Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
wire drag
U
لاروب سیمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wire cloth
U
تور سیمی پارچه سیمی پرده سیمی
dredged
U
لاروب
dredge
U
لاروب
dredges
U
لاروب
dredged
U
لاروب کردن
drag boat
U
کرجی لاروب
dredges
U
لاروب کردن
dragboat
U
کرجی لاروب
dredge
U
لاروب کردن
non rotating wire rope
U
طناب سیمی یک سو با مغزی طناب سیمی نپیچ
dragsman
U
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
stringed
U
سیمی
wiry
U
سیمی
wire core
U
مغزی سیمی
three wire system
U
دستگاه سه سیمی
three wire generator
U
دینام سه سیمی
open wire line
U
خط سیمی هوایی
open wire line
U
خط سیمی لخت
greyhounds
U
غربال سیمی
lang's lay wire rope
U
طناب سیمی یک سو
tightwire
U
طناب سیمی
wire gauze
U
توری سیمی
wire hinge
U
لولای سیمی
wire beater
همزن سیمی
wirework
U
کارهای سیمی
wire ropes
U
طنابهای سیمی
wire rope
U
طناب سیمی
wire netting
U
تور سیمی
backstop
U
حصار سیمی
stringed instruments
U
سازهای سیمی
netting
U
شبکه سیمی
hawsers
U
طناب سیمی
hawser
U
طناب سیمی
greyhound
U
غربال سیمی
netting
U
تور سیمی
cable
U
طناب سیمی
cabled
U
طناب سیمی
griddle
U
غربال سیمی کارگران
wire netting
U
بافت توری سیمی
griddles
U
غربال سیمی کارگران
sarrated wire rope
U
طناب سیمی دندانهای
phantom circuit
U
مدار چهار سیمی
beach matting
U
تور سیمی ساحلی
phantomed cable
U
کابل چهار سیمی
quadded cable
U
کابل چهار سیمی
magnetic wire recording
U
ضبط صوت سیمی
plated wire memory
U
حافظه سیمی اندوده
screened
U
تور سیمی نصب کردن
screening, screenings
U
تور سیمی نصب کردن
phantoplex telegraphy
U
تلگراف چهار سیمی مرکب
string band
U
دسته موزیک سازهای سیمی
screen
U
تور سیمی نصب کردن
screens
U
تور سیمی نصب کردن
screening, screenings
U
تور سیمی پنجره توری دار
cords
U
سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
screens
U
تور سیمی پنجره توری دار
wired glass
U
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
omnibus wire
U
سیمی که همگی جریان الکتریک از ان می گذرد
screened
U
تور سیمی پنجره توری دار
cord
U
سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
screen
U
تور سیمی پنجره توری دار
wire glass
U
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
viola d'amore
U
ویولون دارای 7 سیم زهی و 7 تار سیمی
acoustic screen
تور سیمی قابل نفوذ صدا در میکروفن
headstay
U
سیمی که دکل را بسمت جلوقایق نگاه میدارد
trommel
U
غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
staple
U
سوزن
[حرف ]
یو شکل
[برای محکم کردن سیمی به دیوار]
cable suspension bridge
U
پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
rope chaff
U
وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار که با طناب سیمی درست میشود
DC
U
روش ارتباط با استفاده از باسهای روی یک مدار سیمی مثل سیستم تلگراف
screened
U
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screens
U
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screening, screenings
U
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screen
U
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
the wind drowned the strigs
U
سازهای بادی صدای سازهای سیمی را خفه میکند
Faraday cage
U
صفحه فلزی یا سیمی متصل به زمین که وسایل حساس را کامل حفظ میکند به طوری که هیچ واسط ی از جریان الکترومغناطیسی ایجاد نشود
wire matrix printer
U
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
pads
U
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad
U
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com