Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
twisted strata
U
لایههای پیچیده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cisc
U
مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
contourted strata
U
لایههای در هم
isothermal layer
U
لایههای ایزوترمال
conformable strata
U
لایههای همشیب
unconformable strata
U
لایههای دگر شیب
bursting layer
U
لایههای سقفی پناهگاه
bursting layer
U
لایههای منفجر کننده
laminitis
U
اماس لایههای حساس
benthic division
U
قسمت بندی لایههای دریا
deep scattering layer
U
لایههای منعکس کننده عمق دریا
aurora
U
پدیده تابناکی در لایههای فوقانی اتمسفر
altitude tints
U
لایههای رنگ ارتفاع نما در روی نقشه
pedocal
U
خاک دارای لایههای سخت ومتراکم ذغال
rollers
U
دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
roller
U
دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود
layer tints
U
هاشورهای نشان دهنده لایههای مختلف اب دریا هاشور لایه نما
radial transfer
U
انتقال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساختیافته هستند.
SOS
U
Sapphire On Silicon فرایند ساخت تراشههای مجتمع روی لایههای سیلیکان و یاقوت کبود
transfer
U
ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transfers
U
ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transferring
U
ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
logical
U
مسیر Token در بین لایههای هر گره . در توپولوژی فیزیک FDDI حلقه منط قی را تحت تاثیر قرار نمیدهد
fibre optics
U
لایههای مناسب شیشهای یا پلاستیکی محافظت شده برای ارسال سیگنالهای نوری که داده سریع منتقل می کنند
chapman region
U
منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
exfoliation
U
پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
air bedding
U
لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
jigsaw
U
پیچیده
sigmoid
U
پیچیده
intricate
U
پیچیده
restiform
U
پیچیده
complexes
U
پیچیده
complexes
U
:پیچیده
revolute
U
پیچیده
obscurant
U
پیچیده
metaphsical
U
پیچیده
gordian
U
پیچیده
jigsaws
U
پیچیده
crabby
U
پیچیده
tangled
U
پیچیده
perplexing
U
پیچیده
wrapped
U
پیچیده
intorted
U
در هم پیچیده
in a tangle
U
پیچیده
crackly
U
پیچیده
implex
U
پیچیده
complicated
U
پیچیده
abstruse
U
پیچیده
deep
<adj.>
U
پیچیده
involved
U
پیچیده
crimpy
U
پیچیده
wreathy
U
پیچیده
muffled
U
پیچیده
sophisticate
U
پیچیده
verticillate
U
پیچیده
tortile
U
پیچیده
complex
U
پیچیده
complex
U
:پیچیده
indirect
U
پیچیده
mask design
U
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
wounding
U
پیچیده شدن
wound
U
پیچیده شدن
convoluted
U
بهم پیچیده
wounds
U
پیچیده شدن
complex multiplet
U
چندتایی پیچیده
writhen
U
درهم پیچیده
perplexed
U
مبهوت پیچیده
intricately
U
بطور پیچیده
convolute
U
بهم پیچیده
curly chip
U
براده پیچیده
complicacy
U
کار پیچیده
complex system
U
سازگان پیچیده
complex system
U
سیستم پیچیده
involute
U
پیچیده شدن
reeled
U
نخ پیچیده بدورقرقره
reeling
U
نخ پیچیده بدورقرقره
reels
U
نخ پیچیده بدورقرقره
complicates
U
پیچیده کردن
complicating
U
پیچیده کردن
complexities
U
پیچیده شدن
perplexingly
U
بطور پیچیده
interlaced
U
بهم پیچیده
complexity
U
پیچیده شدن
complicate
U
پیچیده کردن
ravel
U
چیز در هم پیچیده
roll
U
چیز پیچیده
rolled
U
چیز پیچیده
rolls
U
چیز پیچیده
reel
U
نخ پیچیده بدورقرقره
ballast
U
فرمولهای پیچیده
recondite
U
عمیق پیچیده
entangle
U
گیرانداختن پیچیده کردن
complexly
U
بطور پیچیده یا مخلوط
unintelligible
U
پیچیده غیر صریح
crump
U
پیچیده چین دار
convolve
U
بهم پیچیده شدن
sinistrorsal
U
چپ پیچ پیچیده از چپ براست
can of worms
<idiom>
U
مشکل پیچیده وسردرگم
the matter is perplexed
U
مطلب پیچیده است
twisted pair
U
جفت پیچیده شده
sinistrorse
U
چپ پیچ پیچیده از چپ براست
volute
U
طومار پیچیده طوماری
microcircuit
U
مدار مجتمع پیچیده
simplest
U
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simple
U
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
twisted pair cable
U
کابل زوج بهم پیچیده
hassocks
U
کلاله علف درهم پیچیده
hassock
U
کلاله علف درهم پیچیده
It is an extremely complicated problem.
U
مسأله بسیار پیچیده ایست
intricate design
U
نقش پیچیده، درهم و مشکل
simpler
U
آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
cisc
U
کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
plexiform
U
شبیه خزههای درهم پیچیده
daedal
U
دارای هوش اختراع پیچیده
complex instruction set computer
U
کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
plexus
U
چیزهای درهم پیچیده پیچیدگی
The human brain is a complex organ .
U
مغز انسان عضو پیچیده یی است
baluster-side
U
[شکلی شبیه بالشتک پیچیده شده]
complex
U
بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
quads
U
سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
quad
U
سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
diffusion
U
روش انتقال به سط وح زیرین مدار پیچیده
complexes
U
بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
cmos
U
طراحی مدار پیچیده و روشهای ساخت
complementary metal oxide semiconductor
U
طرح مدار پیچیده و روش ساخت
advanced
U
بسیار پیچیده و مشکل برای یادگیری
quadrangle
U
سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
quadrangles
U
سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
primitive
U
برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
stop hit
U
ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
advanced
U
برنامهای با الگوهای پیچیده برای کاربر با تجربه
austenitize
U
سخت کردن لایههای استنیتی ساختار استنیتیکی را سخت کردن
coordinate
U
سازماندهی کارهای پیچیده تا به طور کارا مناسب شوند
coordination
U
سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
DSP
U
مدار پیچیده مخصوص برای تغییر سیگنالهای دیجیتال
angle-volute
U
[طومار پیچیده شده در گوشه سرستون یونی و کرنتی]
shields
U
کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
shields
U
کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
tessellate
U
کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
roller bandage
U
نوار دراز پیچیده که برای زخم بندی بکار میرود
shield
U
کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
shield
U
کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
primitive
U
تابع ابتدایی که برای تولید تابعهای پیچیده تر به کار می رود. 2-
buff stick
U
بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
ate
U
که میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را در مورد خطاها یا اشتباهها بررسی کند
swob
U
چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
mysticism
U
در عرصه سیاست به استفاده ازروشهای پیچیده و اسرارامیزدر تاسیسات سیاسی اطلاق میشود
Shockwave
U
سیستم سافت Maecromedia که به جستجو گر وب امکان نمایش جلوههای پیچیده چند رسانهای میدهد
VBA
U
زبان ماکرو پیچیده ساخت ماکروسافت با کمک ابزار برنامه سازی Visual Basic
Agricultural Order
U
سرستون
[سر ستون کرنتی با تومارهای پیچیده شده به شکل سر حیوانات یا آرایش برگ کنگره ای]
rollpin
U
پینی متشکل از طومارهای فنرهای پیچیده فولادی که به عنوان محور لولا بکار میرود
dips
U
خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
dip
U
خصوصیت استاندارد برای بستههای مداری پیچیده که ازدوردیف سوزنهای متصل در هر طرف استفاده میکند
cybernation
U
کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
gates
U
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate
U
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
DIL
U
مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
rf
U
ورقه نازک فلزی که اطراف یک کابل پیچیده شده که مانع ارسال سیگنالهای واسط فرکانس رادیویی میشود
cable drum
U
قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
locknut
U
مهرهای که وقتی بدورپیچ پیچیده شود قفل میشود مهره قفل شو
downward
U
توانایی سیستم کامپیوتر پیچیده برای کار با یک کامپیوتر ساده
sack race
U
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
plotter
U
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotters
U
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
automatics
U
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatic
U
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
Type cable
U
دو سیم پیچیده شده برای سیم تلفن
database
U
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
databases
U
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
detected
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detect
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detects
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
complexes
U
طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
complex
U
طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
ethernet
U
شبکه توپولوژی ستاره که از کابل جفت سیم پیچیده شده استفاده میکند و داده را تا مگابایت ارسال میکند. معمولاگ Baset نامیده میشود
language
U
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages
U
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
scan
U
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scans
U
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scanned
U
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
wire
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wires
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
Mamluk Carpets
U
فرش مملوک
[ریشه این نام مربوط به سربازان و درباریان مصر و سوریه قدیم می باشد. طرح های اولیه آن بصورت نقوش هندسی پیچیده به همراه ترنجی بزرگ بافته شده اند.]
false selvage
U
شیرازه تقلبی
[هر نوع نخ اضافی که جزء پودهای اصلی نبوده و بدلیل تزئین و یا پوشاندن پارگی ها در محل شیرازه بدور تار پیچیده شود از این دسته محسوب شده و کاهش اصالت فرش را به همراه دارد.]
geometric design
U
طرح هندسی
[این طرح در ابتدا بخاطر ذهنی بافی و سهولت بیشتر در بافت، بین عشایر و روستاها شهرت یافت. ولی امروزه هم به صورت ساده گذشته و هم بصورت پیچیده بین بافندگان استفاده می شود.]
DNS
U
پایگاه داده توزیع شده در سیستم اینترنت که نام ها را با آدرس مط ابق میکند مثلاگ می توانید از نام www.PCP.CO.UK برای رسیدن وب سایت Peter Collin Publishing استفاده کنید و نیاز به به آدرس پیچیده شبکهای
directories
U
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory
U
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com