English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
review order U لباس وتجهیزات و وسائل کامل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to dress [put on your clothes or particular clothes] U لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
supplies U مواد وتجهیزات لازم
caparison U زره وتجهیزات اسب
acceptance trial آزمایش قبول وسایل وتجهیزات
curb weight U وزن کل خودرو با سوخت وتجهیزات
retrofit action U بهبودسازی وسایل وتجهیزات و پرسنل
empty weight U وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
materiel readiness U میزان امادگی جنگ افزارها وتجهیزات
s 00 bus U یک وسیله استاندارد اتصال میان برخی ریزکامپیوترها وتجهیزات جانبی
motley U مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out U پهن کردن لباس [روی بند لباس]
fitments U وسائل
facilities U وسائل
means U وسائل
fitment U وسائل
life jacket U لباس نجات لباس چوب پنبهای
design aids U وسائل طراحی
fraudulent means U وسائل متقلبانه
by indirection U با وسائل نادرست
by all means U با تمام وسائل
documentation aids U وسائل سندسازی
auxiliary equipment U وسائل کمکی
full mobilization U تحرک کامل بحرکت دراوردن کامل
remedying U وسائل جبران خسارت
debugging aids U وسائل اشکال زدایی
remedy U وسائل جبران خسارت
remedies U وسائل جبران خسارت
instrumentation U کاربرد وسائل سنجش
remedied U وسائل جبران خسارت
to play U با وسائل پست سو استفاده کردن
instrument board U تابلوی وسائل اندازه گیری
i provided for his safety U وسائل سلامت او را فراهم کردم
in the last resort U پس ازنومیدی ازهمه وسائل دیگر
to play it U با وسائل پست سو استفاده کردن از
to incubate bacteria U با وسائل ویژه میکرب پروردن
full scale U باندازه کامل بمقیاس کامل
completed case U جعبه کامل خشاب کامل
full annealing U بازپخت کامل تاباندن کامل
vendors U کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
vendor U کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
to pander any one's lust U وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
it tends to ruin him U وسائل خانه خرابی یاهلاکت اورافراهم میکند منجرمیشودبهلاکت او
to turn the tables on any one U وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
dnc U Control Numerial Direct روش کنترل کامپیوتری وسائل ماشینی خودکار
desk accessories U وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
oem U Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
atari U نام نوعی از کامپیوترهای شخصی و وسائل جانبی مشهور که توسط شرکت ATARI تولید میشود
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> U کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
imago U حشره کامل و بالغ اخرین مرحله دگردیسی حشره که بصورت کامل و بالغ در میاید
thorough U بطور کامل کامل
flowcharting symbol U علامتی برای نمایش عملیات داده ها روند کار یا وسائل روی یک نمودار گردش کاربکار برده میشود
tactics U دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
the end sanctifies the means U خوبی وبدی وسائل رسیدن بمقصودی پس از رسیدن به ان مقصودمعلوم میشود
exerciser U وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
steam iron U ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam irons U ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniforms U لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform U لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
costumes U لباس
costume U لباس
evining dress U لباس شب
outwall U لباس تن
out fit U لباس
vestment U لباس
vesture U لباس
dressing U لباس
untented U بی لباس
accouterments U لباس
acoutrement U لباس
garb U لباس
bathhouse U لباس کن
attire U لباس
flannels U لباس
flannel U لباس
bibandtucker U لباس
clobber U لباس
clobbered U لباس
clobbering U لباس
accouterment U لباس
clobbers U لباس
dressings U لباس
donkey jacket U لباس
frou frou U خش خش لباس
rosettes U گل لباس
rosette U گل لباس
costumes U لباس ها
oilskins U لباس ضد اب
clothing U لباس
costume U لباس
nightgowns U لباس شب
nightgown U لباس شب
completed U کامل
totalling U کامل
in a entireness of state U کامل
entire U کامل
totals U کامل
full U کامل
absolute U کامل
large U کامل
larger U کامل
largest U کامل
starkly U کامل
absolutes U کامل
saturation U کامل
perfecting U کامل
plenaries U کامل
perfects U کامل
all-out U کامل
semibreve U نت کامل
semibreves U نت کامل
unmitigated U کامل
complete U کامل
exacted U کامل
total U کامل
unqualified U کامل
totaled U کامل
of ripe years U کامل
main U کامل
fullest U کامل
totaling U کامل
self-contained U کامل
totalled U کامل
starkest U کامل
exacts U کامل
perfect U کامل
echaustive U کامل
full-fledged U کامل
wall-to-wall U کامل
empennage U دم کامل
full fledged U کامل
unabridged U کامل
completing U کامل
completes U کامل
starker U کامل
stark U کامل
plenary U کامل
searching U کامل
perfected U کامل
exact U کامل
masqueraded U لباس مبدل
sportswear U لباس ورزش
the long robe U لباس قضائی
robe de chambre U لباس خانه
zipper U زیب لباس
masquerading U لباس مبدل
zippers U زیب لباس
masquerades U لباس مبدل
gown U روپوش لباس شب
gowns U روپوش لباس شب
fancy dress U لباس بالماسکه
masquerade U لباس مبدل
playsuit U لباس ورزش
spacesuits U لباس فضایی
knitwear U لباس کشباف
uniforms U لباس یک شکل
undergarment U لباس بزیر
print dress U لباس چیتی
uniforms U لباس فرم
smoking jacket U لباس اسموکینگ
wet suits U لباس غواصی
slopwork U لباس دوخته
slack suit U لباس راحتی
ski suit U لباس اسکی
uniform U لباس یک شکل
survival suit U لباس نجات
tog U لباس پوشیدن
uniform U لباس فرم
undergarments U لباس بزیر
silk U لباس ابریشمی
costumes U لباس محلی
uniform of the day U لباس فصل
dress U لباس پوشیدن
rigs U لوازم لباس
rigged U لوازم لباس
rig U لوازم لباس
pajama U لباس خواب
vestment U لباس رسمی
wet suit U لباس غواصی
gashing U خوش لباس
gashes U خوش لباس
gashed U خوش لباس
gash U خوش لباس
dresses U لباس پوشیدن
underclothing U لباس زیر
disrobing U لباس دراوردن
disrobes U لباس دراوردن
disrobed U لباس دراوردن
disrobe U لباس دراوردن
tou book U لباس تکواندو
tunicle U لباس کوتاه
tux U لباس رسمی
tuxedos U لباس رسمی
tuxedo U لباس رسمی
costume U لباس محلی
slash U چاک لباس
slashed U چاک لباس
slashes U چاک لباس
disguises U لباس مبدل
disguised U لباس مبدل
disguise U لباس مبدل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com