English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
omnibus bill U لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to veto a bill U لایحه قانونی راردکردن
bill U سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bills U سند مالی لایحه یا طرح قانونی
first reading U طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
pocket veto U رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
amendments U پیشنهاداصلاحی نمایندهء مجلس نسبت به لایحه یا طرح قانونی
amendment U پیشنهاداصلاحی نمایندهء مجلس نسبت به لایحه یا طرح قانونی
bill of attainder U لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
consuetude est alterra lex U عادت قدرت قانونی دارد
There's an exception to every rule. U برای هر قانونی استثنائی وجود دارد.
charge U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
to lay down a rule U قانونی را درست کردن قانونی را وضع نمودن
scalar U متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
constructive notice U ابلاغ اختیاری در CL ابلاغی که به وکیل شخص بشود قانونی یااعتباری نامیده میشود و درمقابل ان " ابلاغ رسمی یاواقعی " قرار دارد و ان ابلاغی است که به خود شخص بشود
essay U لایحه
essays U لایحه
bills U لایحه
bill U لایحه
financial bill U لایحه مالی
cross bill U لایحه دفاعیه
statement of defence U لایحه دفاعیه
first reading of a bill U شوراول لایحه
beside the point <idiom> U مسائل حاشیهای
political matters U مسائل سیاسی
matters of great moment U مسائل مهم
battle problems U مسائل جنگی
business matters U مسائل کسبی
religious matters U مسائل مذهبی
economic problems U مسائل اقتصادی
operational problems U مسائل عملیاتی
To pass a bI'll through parliament . U لایحه یی را از مجلس گذراندن
got through (the bill got through the ma U لایحه از مجلس گذشت
army program memorandum U لایحه برنامههای ارتشی
the bill got throught the majlis U لایحه از مجلس گذشت
automatic release date U تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
adopting the opinion U تقلید در مسائل شرعی
macroeconomic issues U مسائل اقتصاد کلان
tax administration U مسائل اجرایی مالیات
The new bI'll was ratified. Unanimously. U لایحه جدید باتفاق آراءتصویب شد
the bill was read for the first time U شور اول لایحه تمام شد
army program memorandum U لایحه برنامههای نیروی زمینی
sensationalism U پیروی از مسائل احساساتی وشورانگیز
conventions U باره مسائل حزبی ناحیهای
Take things as you find them. <proverb> U مسائل را همانگونه نه هستند بپذیر .
indifferentism U لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
convention U باره مسائل حزبی ناحیهای
particulars U دادخواست خواهان و لایحه جوابیه خوانده
endogenous U مسائل ناشی از درونه سیستم اقتصادی
urbiculture U مسائل ومشکلات زندگی شهری وشهرها
separate opinion U رایی که نافربه مسائل مختلف باشد
glasnost U سیاست بحث آزاد مطالب و مسائل
humanism U دلبستگی به مسائل مربوط بنوع بشر
the bill defined his powers U حدود اختیارات وی دران لایحه معلوم گردید
casuistry U حل مسائل احلاقی ووجدانی با قوانین مذهبی واجتماعی
irrigationist U کسیکه در مسائل وابسته به ابیاری علاقمند است
redundancies U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
odd and ends U گوناگون
various U گوناگون
variegated U گوناگون
heterochromous U گوناگون
varied U گوناگون
protean U گوناگون
sundries U گوناگون
miscellaneous U گوناگون
diverse U گوناگون
multiple U گوناگون
pied U گوناگون
sundry U گوناگون
variate U گوناگون
multifarious U گوناگون
varicolored U گوناگون
mixtilineal U گوناگون خط
legitimate U عذر قانونی قانونی
legitimated U عذر قانونی قانونی
legitimates U عذر قانونی قانونی
legitimating U عذر قانونی قانونی
pornography U نقاشی یانوشته خارج ازاخلاق درباره مسائل جنسی
mysticism U توجیه مسائل سیاسی به مدد الهام واشراق عرفان
cogo U یک زبان برنامه نویسی مسئله گرابرای حل مسائل هندسی
stresses U یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stress U یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stressing U یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
computer literacy U دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
concert of europe U اتفاق دولت بزرگ اروپا نسبت به مسائل سیاسی
diversified U گوناگون ساختن
varia U اشیا گوناگون
varia U مطالب گوناگون
variegated colours U رنگهای گوناگون
varietal U گوناگون پر از تنوعات
diversifies U گوناگون ساختن
diversify U گوناگون ساختن
here and there <idiom> U درمکانهای گوناگون
undervarious U بعناوین گوناگون
miscellaneously U بطور گوناگون
under various titles U به عناوین گوناگون
wide-ranging U متنوع - گوناگون
multiple U چندلا گوناگون
oddments U مواد گوناگون
versicolor U برنگهای گوناگون
diversifying U گوناگون ساختن
variant U گوناگون مختلف
econometrics U استفاده از روشهای اماری در بررسی مسائل اقتصادی اقتصاد سنجی
heterochromous U دارای رنگهای گوناگون
manifoldly U بطور متعدد یا گوناگون
polyphagia U خورنده غذاهای گوناگون
miscellanies U مجموعهای از مطالب گوناگون
miscellany U مجموعهای از مطالب گوناگون
humoursomeness U حالات ویژه گوناگون
variform U گوناگون مختلف الشکل
various books U کتابهای گوناگون یا مختلف
sundry U اقلام متفرقه گوناگون
authorized stoppage U برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
riders U ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
rider U ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
White Papers U کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Paper U کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
ultraist U کسیکه در مسائل دینی وسیاسی و مانند انها زیاده روی میکند
varied U دارای رنگهای گوناگون رنگارنگ
job lot U کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
symposium U مقالات گوناگون درباره یک موضوع
catchall U فرف یامخزن اشیاء گوناگون
job lots U کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
polyvalent U دارای پادگن ها یا پادتنهای گوناگون
symposia U مقالات گوناگون درباره یک موضوع
symposiums U مقالات گوناگون درباره یک موضوع
to compare apples and oranges <idiom> U چیزهای کاملا گوناگون را با هم برابرکردن
legalism U اعتقاد به این که کلیه مسائل باید از طرق قضایی وحقوقی حل و فصل شود
progressive attack U پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
combination carrier U کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
multi purpose vehicle U وسیله نقلیه برای اهداف گوناگون
moto scramble U مسابقه چند بخشی درمسیرهای گوناگون
redundancies U تکراراطلاعات میان فایلهای گوناگون افزونگی
redundancy U تکراراطلاعات میان فایلهای گوناگون افزونگی
Reforms are needed in various directions. U تغییراتی ؟ رجهات گوناگون لازم است
ideology U روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
ideologies U روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
He gets paid wering different hats . U به عنوان های گوناگون حقوق دریافت می کند
universal provider U سوداگری که در همه چیزیادرکالاهای گوناگون معامله میکند
varriform U دارای چندین شکل گوناگون مختلف الشکل
. The car is gathering momentum. U اتوموبیل دارد دور بر می دارد
ideology U بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
algol U یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که برای کدگذاری مسائل ریاضی وعددی بکار می رود
ideologies U بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
input output table U بین بخشهای گوناگون اقتصادی را مشخص و اندازه گیری میکند
heteromorphic U جور بجور شونده دارای شکلهای گوناگون جانوران دگردیس
hexapla U کتاب شش متنی که متنهای گوناگون رادرستونهای موازی نشان دهد
to ring the changes U کاری راتا انجا که بتوان باشکال گوناگون انجام دادن
panopticon U نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
jumble shop U دکانی که خرده ریز و کالای گوناگون ارزان و نیمدار دران میفروشند
internal telecommunications unions U یک دفتر نمایندگی با 156عضو متخصص از ملل متحدکه مسئول هم اهنگی بین المللی مسائل مربوط به ارتباطات دوربرد میباشد
instructional computing U فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
redundant information U یک پیام بیان شده به روشی که اساس اطلاعات بطرق گوناگون یافت میشود
montage U قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montages U قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
boilerplate U قطعهای از متن که بارهاکلمه به کلمه در سندهای گوناگون استفاده میشودورق اهن دیگ بخار
maypole U تیری که باگلهای گوناگون اراسته ودر روز یکم ماه مه درمیدان شهربدوران میرقصند
prize courts U دادگاه مامور رسیدگی به مسائل مربوط به prize بدون رای این دادگاه به مال
Walls have ears <idiom> U دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
rejoinder U پاسخ خواهان به لایحه جوابیه خواهان
rejoinders U پاسخ خواهان به لایحه جوابیه خواهان
blue book U کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
mathematical school U مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
enclave economices U اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
hypercard U نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
p system U سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
walls here ears U دیوار موش دارد موش گوش دارد
compaq computer corporation U شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
the incidents of a journey U رویدادهای یک مسافرت اتفاقات جزئی و گوناگون یک مسافرت
the concert of europe U منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
twelve tables U الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
mask design U اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
lawlessness U بی قانونی
copyrights U حق قانونی
illegality U بی قانونی
lawless U بی قانونی
regular U قانونی
normative U قانونی
wife's equity U حق قانونی زن
regulars U قانونی
copyright U حق قانونی
de jur U حق قانونی
de jure U قانونی
canonical U قانونی
dejure U حق قانونی
of age <idiom> U سن قانونی
medical jurisprudence U طب قانونی
statutory law U قانونی
standards U قانونی
standard U قانونی
lawful U قانونی
official U قانونی
legal medicine U طب قانونی
licit U قانونی
legal U قانونی
formal U قانونی
statutory U قانونی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com