English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
impluse response matrix U ماتریس انتقال ضربه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
impluse response U پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
thinners U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned U وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
hits U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
indeterminate change of station U انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
electronic funds transfer U انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
punts U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
transfer U انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfers U انتقال دادن نقل کردن انتقال
transferring U انتقال دادن نقل کردن انتقال
baseband transmission U روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
upload U انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
transfer processing U امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
xmodem U یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد
signalled U 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled U 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signal U 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
transfer rate U نسبت انتقال سرعت انتقال
transfer ladle U کفچه انتقال چمچمه انتقال
crossest U ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser U ضربه هوک پس از ضربه حریف
die U ماتریس
z matrix U ماتریس "زد"
lattice matrix U ماتریس
matrix U ماتریس
matrixes U ماتریس
nonsingular matrix U ماتریس ناتکین
null matrix U ماتریس تهی
matrix algebra U جبر ماتریس
matrix U ماتریس [ریاضی]
minor of matrix U کهاد ماتریس
null matrix U ماتریس صفر
nonsingular matrix U ماتریس عادی
correlation matrix U ماتریس همبستگی
nonsingular matrix U ماتریس ناویژه
order of matrix U مرتبه ماتریس
boolean matrix U ماتریس بولی
singular matrix U ماتریس منفرد
singular matrix U ماتریس ویژه
singular matrix U ماتریس تکین
core matrix U ماتریس چنبرهای
y matrix U ماتریس ایگرگ
incidence matrix U ماتریس تلاقی
dot matrix U ماتریس نقطهای
drawing die U ماتریس کششی
factor matrix U ماتریس عاملی
leontief matrix U ماتریس لئونتیف
invert matrix U ماتریس معکوس
inverse matrix U ماتریس عکس
scalar U ماتریس یک عنصری
impedance matrix U ماتریس امپدانس
identity matrix U ماتریس واحد
symmetric matrix U ماتریس متقارن
square matrix U ماتریس مربعی
unit matrix U ماتریس واحد
square matrix U ماتریس مربع
triangular matrix U ماتریس مثلثی
residual matrix U ماتریس مازاد
diagonal matrix U ماتریس قطری
transpose matrix U ماتریس برگردان
sclaff U ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
negative acknowledgement U کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
magnetic matrix memory U حافظه ماتریس مغناطیسی
matrix multiplication U ضرب ماتریس [ریاضی]
triangular matrix U ماتریس مثلثی [ریاضی]
invertible matrix U ماتریس وارون [ریاضی]
adjunct matrix U ماتریس الحاقی [ریاضی]
unit matrix U ماتریس همانی [ریاضی]
the transpose of a matrix U ترانهاده یک ماتریس [ریاضی]
adjoint matrix U ماتریس الحاقی [ریاضی]
identity matrix U ماتریس همانی [ریاضی]
Jacobi matrix U ماتریس ژاکوبی [ریاضی]
singular matrix U ماتریس غیر عادی
dot matrix character U کاراکتر ماتریس نقطهای
semidefinite matrix U ماتریس نیمه معین
nonsingular matrix U ماتریس غیر منفرد
matrixes U جای پیدایش ماتریس
matrix U جای پیدایش ماتریس
dot matrix printers U چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers U چاپگر یا ماتریس نقطهای
positive definite matrix U ماتریس همیشه مثبت
impedance matrix U ماتریس مقاومت فاهری
square matrix U ماتریس مربعی [ریاضی]
dot matrix printer U چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer U چاپگر با ماتریس نقطهای
upper triangular matrix U ماتریس بالا مثلثی [ریاضی]
elements U یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
multivariable multimethod matrix U ماتریس چند متغیری- چندروشی
element U یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
payoff matrix U ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
lower triangular matrix U ماتریس پایین مثلثی [ریاضی]
the main diagonal of a matrix U قطر اصلی یک ماتریس [ریاضی]
row U مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
scalar U مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
rows U مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
rowed U مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
shank U ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
transpose matrix U ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
trans shipment U انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
sparse array U ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
placekick U ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
bit image [مجموعه ای از بیت ها که درحافظه کامپیوتر به صورت یک ماتریس مستطیلی ذخیره شده اند.]
thermal U کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
leontief matrix U اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
thermal U نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
grids U سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grid U سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
wire matrix printer U یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
move U انتقال
transmission line U خط انتقال
downloading U انتقال
turn over U انتقال
translations U انتقال
transter U انتقال
transportation U انتقال
conveyance U انتقال
transformation U انتقال
conduction U انتقال
transfer line U خط انتقال
migration U انتقال
transitions U انتقال
transfer check U انتقال
shift U انتقال
intuition U انتقال
displacement U انتقال
intuitions U انتقال
transferring U انتقال
transition U انتقال
transfers U انتقال
mittimus U انتقال
bail arm U انتقال
conductance U انتقال
transmission U انتقال
transmissions U انتقال
devolution U انتقال
metabasis U انتقال
marque U انتقال
assignment U انتقال
shifted U انتقال
shift U انتقال
assignments U انتقال
shifts U انتقال
negotiation U انتقال
negotiations U انتقال
transference U انتقال
abaloenation U انتقال
conveying U انتقال
conveyed U انتقال
conveys U انتقال
conveyances U انتقال
transfer U انتقال
line shaft U انتقال
convey U انتقال
translation U انتقال
transport U نقل و انتقال
negative transfer U انتقال منفی
negotiability U انتقال پذیری
open cheque U چک انتقال پذیر
open cheque U چک قابل انتقال
velocity U سرعت انتقال
removable U قابل انتقال
red shift U انتقال سرخ
negotiable instruments U اسنادقابل انتقال
parallel transmission U انتقال موازی
overhead transmission line U خط انتقال هوایی
quickness U سرعت انتقال
instrument of assignment U سند انتقال
integrate transmission line U خط انتقال مجتمع
transferable U انتقال پذیر
transferability U انتقال پذیری
axles U محور انتقال
axle U محور انتقال
lineshaft drive U محرکه انتقال
positive transference U انتقال مثبت
portability U قابلیت انتقال
protect a player U معاف از انتقال
positive transfer U انتقال مثبت
progation U افزایش انتقال
power transmission U انتقال انرژی
line transmission error U خطای انتقال
transferable U قابل انتقال
mortmain U انتقال ناپذیری
not negotiable U غیرقابل انتقال
transporters U انتقال دهنده
transporter U انتقال دهنده
gradation U انتقال تدریجی
light transmission U انتقال نور
line generated error U خطای انتقال
credit transfers U انتقال اعتبار
credit transfer U انتقال اعتبار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com