
countervailing power U مثلااتحادیه کارگران که درواکنش به قدرت تولید کننده انحصاری ایجاد میشود
processor U تقسیم کننده سیگنال که توسط ریز پردازندهای در شبکه کنترل میشود
wrming message U پیام تشخیصی که توسط کامپایلر برای اگاهی استفاده کننده تولید میشود
thermite U ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
callous U بیحس
insensitive U بیحس
insensitivity U بیحس
numb U بیحس
insensate U بیحس
insensible U بیحس
obtuse U بیحس
astonied U بیحس
senseless U بیحس
numbed U بیحس
impassive U بیحس
numbs U بیحس
materialism U فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
back pressure turbine U توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
litmus U ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
seared conscience U وجدان بیحس
amortize U بیحس کردن
to anaesthetize locally U بیحس کردن
numbly U بطور بیحس
top U روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
he was petrified with fear U از ترس بیحس یا بی حرکت شد
anaesthetised U بیهوش یا بیحس کردن
incapable of pain U بیحس نسبت بدرد
unfeeling U بیحس فاقد احساسات
anaesthetized U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetizes U بیهوش یا بیحس کردن
anesthetized U بیهوش یا بیحس کردن
numb U بیحس یاکرخت کردن
anaesthetising U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetize U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetises U بیهوش یا بیحس کردن
numbs U بیحس یاکرخت کردن
anaesthetizing U بیهوش یا بیحس کردن
anesthetizes U بیهوش یا بیحس کردن
numbed U بیحس یاکرخت کردن
to benvmb with cold U از سرما بیحس کردن
anesthetizing U بیهوش یا بیحس کردن
formaldehyde U بفرمول HCHO
urea U اوره بفرمول 2
auto lean U مخلوط رقیق سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده اتوماتیک در کاربوراتور ثابت نگاهداشته میشود
dopes U معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dope U معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
gunk U ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
paralyze U از کار انداختن بیحس کردن
regional <adj.> U موضعی
local <adj.> U موضعی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com