English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Would you call the head waiter, please? U لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Would you change the tyre please? U آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟
Would you post this for me, please? U ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
Would you change the lamp please? U آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟
Full tank, please. لطفا باک را پر کنید.
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
Please heat up my food. U لطفا" غذایم را داغ کنید
Please consider my suggestion. U لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Please get it off ! [Please clean it up !] U لطفا این را پاک کنید !
Please call the police. لطفا پلیس را خبر کنید.
Please don't wake me until 9 o'clock! U لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. U ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید
Can you give me the key, please? U لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟
Would you wait for me, please? U ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
May I have my bill, please? U ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
Move along, please! [in a crowd] U لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی]
Please open this bag. لطفا این کیف را باز کنید.
Please check the spear tyre, too. لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید.
Please partake of this meal . U لطفا" از این غذا صرف کنید
Can you send a mechanic, please? U آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
Could we have a plate please? U ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
Could you drive more slowly, please? U ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟
Could we have a fork please? U ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟
Can you send a breakdown lorry, please? U آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
Please warm up this milk . warm and sincere greetings . U لطفا" این شیر را قدری گرم کنید
May I have the drink list, please? U ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
Could we have some matches please? U ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟
May I have the menu, please? U ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
Could we have a napkin please? U ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
Could you repeat what you said, please? U میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
Can you help me? ممکن است کمکم کنید؟
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
Please supply the facts relevant to the case. U لطفا" حقایق ومطالبی را که با موضوع مناسبت دارد فراهم کنید
Can you help me with my luggage? U ممکن است بارم را حمل کنید؟
Can you help me with my luggage? U ممکن است اسباب و اثاثیه ام را حمل کنید؟
Would you mind filling in this registration form? U آیا ممکن است این فرم را پر کنید؟
Could you check the tyre pressure? U آیا ممکن است باد تایر را کنترل کنید؟
Could you help me carry my luggage? U ممکن است در حمل اسباب و اثاثیه ام به من کمک کنید؟
Would you let me know before we get to Durham? U ممکن است خواهش کنم قبل از رسیدن به شهر دورهام مرا خبر کنید؟
Please allow for at least two weeks' notice [to do something] [for something] [prior to something] . U درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری [کار] اعطاء کنید [تا ما ] [برای چیزی] [قبل از چیزی] .
head waiter U سرپیشخدمت
perpetuting testtimony U تاسیسی که به وسیله ان شهادتی که ممکن است بعدا" به ان استناد لازم شود و در عین حال ممکن است بعدا" ممکن الحصول نباشد حفظ میشود
maitred'hotel U سرپیشخدمت مدیر مهمانخانه
drill sergeant U گروهبان مسئول صف جمع درجه دار مسئول تمرین حرکات نظامی
clean up party U گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
repeats U بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeat U بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
action agent U مسئول اقدام در مورد هدفها مسئول تقویم و تفسیر هدفها
adding U اضافه کنید زیاد کنید
add U اضافه کنید زیاد کنید
adds U اضافه کنید زیاد کنید
prescan U خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
combat cargo officer U افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
armistise U متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
patronizingly U لطفا
prithee U لطفا
graciously U لطفا"
responsive U مسئول
accountable U مسئول
answerable U مسئول
warden U مسئول
in charge <adj.> U مسئول
responsible U مسئول
responsible <adj.> U مسئول
frankpledge U مسئول
liable U مسئول
vouchsafed U لطفا حاضرشدن
vouchsafe U لطفا حاضرشدن
vouchsafes U لطفا حاضرشدن
deign U لطفا پذیرفتن
deigned U لطفا پذیرفتن
deigning U لطفا پذیرفتن
deigns U لطفا پذیرفتن
vouchsafing U لطفا حاضرشدن
Your passport, please. لطفا گذرنامتان.
Please stand up ! U لطفا" بایستید !
Tickets, please. لطفا بلیت.
With milk, please. لطفا با شیر.
furnace man U مسئول کوره
custodian U مسئول سرپرست
authoring system U سیستم مسئول
custodians U مسئول مرموزات
custodians U مسئول سرپرست
furnace attendant U مسئول کوره
custodian U مسئول مرموزات
data administrator U مسئول داده ها
undertakers U جواب گو مسئول
to hold responsible U مسئول قراردادن
officer on duty U افسر مسئول
wagon master U مسئول واگن
to hold responsible U مسئول کردن
cryptographer U مسئول رمز
cupola tender U مسئول کوره
supplies officer U مسئول مواد
in charge <idiom> U مسئول بودن
lineman's plier U انبردست مسئول خط
Not my department. <idiom> U من مسئول نیستم.
purchasing officer U مسئول خرید
liable for damages U مسئول خسارات
account U مسئول بودن
undertaking U جواب گو مسئول
helmsmen U مسئول سکان
accountable U مسئول حساب
helmsman U مسئول سکان
officer in charge U افسر مسئول
issue commissary U مسئول توزیع
That's not my province. U من مسئول آن نیستم.
undertaker U جواب گو مسئول
Please make yourself comfortable. U لطفا" راحت باشید
PLease let me know(notiffy me). U لطفا" به من خبر بدهید
Please let me know. U لطفا"به من اطلاع دهید
Please fetch the book. U لطفا"بروکتاب رابیاور
Please come down(downstairs). U لطفا"بفرمایید پایین
Stand back, please ! U لطفا"عقب با یستید
pleases U سرگرم کردن لطفا
I'd like a dessert, please. لطفا دسر میخواهم.
kindly U لطفا از روی مرحمت
I'd like breakfast, please. لطفا صبحانه میخواهم.
Some sugar, please. لطفا مقداری شکر.
Something light, please. لطفا یک چیز سبک.
No milk, please. لطفا بدون شیر.
The bill, please. لطفا صورت حساب.
please U سرگرم کردن لطفا
cryptoguard U مسئول حفافت رمز
irresponsibly U بطور غیر مسئول
data base administrator U مسئول پایگاه داده ها
have a hand in <idiom> U مسئول کاری شدن
demolition firing party U گروه مسئول انفجارخرج
demolition firing party U گروه مسئول تخریب
be to blame <idiom> U مسئول کارزشت بودن
tallyman U مسئول کنترل محموله
captain of the top U مسئول گروه کار
shipment sponsor U مسئول ارسال کالاها
anchor detail U نفرات مسئول لنگر
officer in charge U افسر مسئول اجرا
irresponsible U غیر مسئول نامعتبر
ambulanceman U راننده یا مسئول آمبولانس
operations detachment U قسمت مسئول عملیات
corespondent U مسئول جواب گویی
courier transfer officer U افسر مسئول پیک
A pot of tea for 4, please. لطفا یک قوری چایی 4 نفره.
Please write down your new address . U لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید
Please show me the way out I'll show you ! U لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
Please do not touch! U لطفا دست نزن [نزنید] !
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
condescendingly U ازروی فروتنی یامهربانی لطفا
A ticket to Bath, please. لطفا یک بلیت به شهر باته.
Please pass round the fruit . U لطفا" میوه را دور بگردانید
Please keep me posted(informed). U لطفا" مرادرجریان بگذارید (نگاهدارید )
Please answer the telephone. U لطفا" جواب تلفن را بدهید
I want one of these please. لطفا من یکی از اینها را میخواهم.
Please turn left now. U لطفا حالا شما به چپ بپیچید.
Please give me this one . U این یکی را لطفا" بدهید
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
Please reply as a matter of urgency. U لطفا فوری پاسخ دهید.
Hold the line, please! U لطفا گوشی را نگه دارید!
Stop here, please. لطفا همینجا نگه دارید.
Please let me in on your affairs . U لطفا" مرا در کارهایتان واردکنید
company secretary U مسئول مالی و حقوقی شرکت
blast furnaceman U مسئول یا متصدی کوره بلند
communication security custodian U مسئول وسایل تامین مخابراتی
aircraft guide U مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
harbour master U مسئول بندر متصدی لنگرگاه
range officer U افسر مسئول میدان تیر
brakeman U مسئول ترمز در تیم لوژسواری
tipstaff U مامور مسئول زندانیان دردادگاه
establishing authority U مقام مسئول نیروهای اب خاکی
finger in the pie <idiom> U دست داشتن ،مسئول بودن
detail officer U افسر مسئول گروه بیگاری
every man is a for his action U هرکس مسئول کردارخویش است
shipment unit U یکان مسئول ارسال کالاها
make one's bed and lie in it <idiom> U مسئول انجام کاری بودن
Please listen carfully for the telephone tI'll I come back . U لطفا" گوش ات به تلفن با شد تامن برگردم
I'd like a haircut, please. لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم.
Two coffees please . U لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
Save this for me, please! U لطفا این را برای من نگه دار!
Please help yourself ( with the food ) . U لطفا" برای خودتان غذا بکشید
A cup of tea with lemon, please. لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش.
mensch U [انسان آراسته، بالغ، درستکار و مسئول]
interceptor controller U افسر مسئول پست استراق سمع
burdened U مسئول پرهیز از تصادم با کشتی دیگر
flight sister U افسر مسئول بهداشت و تغذیه هواپیما
officiant U کشیش شاغل و مسئول مجلس روحانی
courier transfer officer U افسر مسئول قسمت پیک ارتشی
coordinated procurement assigness U شعبه مسئول خرید کلی اماد
ship's serviceman U مسئول کارهای دفتری وخدماتی ناو
proponent U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
beach unit U یکان مسئول اسکله یا خدمات ساحلی
vouch U ضمانت کردن مسئول واقع شدن
to blame somebody for something U کسی را مسئول کارناقص [اشتباه ] کردن
self-service U بدون مسئول توزیع سلف سرویس
proponents U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
self service U بدون مسئول توزیع سلف سرویس
Please face me when I'm talking to you. U لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن.
repondez s'il vous plait [RSVP] U لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com