English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
evening dress U لباس ویژه شام یامهمانی شب
evening dresses U لباس ویژه شام یامهمانی شب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to dress [put on your clothes or particular clothes] U لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups U گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
motley U مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out U پهن کردن لباس [روی بند لباس]
idiocrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
life jacket U لباس نجات لباس چوب پنبهای
praetorial U متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
steam irons U ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron U ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniform U لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniforms U لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
expert U ویژه گر
prerogative U حق ویژه
prerogatives U حق ویژه
particulars U ویژه
idiocrasy U ویژه
privilege U حق ویژه
expressing U ویژه
expresses U ویژه
expressed U ویژه
express U ویژه
nets U ویژه
special U ویژه
nett U ویژه
net U ویژه
extra special U ویژه
paticular U ویژه
special character U ویژه
specialists U ویژه گر
specialist U ویژه گر
particular U ویژه
adhoc U ویژه
extra <adj.> U ویژه
specific humidity U نم ویژه
specifics U ویژه
special <adj.> U ویژه
specific U ویژه
priviege U حق ویژه
peculiar U ویژه
experts U ویژه گر
specially U ویژه
quantum state U ویژه حالت
specialty U ویژه گری
special symbol U نماد ویژه
preceptorial U ویژه اموزگاری
resistivity U مقاومت ویژه
prerogatived U دارای حق ویژه
relative density U گرانی ویژه
regiospecific U جهت ویژه
labeled cargo U کالای ویژه
proper function U ویژه تابع
proper volume U ویژه حجم
special bastard U حرامزاده ویژه
special passport U پاسپورت ویژه
lingo U زبان ویژه
self weight U ویژه وزن
lingoes U زبان ویژه
specialises U ویژه گری
singular matrix U ماتریش ویژه
singular matrix U ماتریس ویژه
special character U دخشه ویژه
special agreement U قرارداد ویژه
specialising U ویژه گری
specializes U ویژه گری
special case U مورد ویژه
special deposits U سپردههای ویژه
special party U گروه ویژه
special verdict U تصمیم ویژه
net profit U سود ویژه
characteristic U نشان ویژه
special duty U کار ویژه
special drawing rights U حق برداشت ویژه
characteristically U نشان ویژه
specializing U ویژه گری
special drawing right U حق برداشت ویژه
specialize U ویژه گری
praetorian guard U گارد ویژه
booths U جای ویژه
versions U شرح ویژه
byelaw U قانون ویژه
bylaw U قانون ویژه
juveniles U ویژه نو جوانان
juvenile U ویژه نو جوانان
nutritionists U ویژه گر تغذیه
nutritionist U ویژه گر تغذیه
cariologist U ویژه گر قلب
characteristic function U ویژه تابع
characteristic number U ویژه مقدار
characteristic root U ویژه مقدار
proper value U ویژه مقدار
conizance U نشان ویژه
speciality U ویژه گری
zoologist U ویژه گرجانورشناسی
body guard U هنگ ویژه
morbid U ویژه ناخوشی
booth U جای ویژه
characteristics U نشان ویژه
rarely U بااستادی ویژه
specific gravities U گرانی ویژه
specific gravity U گرانی ویژه
idiom U زبان ویژه
idiom U تعبیر ویژه
idioms U زبان ویژه
idioms U تعبیر ویژه
standing order U اوامر ویژه
acoustician U ویژه گر اواشنود
ecotype U بوم ویژه
specialities U ویژه گری
eigenfunction U ویژه تابع
gastronomist U ویژه گرخوراک
habiliments U جامه ویژه
indicium U نشانه ویژه
kink U ویژه گی فرریز
standing orders U اوامر ویژه
lachrymal U ویژه اشک
lacrimal U ویژه اشک
specialization U ویژه کاری
specialization U ویژه گری
life guard U هنگ ویژه
monkish U ویژه راهبان
monocular U ویژه یک چشم
particular lien U حق حبس ویژه
stall U لژ جایگاه ویژه
stalling U لژ جایگاه ویژه
version U شرح ویژه
eigenvalue U ویژه مقدار
electrical resistivity U مقاومت ویژه
prerogatives U دارای حق ویژه
prerogatives U حق یا امتیاز ویژه
prerogative U دارای حق ویژه
prerogative U حق یا امتیاز ویژه
endemical U ویژه یک قوم
lineaments U نشان ویژه
lineament U نشان ویژه
equity capital U ارزش ویژه
extra equipment U متعلقات ویژه
favourite or vor U ویژه مخصوص
penologist U ویژه گر کیفرشناسی
species specific U نوع- ویژه
specific weight U وزن ویژه
physiologists U ویژه گر فیزیولوژی
specific yield U ابدهی ویژه
capital U ارزش ویژه
(not one's) cup of tea <idiom> U علاقه ویژه
speleologist U ویژه گر غارشناسی
trait U نشان ویژه
traits U نشان ویژه
specific rotation U چرخش ویژه
specific lattice U شبکه ویژه
extraordinary meeting U نشست ویژه
specific weight U سنگینی ویژه
specific volume U حجم ویژه
specific viscosity U گرانروی ویژه
specific resistance U مقاومت ویژه
special session U نشست ویژه
physiologist U ویژه گر فیزیولوژی
special effects U جلوههای ویژه
neurologist U ویژه گر اعصاب
specific humidity U رطوبت ویژه
specific heat U دمای ویژه
specific heat U گرمای ویژه
specific drawdown U افت ویژه
specialist U ویژه کار
specialists U ویژه کار
specific donor U دهنده ویژه
specific cost U هزینه ویژه
monographs U ویژه نگاشت
monograph U ویژه نگاشت
dead weights U ویژه وزن
garb U پوشاک ویژه
dead weight U ویژه وزن
experts U ویژه کار
expert U ویژه کار
evining dress U لباس شب
rosette U گل لباس
untented U بی لباس
rosettes U گل لباس
outwall U لباس تن
vesture U لباس
frou frou U خش خش لباس
out fit U لباس
donkey jacket U لباس
clobbered U لباس
vestment U لباس
clothing U لباس
bathhouse U لباس کن
accouterments U لباس
accouterment U لباس
costume U لباس
costumes U لباس
oilskins U لباس ضد اب
dressing U لباس
dressings U لباس
costumes U لباس ها
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com