English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hyoscyamine U مادهء شبه قلیایی سیکران
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hyoscyamus U سیکران
henbane U سیکران
insane root U سیکران
antifreeze U مادهء ضد یخ
antitoxin U مادهء ضدسم
antivenin U مادهء ضدسم
antivitamin U مادهء ضدویتامین
exudate U مادهء تراویده
exudate U مادهء مترشحه
aroma U مادهء عطری
aromas U مادهء عطری
adsorbate U مادهء جذب شده
actiniferous U دارای اکتینیوم یا مادهء رادیواکتیو
achromatin U مادهء رنگ ناپذیر هستهء یاخته
amylose U مادهء قندی که داخل ذرات نشاستهای را تشکیل میدهد
additive ماده ای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به آن اضافه شود
additives U مادهای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به ان اضافه شود
antimatter U جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
yellow bile U مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
alkalic U قلیایی
alkalis U قلیایی
alkali U قلیایی
basic U قلیایی
basics U قلیایی
lye U اب قلیایی
alkaline U قلیایی
alkyd resin U صمغ قلیایی
alkalize U قلیایی کردن
basic dye U رنگ قلیایی
basic slag U سرباره قلیایی
basify U قلیایی کردن
alkalinize U قلیایی کردن
alkalinity U خصلت قلیایی
alkalescence U خاصیت قلیایی
alkali earth U زمین قلیایی
alkali halide U هالید قلیایی
alkali metal U فلز قلیایی
alkalify U قلیایی کردن
gourd U کدوی قلیایی
alkalify U قلیایی شدن
alkaline solution U محلول قلیایی
alkaline battery U باتری قلیایی
alkaline earth U زمین قلیایی
alkaline earth U قلیایی خاکی
gourds U کدوی قلیایی
narceine U شبه قلیایی افیون
natron U نمک قلیایی طبیعی
piperine U ماده قلیایی فلفل
pyronine U رنگهای قلیایی زرد
alkaline U دارای خاصیت قلیایی
basic open hearth furnace U کوره باز قلیایی
basic pig iron U اهن خام قلیایی
basic lining U پوشش یا استر قلیایی
alkaline earth metal U فلز قلیایی خاکی
alkaline earth oxide U فلز قلیایی خاکی
caustic alkali metal U فلز قلیایی سوزاور
alkalescent U دارای خاصیت قلیایی
turquoises U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
bate U خیساندن چرم درماده قلیایی
turquoise U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquois U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
procaine U نمک قلیایی بیحس کننده
caustic soda U سود سوزآور [ماده قلیایی در رنگرزی]
alkali U قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
alkalis U قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
zoisite U دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیایی وا لومینیومی
ptomaine U مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com