English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Please face me when I'm talking to you. U لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
speech U که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
speeches U که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
payable at sight U قابل پرداخت به محض رویت به رویت
literal U چاپ خطا وقتی که حرفی با دیگری جایگزین شود و یا وقتی دو حرف منتقل شوند
sights U رویت
at sight U به رویت
sight U رویت
macroscopic U قابل رویت
visible U قابل رویت
sight draft U برات به رویت
bill pay able at sight U برات رویت
seeing U بینش رویت
option of inspection U خیار رویت
draft at sight U برات به رویت
sight U رویت کردن
at sight U بمحض رویت
apparent U قابل رویت
sights U رویت کردن
anchor in sight U لنگر رویت شد
visibility U قابلیت رویت
angle of sight U زاویه رویت
preview U قبلا رویت کردن
parallax-free <adj.> U بدون اختلاف در رویت
inenarrable U غیر قابل رویت
visibles U کالاهای قابل رویت
invisible trade U تجارت غیرقابل رویت
visible U نمایان قابل رویت
invisibles U معاملات غیرقابل رویت
previews U قبلا رویت کردن
EXOR U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
exjunction U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
difference U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
differences U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exclusive U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
prevue U قبلا رویت کردن اطلاع قبلی
uncovered U واضح قابل رویت غیر سری
the pot calls the kettle black U دیگ بدیگ میگوید رویت سیاه
visibility U قابلیت دید قابل رویت بودن
What brazen cheek ! Ilike your impudence . U بنازم که خیلی رویت زیاد است ( پررویی) !
heliacal U ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشیدقابل رویت است
parallax U اختلاف رویت با در نظر گرفتن محل دید نافر
subaqueous ranging U طریقه اکتشاف و تعیین محل هدفهای غیرقابل رویت دریایی
discrimination U حداقل جدایی برای رویت دوهدف بصورت مجزا در رادار
dispersion U تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
NAND function U تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
symmetric difference U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
chips U خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
chip U خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
helical U ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
equality U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except U تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
prithee U لطفا
patronizingly U لطفا
graciously U لطفا"
rollover U صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
reflected code U سیستم کد گذاری که نمایش دو رویت اعداد دهی با یک بیت در زمان از یک عدد به بعدی تغییر میکند
vouchsafes U لطفا حاضرشدن
vouchsafe U لطفا حاضرشدن
Your passport, please. لطفا گذرنامتان.
With milk, please. لطفا با شیر.
Tickets, please. لطفا بلیت.
vouchsafing U لطفا حاضرشدن
deigns U لطفا پذیرفتن
deign U لطفا پذیرفتن
deigned U لطفا پذیرفتن
deigning U لطفا پذیرفتن
Please stand up ! U لطفا" بایستید !
vouchsafed U لطفا حاضرشدن
Stand back, please ! U لطفا"عقب با یستید
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
Full tank, please. لطفا باک را پر کنید.
kindly U لطفا از روی مرحمت
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
Please come down(downstairs). U لطفا"بفرمایید پایین
Please make yourself comfortable. U لطفا" راحت باشید
PLease let me know(notiffy me). U لطفا" به من خبر بدهید
Please fetch the book. U لطفا"بروکتاب رابیاور
Please let me know. U لطفا"به من اطلاع دهید
I'd like a dessert, please. لطفا دسر میخواهم.
Something light, please. لطفا یک چیز سبک.
please U سرگرم کردن لطفا
pleases U سرگرم کردن لطفا
I'd like breakfast, please. لطفا صبحانه میخواهم.
No milk, please. لطفا بدون شیر.
Some sugar, please. لطفا مقداری شکر.
The bill, please. لطفا صورت حساب.
Please reply as a matter of urgency. U لطفا فوری پاسخ دهید.
condescendingly U ازروی فروتنی یامهربانی لطفا
Please keep me posted(informed). U لطفا" مرادرجریان بگذارید (نگاهدارید )
Please turn left now. U لطفا حالا شما به چپ بپیچید.
Please get it off ! [Please clean it up !] U لطفا این را پاک کنید !
Hold the line, please! U لطفا گوشی را نگه دارید!
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
Please pass round the fruit . U لطفا" میوه را دور بگردانید
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
I want one of these please. لطفا من یکی از اینها را میخواهم.
Please write down your new address . U لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید
Please show me the way out I'll show you ! U لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
Please call the police. لطفا پلیس را خبر کنید.
Please give me this one . U این یکی را لطفا" بدهید
Please answer the telephone. U لطفا" جواب تلفن را بدهید
Please heat up my food. U لطفا" غذایم را داغ کنید
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
A ticket to Bath, please. لطفا یک بلیت به شهر باته.
Please do not touch! U لطفا دست نزن [نزنید] !
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
Please consider my suggestion. U لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Stop here, please. لطفا همینجا نگه دارید.
A pot of tea for 4, please. لطفا یک قوری چایی 4 نفره.
Please let me in on your affairs . U لطفا" مرا در کارهایتان واردکنید
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
Please don't wake me until 9 o'clock! U لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
Please listen carfully for the telephone tI'll I come back . U لطفا" گوش ات به تلفن با شد تامن برگردم
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. U ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید
A cup of tea with lemon, please. لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش.
Please help yourself ( with the food ) . U لطفا" برای خودتان غذا بکشید
Please check the spear tyre, too. لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید.
Two coffees please . U لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
Move along, please! [in a crowd] U لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی]
Would you wait for me, please? U ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
Save this for me, please! U لطفا این را برای من نگه دار!
Can you give me the key, please? U لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟
Please open this bag. لطفا این کیف را باز کنید.
Please partake of this meal . U لطفا" از این غذا صرف کنید
May I have my bill, please? U ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
I'd like a haircut, please. لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم.
angle of view U زاویه رویت دوربین عکاسی میدان دید دوربین
Please warm up this milk . warm and sincere greetings . U لطفا" این شیر را قدری گرم کنید
If there is a reason for complaint, please contact ... U اگر شکایتی دارید، لطفا با ... تماس بگیرید.
Could we have a plate please? U ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
repondez s'il vous plait [RSVP] U لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
Can you send a breakdown lorry, please? U آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
Could we have a fork please? U ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟
Could you drive more slowly, please? U ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟
please reply U لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
Please put these clocolates aside for me . U لطفا" این شکلاتها را برای من کنار بگذارید
Can you send a mechanic, please? U آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
Would you post this for me, please? U ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
May I have the drink list, please? U ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
Could we have a napkin please? U ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
Could we have some matches please? U ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
Would you call the head waiter, please? U لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟
I'm not very hungry, so please don't cook on my account. U من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن.
Please accept this gift as a mark of my friendship. U لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید
I'll have a beer with a rum chaser. U لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند.
Would you change the lamp please? U آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟
Could you repeat what you said, please? U میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
Would you change the tyre please? U آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟
May I have the menu, please? U ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
Please supply the facts relevant to the case. U لطفا" حقایق ومطالبی را که با موضوع مناسبت دارد فراهم کنید
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
confabulation U صحبت
mouths U صحبت
mouth U صحبت
collocutor U هم صحبت
converse U صحبت
conversed U صحبت
conversing U صحبت
mouthing U صحبت
mouthed U صحبت
talks U صحبت
parle U صحبت
talked U صحبت
talk U صحبت
colloquy U صحبت
colloquies U صحبت
converses U صحبت
chitchat U صحبت
invisible assets U دارائیهای نامرئی دارائیهای غیرقابل رویت
pot calling the kettle black <idiom> U دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه
Even if you thik I am being foolish, please don't burst my bubble. U حتی اگر فکر می کنی احمقم لطفا توی ذوقم نزن.
coze U صحبت خودمانی
confabulate U صحبت کردن
cross talk U تداخل صحبت
chatty U خوش صحبت
sniffles U صحبت تودماغی
chitchat U صحبت کوتاه
sniffling U صحبت تودماغی
conversable U خوش صحبت
dialogues U گفتگو صحبت
speak U صحبت کردن
speaks U صحبت کردن
conversationist U خوش صحبت
shoptald U صحبت بازاری
dialogue U گفتگو صحبت
duologue U صحبت دونفری
articulate U ماهر در صحبت
conversationalists U خوش صحبت
conversationalist U خوش صحبت
private talk U صحبت خصوصی
talks U صحبت کردن
well spoken U خوش صحبت
well-spoken U خوش صحبت
She refused to open her oips . U لب به صحبت بازنکرد
talk U صحبت کردن
speech U صحبت نطق
to talk [to] U صحبت کردن [با]
articulates U ماهر در صحبت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com