Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
photoresist
U
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dope
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dopes
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
slow pill
U
ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
mulch
U
ماده شیمیایی
mulches
U
ماده شیمیایی
chemical agent
U
ماده شیمیایی
chemical
U
ماده شیمیایی دارویی
oxides
U
ماده شیمیایی از اکسیژن
oxide
U
ماده شیمیایی از اکسیژن
chemicals
U
ماده شیمیایی دارویی
stabilisers
U
ماده ثبات دهنده شیمیایی
stabilizer
U
ماده ثبات دهنده شیمیایی
oxime
U
ماده ضد اثرعامل عصبی شیمیایی
flavone
U
ماده شیمیایی بیرنگ ومتبلور
tartan
U
ماده شیمیایی مورد استفاده در پیست
doping
U
افزودن ماده شیمیایی خاص به یک قطعه
insulant
U
ماده مقاومت کننده مقاوم
mag
U
ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
mags
U
ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
doped
U
قطعهای که به آن ماده شیمیایی خاصی اضافه شده است
macronutrient
U
ماده شیمیایی که برای رشد ونمو و تغذیه گیاه لازم است
magnetising
U
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
magnetised
U
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
magnetizes
U
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
magnetize
U
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
magnetises
U
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
resist
U
ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resists
U
ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resisting
U
ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resisted
U
ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
thermite
U
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
U
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism
U
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
female connector
U
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
gunk
U
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
coolant
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
coolants
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
cudbear
U
ماده رنگی که ازاشنه یادواله گرفته میشود
pigments
U
ماده رنگی ماده ملونه
fuel
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment
U
ماده رنگی ماده ملونه
fuels
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
cola
U
ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
colas
U
ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
substrate
U
ماده اصلی که روی آن یک مدار مجتمع ایجاد میشود
igniter
U
ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
phlorizin
U
ماده تلخی که ازپوست ریشه درخت سیب ومانندان گرفته میشود
core binder
U
ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
dye-stuff
U
ماده رنگی در رنگرزی الیاف
[این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
benzocaine
U
ماده متبلورسفیدی بفرمول 2NO11H9C که بعنوان داروی بیحس کننده موضعی مصرف میشود
erasable
U
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
gynandromorph
U
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
oogamete
U
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
anti blush tinner
U
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
accelerators
U
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
accelerator
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
universal
U
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
fuel cooled oil cooler
U
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
litmus
U
ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
closed cycle reactor system
U
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
metal
U
ماده
stuffed
U
ماده
abscess
U
ماده
nany
U
بز ماده
stuff
U
ماده
nanny goats
U
بز ماده
metals
U
ماده
material
U
ماده
abscesses
U
ماده
nanny goat
U
بز ماده
antimatter
U
ضد ماده
foamed meterid
U
ماده کف
provision
U
ماده
mattering
U
ماده
female
U
ماده
mattered
U
ماده
article
U
ماده
articles
U
ماده
stuffs
U
ماده
matters
U
ماده
substances
U
ماده
catch for door bolt
U
ماده
agent
U
ماده
agents
U
ماده
substance
U
ماده
stuffless
U
بی ماده
matter
U
ماده
clauses
U
ماده
materials
U
ماده
monoclinous
U
نر و ماده
items
U
ماده
item
U
ماده
anti matter
U
ضد ماده
bitches
U
سگ ماده
bitching
U
سگ ماده
bitched
U
سگ ماده
bitch
U
سگ ماده
stipulation
U
ماده
clause
U
ماده
material
U
ماده کار
high explosive
U
ماده منفجره
toxic substance
U
ماده سمی
sexed
U
بطورمشخص نر یا ماده
toxic agent
U
ماده سمی
synthetic material
U
ماده مصنوعی
fillers
U
ماده پرکننده
stripping agent
U
ماده رنگ بر
isotropic material
U
ماده همسانگرد
article
U
ماده بند
developer agent
U
ماده فهور
mucus
U
ماده لزج
mucus
U
ماده مخطی
she deer
U
گوزن ماده
deglutinate
U
ماده لزج
symmetry substance
U
ماده متقارن
she wolf
U
گرگ ماده
synchronous material
U
ماده مصنوعی
isomorph
U
ماده یک شکل
articles
U
ماده بند
article
U
ماده قانون
she wolf
U
ماده گرگ
septic
U
ماده عفونی
isotrope
U
ماده همسانگرد
goose
U
ماده غاز
surplus material
U
ماده اضافی
heparin
U
ماده چندقندی
disinfector
U
ماده ضدعفونی
hen sparrow
U
گنجشک ماده
peahen
U
طاووس ماده
insulating material
U
ماده عایق
peahens
U
طاووس ماده
abrasive
U
ماده ساینده
abrasive
U
ماده سایا
subsistance
U
ماده اصلی
abrasives
U
ماده ساینده
pyrogen
U
ماده تب اور
emitted material
U
ماده گسیلیده
cow
U
ماده گاو
abrasives
U
ماده سایا
slurry
U
ماده ابکی
vomitus
U
ماده مستفرغه
substance
U
ماده اصلی
insulant
U
ماده عایق
tabby
U
گربه ماده
lionesses
U
ماده شیر
lioness
U
ماده شیر
hen pheasant
U
قرقاول ماده
hen parrot
U
طوطی ماده
female
U
جنس ماده
hen bird
U
پرنده ماده
hen bird
U
مرغ ماده
molded plastics
U
ماده پرسی
acceptor
U
ماده پذیرا
dye stuff
U
ماده رنگی
wads
U
ماده پرکننده
dyestuff
U
ماده رنگی
psychoactive agent
U
ماده روانگردان
wad
U
ماده پرکننده
mineral material
U
ماده معدنی
immaterialist
U
منکر ماده
lubricants
U
ماده روغنی
lubricant
U
ماده روغنی
mineral material
U
ماده کانی
tabbies
U
گربه ماده
chlorophyl
U
ماده سبزگیاهی
metals
U
ماده مذاب
pigments
U
ماده رنگی
coloring agent
U
ماده رنگ
coloring matter
U
ماده رنگ
coloring substance
U
ماده رنگ
pigment
U
ماده رنگی
metal
U
ماده مذاب
the female sex
U
جنس ماده یا زن
mucin
U
ماده بزاقی
conservation of matter
U
بقای ماده
articles
U
ماده قانون
anticorrosive paint
U
ماده ضد زنگ
antiset
U
ماده ضد ته نشین
addition agent
U
ماده افزودنی
pea ken
U
طاوس ماده
additives
U
ماده افزودنی
additive
U
ماده افزودنی
stuffed
U
ماده اولیه
hind
U
گوزن ماده
stuff
U
ماده اولیه
chronogram
U
ماده تاریخ
n type material
U
ماده نوع "ان "N
allelopathic substance
U
ماده دورساز
stuffs
U
ماده اولیه
thermite
U
ماده ترمیت
thermate
U
ماده ترمیت
pigment dye
U
ماده رنگی
picritol
U
ماده پیکریتول
aetna material
U
ماده اتنا
white matter
U
ماده سفید
pesticides
U
ماده ضدافت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com