Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
residual matrix
U
ماتریس مازاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thinned
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
spoil
U
مازاد
surcharge water
U
اب مازاد
residual
U
مازاد
salvage
U
مازاد
salvaging
U
مازاد
salvages
U
مازاد
salvaged
U
مازاد
excess
U
مازاد
spoils
U
مازاد
excesses
U
مازاد
spoiling
U
مازاد
spoiled
U
مازاد
rejcet
U
مازاد
surpluses
U
مازاد
surplus
U
مازاد
budget surplus
U
مازاد بودجه
surplus gas
U
گاز مازاد
economic surplus
U
مازاد اقتصادی
social surplus
U
مازاد اجتماعی
basic surplus
U
مازاد اساسی
spares
U
اقلام مازاد
spoin bank
U
انبار مازاد
superimposed
U
مازاد بر احتیاج
surplus production
U
مازاد تولید
overproduction
U
تولید مازاد
excess reserves
U
اندوختههای مازاد
excess stock
U
موجودی مازاد
export surplus
U
مازاد صادرات
sellers surplus
U
مازاد فروشنده
farm surplus
U
مازاد کشاورزی
residue of the state
U
مازاد ترکه
residual variance
U
پراکنش مازاد
remainder
U
مابقی مازاد
surplus water
U
ابهای مازاد
excess demand
U
درخواست مازاد
excess
U
اضافه مازاد
system overhead
U
مازاد سیستم
excesses
U
اضافه مازاد
surplus stock
U
موجودی مازاد
redundant
U
مازاد بر احتیاج
surpluses
U
اقلام اضافی و مازاد
back titration
U
تیتر کردن مازاد
producer surplus
U
مازاد تولید کننده
tail drain
U
نهرچه ابهای مازاد
surplus
U
اقلام اضافی و مازاد
trade balance surplus
U
مازاد تراز تجاری
import surcharge
U
حقوق واردات مازاد
surplus energy theory
U
نظریه انرژی مازاد
excess capacity theory
U
نظریه مازاد فرفیت
excess listing
U
لیست اقلام مازاد
excess demand inflation
U
تورم ناشی از مازاد تقاضا
excess listing
U
لیست وسایل انفرادی مازاد
excess demand
U
تقاضای زیادی مازاد تقاضا
surpluses
U
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
surplus
U
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
property disposition
U
از بین بردن اقلام مازاد
spoin bank
U
محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
the system of
U
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
vent for surplus theory of trade
U
نظریه تجارت "درباره استفاده از مازاد "
deficit
U
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
deficits
U
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
z matrix
U
ماتریس "زد"
matrixes
U
ماتریس
matrix
U
ماتریس
lattice matrix
U
ماتریس
die
U
ماتریس
nonsingular matrix
U
ماتریس عادی
unit matrix
U
ماتریس واحد
order of matrix
U
مرتبه ماتریس
null matrix
U
ماتریس صفر
null matrix
U
ماتریس تهی
nonsingular matrix
U
ماتریس ناتکین
singular matrix
U
ماتریس تکین
singular matrix
U
ماتریس ویژه
transpose matrix
U
ماتریس برگردان
y matrix
U
ماتریس ایگرگ
scalar
U
ماتریس یک عنصری
triangular matrix
U
ماتریس مثلثی
symmetric matrix
U
ماتریس متقارن
square matrix
U
ماتریس مربعی
square matrix
U
ماتریس مربع
singular matrix
U
ماتریس منفرد
diagonal matrix
U
ماتریس قطری
identity matrix
U
ماتریس واحد
factor matrix
U
ماتریس عاملی
drawing die
U
ماتریس کششی
dot matrix
U
ماتریس نقطهای
correlation matrix
U
ماتریس همبستگی
core matrix
U
ماتریس چنبرهای
boolean matrix
U
ماتریس بولی
impedance matrix
U
ماتریس امپدانس
nonsingular matrix
U
ماتریس ناویژه
minor of matrix
U
کهاد ماتریس
matrix algebra
U
جبر ماتریس
matrix
U
ماتریس
[ریاضی]
leontief matrix
U
ماتریس لئونتیف
invert matrix
U
ماتریس معکوس
inverse matrix
U
ماتریس عکس
incidence matrix
U
ماتریس تلاقی
adjunct matrix
U
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
triangular matrix
U
ماتریس مثلثی
[ریاضی]
Jacobi matrix
U
ماتریس ژاکوبی
[ریاضی]
invertible matrix
U
ماتریس وارون
[ریاضی]
adjoint matrix
U
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
identity matrix
U
ماتریس همانی
[ریاضی]
matrix multiplication
U
ضرب ماتریس
[ریاضی]
unit matrix
U
ماتریس همانی
[ریاضی]
the transpose of a matrix
U
ترانهاده یک ماتریس
[ریاضی]
square matrix
U
ماتریس مربعی
[ریاضی]
matrix
U
جای پیدایش ماتریس
dot matrix printer
U
چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer
U
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers
U
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix character
U
کاراکتر ماتریس نقطهای
impedance matrix
U
ماتریس مقاومت فاهری
impluse response matrix
U
ماتریس انتقال ضربه
dot matrix printers
U
چاپگر یا ماتریس نقطهای
magnetic matrix memory
U
حافظه ماتریس مغناطیسی
semidefinite matrix
U
ماتریس نیمه معین
matrixes
U
جای پیدایش ماتریس
positive definite matrix
U
ماتریس همیشه مثبت
nonsingular matrix
U
ماتریس غیر منفرد
singular matrix
U
ماتریس غیر عادی
the main diagonal of a matrix
U
قطر اصلی یک ماتریس
[ریاضی]
element
U
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
elements
U
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
upper triangular matrix
U
ماتریس بالا مثلثی
[ریاضی]
multivariable multimethod matrix
U
ماتریس چند متغیری- چندروشی
lower triangular matrix
U
ماتریس پایین مثلثی
[ریاضی]
payoff matrix
U
ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
row
U
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
scalar
U
مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
rows
U
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
rowed
U
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
transpose matrix
U
ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
sparse array
U
ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
bit image
[مجموعه ای از بیت ها که درحافظه کامپیوتر به صورت یک ماتریس مستطیلی ذخیره شده اند.]
mercantilists
U
مرکانتیلیست ها اقتصاددانانی که معتقد بودندرفاه اقتصادی یک کشور دراثر بوجود امدن مازاد در ترازپرداختها و تراکم طلا وسایرفلزات گرانقیمت افزایش می یابد
thermal
U
کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
leontief matrix
U
اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
thermal
U
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
grid
U
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grids
U
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
wire matrix printer
U
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com