English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
singular matrix U ماتریش ویژه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups U گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
praetorial U متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
extra special U ویژه
specific U ویژه
specialists U ویژه گر
special character U ویژه
specialist U ویژه گر
experts U ویژه گر
expert U ویژه گر
adhoc U ویژه
particular U ویژه
net U ویژه
privilege U حق ویژه
paticular U ویژه
nett U ویژه
priviege U حق ویژه
special U ویژه
idiocrasy U ویژه
specifics U ویژه
specific humidity U نم ویژه
extra <adj.> U ویژه
expressing U ویژه
expressed U ویژه
express U ویژه
nets U ویژه
particulars U ویژه
expresses U ویژه
special <adj.> U ویژه
specially U ویژه
peculiar U ویژه
prerogative U حق ویژه
prerogatives U حق ویژه
standing orders U اوامر ویژه
idiom U زبان ویژه
life guard U هنگ ویژه
lacrimal U ویژه اشک
lachrymal U ویژه اشک
labeled cargo U کالای ویژه
kink U ویژه گی فرریز
indicium U نشانه ویژه
booths U جای ویژه
standing order U اوامر ویژه
morbid U ویژه ناخوشی
idioms U زبان ویژه
acoustician U ویژه گر اواشنود
monocular U ویژه یک چشم
versions U شرح ویژه
byelaw U قانون ویژه
idiom U تعبیر ویژه
monkish U ویژه راهبان
body guard U هنگ ویژه
zoologist U ویژه گرجانورشناسی
proper volume U ویژه حجم
extra equipment U متعلقات ویژه
habiliments U جامه ویژه
equity capital U ارزش ویژه
endemical U ویژه یک قوم
electrical resistivity U مقاومت ویژه
eigenvalue U ویژه مقدار
eigenfunction U ویژه تابع
ecotype U بوم ویژه
conizance U نشان ویژه
proper value U ویژه مقدار
characteristic root U ویژه مقدار
characteristic number U ویژه مقدار
idioms U تعبیر ویژه
gastronomist U ویژه گرخوراک
characteristics U نشان ویژه
rarely U بااستادی ویژه
bylaw U قانون ویژه
cariologist U ویژه گر قلب
favourite or vor U ویژه مخصوص
characteristic function U ویژه تابع
booth U جای ویژه
specific gravities U گرانی ویژه
specific gravity U گرانی ویژه
specific rotation U چرخش ویژه
specific resistance U مقاومت ویژه
specific lattice U شبکه ویژه
specific humidity U رطوبت ویژه
specific heat U دمای ویژه
specific heat U گرمای ویژه
specific drawdown U افت ویژه
specific donor U دهنده ویژه
specific cost U هزینه ویژه
specific viscosity U گرانروی ویژه
specific volume U حجم ویژه
special session U نشست ویژه
extraordinary meeting U نشست ویژه
(not one's) cup of tea <idiom> U علاقه ویژه
speleologist U ویژه گر غارشناسی
specific yield U ابدهی ویژه
specific weight U وزن ویژه
specific weight U سنگینی ویژه
species specific U نوع- ویژه
special verdict U تصمیم ویژه
resistivity U مقاومت ویژه
special effects U جلوههای ویژه
relative density U گرانی ویژه
regiospecific U جهت ویژه
quantum state U ویژه حالت
proper function U ویژه تابع
prerogatived U دارای حق ویژه
preceptorial U ویژه اموزگاری
praetorian guard U گارد ویژه
penologist U ویژه گر کیفرشناسی
particular lien U حق حبس ویژه
special symbol U نماد ویژه
special passport U پاسپورت ویژه
special party U گروه ویژه
special duty U کار ویژه
special drawing rights U حق برداشت ویژه
special drawing right U حق برداشت ویژه
special deposits U سپردههای ویژه
special character U دخشه ویژه
special case U مورد ویژه
special bastard U حرامزاده ویژه
special agreement U قرارداد ویژه
singular matrix U ماتریس ویژه
self weight U ویژه وزن
net profit U سود ویژه
version U شرح ویژه
experts U ویژه کار
lineaments U نشان ویژه
prerogative U حق یا امتیاز ویژه
prerogative U دارای حق ویژه
prerogatives U حق یا امتیاز ویژه
prerogatives U دارای حق ویژه
specialities U ویژه گری
specialization U ویژه گری
capital U ارزش ویژه
monographs U ویژه نگاشت
monograph U ویژه نگاشت
expert U ویژه کار
dead weight U ویژه وزن
stall U لژ جایگاه ویژه
stalling U لژ جایگاه ویژه
physiologists U ویژه گر فیزیولوژی
traits U نشان ویژه
physiologist U ویژه گر فیزیولوژی
dead weights U ویژه وزن
garb U پوشاک ویژه
trait U نشان ویژه
lineament U نشان ویژه
specialist U ویژه کار
speciality U ویژه گری
specialization U ویژه کاری
lingoes U زبان ویژه
nutritionist U ویژه گر تغذیه
specialises U ویژه گری
juveniles U ویژه نو جوانان
specialize U ویژه گری
juvenile U ویژه نو جوانان
nutritionists U ویژه گر تغذیه
specialising U ویژه گری
characteristic U نشان ویژه
characteristically U نشان ویژه
specializes U ویژه گری
specializing U ویژه گری
lingo U زبان ویژه
neurologist U ویژه گر اعصاب
specialty U ویژه گری
specialists U ویژه کار
helio U ایینه ویژه مخابرات
he is in the know U اطلاع ویژه دارد
laid up in bed U پیشه ویژه رشته
metllurgist U ویژه گرفلز کاری
specific magnetic reluctance U مقاومت مغناطیسی ویژه
individualised U حالت ویژه دادن
specific fuel consumption U مصرف سوخت ویژه
lattice resistivity U مقاومت ویژه شبکه
individualises U حالت ویژه دادن
specific inductive capacity U فرفیت القایی ویژه
individualizing U حالت ویژه دادن
specific ion electrode U الکترود یون ویژه
school slang U اصطلاح ویژه اموزشگاه
proceeds U وصولی سود ویژه
individualizes U حالت ویژه دادن
humoursomeness U حالات ویژه گوناگون
specific heat capacity U فرفیت گرمایی ویژه
it is particularly difficult U یک دشواری ویژه دارد
individualized U حالت ویژه دادن
individualize U حالت ویژه دادن
specific ionization coefficient U ضریب ویژه یونش
individualising U حالت ویژه دادن
specific inductivity capacity U فرفیت القایی ویژه
special weapons U جنگ افزارهای ویژه
pediatrician U ویژه گر بیماریهای کودکان
pedlar french U زبان ویژه دزدان
peronality of laws U حالت ویژه قانون
physiographer U ویژه گر جغرافیای طبیعی
pinup U ویژه نصب به دیوار
specialty U اختصاص کیفیت ویژه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com