English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
atrip U لنگر از زمین برداشته امادهء حرکت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
aweigh U تازه لنگر برداشته دارای لنگر اویزان
markers U علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
marker U علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
break ground U لنگر از زمین کنده شد
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
anchor's aweight U لنگر از زمین کنده شده
accouter U امادهء جنگ کردن
earthmoving U حرکت زمین
pivot foot U پایی که درهنگام حرکت بایدروی زمین بماند
anchor watch U گروه نگهبانی لنگر نگهبان لنگر
gyrostabilizer U التی که جنبش حرکت وضعی زمین را نشان میدهد
coffee grinders U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
coffee grinder U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
golf car U وسیله باطری دار برای حرکت دو بازیگر در زمین گلف
navigation U هدایت کشتی یاهواپیما حرکت در روی زمین با استفاده از قطب نما
anchor in sight U لنگر بالاست لنگر را دیدم
check point U نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
oblique compartment U قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
capstan U میله گردان گردونه دوار لنگر قرقره دوار لنگر
removable U برداشته شدنی
warped surface U سطح تاب برداشته
irremovable U برداشته نشدنی ثابت
chasse U نوعی حرکت با پاها بصورت یک پا روی زمین و یک پای دیگر روی هوا
A big load was taken off my back. U بار سنگینی از دوشم برداشته شد
He wants to bite off more than he can chew. U لقمه بزرگتر از دهانش برداشته
the murder is out U پرده از روی کار برداشته شد
drags U وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged U وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag U وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
removability U ناپایداری امادگی برای برداشته شدن
phototype U کلیشهای که از عکس برداشته شده است
sententiously U چنانکه اندرزیانصیحتی رادر برداشته بتاشد
bound barrel U لولهای که در اثر حرارت تاب برداشته
the fish smacks of the tin U ماهی بوی حلبی را برداشته است
irremovability U حالت چیزی یا کسی که از جای خود برداشته نشود
chip off the old block <idiom> U (هرچی گذاشته اون برداشته)رفتار مشابه به والدین داشتن
war head U قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
An investigation has already been instigated. U قدم اول برای بررسی پیش از این برداشته شده بود .
access panel U پانل یا قابی که برای اسانترکردن تعمیرات وبازرسی براحتی برداشته و یانصب میشود
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
e f t a (european free trade association U فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
port a punch card U علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
lutine bell U زنگ که ازکشتی قدیمی لوتین برداشته شده و در دفتر شرکت بیمه لویدز نصب گردیده و برای اعلام خبرهای مهم انرا به صدا در می اورند
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying U پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone U موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground U زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse U نوعی موشک زمین به زمین
pershing U موشک زمین به زمین پرشینگ
biosphere U قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
weight U لنگر
anchors U : لنگر
makefast U لنگر
brake weight U لنگر
anchoring U لنگر
anchoring U : لنگر
stockless anchor U لنگر
anchor U لنگر
prickly a U لنگر
anchor U : لنگر
moment U لنگر
moments U لنگر
swinge U لنگر
anchors U لنگر
talik U زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
little john U موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight U پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse U وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses U وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
tiers U زنجیر لنگر
anchors U لنگر انداختن
anchors U لنگر کشتی .
anchors U لنگر بلوک
riding anchor U لنگر نگهدارنده
stock U میله لنگر
stocked U میله لنگر
restraining moment U لنگر گیرداری
sash cord U طناب لنگر
sash cords U طناب لنگر
swivel piece U مدور لنگر
anchors U : لنگر انداختن
jews harp U حلقه لنگر
tier U زنجیر لنگر
ice anchor U لنگر یخی
overturning moment U لنگر واژگونی
kedge anchor U لنگر پاشنه
anchoring U لنگر بلوک
chain cable U زنجیر لنگر
anchor cable U طناب لنگر
anchor cable U کابل لنگر
anchor buoy U بویه لنگر
cat U اویختن لنگر
anchor bolt U پیچ لنگر
anchor ball U گوی لنگر
anchor at short stay U لنگر بلند
anchor U لنگر بلوک
anchor U : لنگر انداختن
anchor in sight U لنگر رویت شد
anchor line cable U کابل لنگر
anchor dues U هزینههای لنگر
anchor shackle U بخوی لنگر
anchor detail U تیم لنگر
anchor strop U بند لنگر
anchor U لنگر انداختن
anchor detail U بیگاری لنگر
anchor work U کار با لنگر
recoilless U بدون لنگر
anchoring U لنگر انداختن
weigh anchor U لنگر کشیدن
riding lights U چراغ لنگر
grappling U لنگر گاه
anchor U لنگر کشتی .
patent anchor U نوعی لنگر
patent anchor U لنگر بی بازو
anchor watch U نگهبان لنگر
windlasses U وینچ لنگر
windlass U وینچ لنگر
turning moment U لنگر واژگونی
drogue U لنگر چتری
additional moment U لنگر مکمل
anchoring U لنگر کشتی .
anchoring U : لنگر انداختن
windlass U دوار لنگر
windlasses U دوار لنگر
anchor light U چراغ لنگر
riding anchor U لنگر اولی
grappling iron U لنگر قایق
bower anchor U لنگر سینه
maximum moment U لنگر بیشینه
underfoot U لنگر زیر پا
wharves U لنگر انداختن
grappling iron U لنگر چهارشاخه
fly wheel U چرخ لنگر
flukes U قلاب لنگر
shank U بازوی لنگر
mooring buoy U بویه لنگر
boat anchor U لنگر قایق
statical moment U لنگر ایستایی
resisting moment U لنگر مقاوم
moment of resistence U لنگر مقاوم
moment of inertia U لنگر جبر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com