Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
flair
U
قوه تشخیص
Power of distiction.
U
قوه تشخیص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exception
U
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exceptions
U
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
redundancies
U
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancies
U
بررسی پریتی روی هر حرف بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
redundancies
U
بررسی بلاکهای دریافتی داده برای تشخیص خطا
redundancy
U
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancy
U
بررسی پریتی روی هر حرف بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
redundancy
U
بررسی بلاکهای دریافتی داده برای تشخیص خطا
reader
U
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
readers
U
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
diagnoses
U
تشخیص
diagnoses
U
تشخیص ناخوشی
diagnoses
U
یافتن خطا یا کشف علامت خطا. نتایج تشخیص خطای سخت افزاری یا نرم افزاری
diagnoses
U
تشخیص عیب
diagnosis
U
تشخیص
diagnosis
U
تشخیص ناخوشی
diagnosis
U
یافتن خطا یا کشف علامت خطا. نتایج تشخیص خطای سخت افزاری یا نرم افزاری
diagnosis
U
تشخیص عیب
voice
U
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voices
U
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voicing
U
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
poll
U
سیگنال وقفه که توسط وسایل polling تشخیص داده میشود
polled
U
سیگنال وقفه که توسط وسایل polling تشخیص داده میشود
polls
U
سیگنال وقفه که توسط وسایل polling تشخیص داده میشود
number
U
عدد تولید شده از داده برای هر بیتی یا تشخیص خطا
numbers
U
عدد تولید شده از داده برای هر بیتی یا تشخیص خطا
backward
U
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
machine
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machine
U
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machined
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machined
U
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machines
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machines
U
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
command
U
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
commanded
U
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
commands
U
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
sense
U
حس تشخیص مفهوم
sensed
U
حس تشخیص مفهوم
senses
U
حس تشخیص مفهوم
detector
U
وسیلهای که میتواند تشخیص دهد
detectors
U
وسیلهای که میتواند تشخیص دهد
orientation
U
تشخیص موقعیت
smart
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarted
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarter
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarts
U
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
advanced
U
که به سیستم عامل اجازه میدهد سخت افزارهای مناسب را خودکار تشخیص دهد
carrier
U
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carriers
U
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
configuration
U
وضعیت کامپیوتر که به سیستم یا برنامه اجازه تشخیص داده شده میدهد
configurations
U
وضعیت کامپیوتر که به سیستم یا برنامه اجازه تشخیص داده شده میدهد
backwards
U
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
cyclic
U
کد تشخیص خطا برای داده ارسال شده
cyclic
U
روش تشخیص خطا که هر 8 بیت داده را بررسی میکند.
detect
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detect
U
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detected
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected
U
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detecting
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting
U
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detects
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detects
U
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
unique
U
مجموعه حروفی که برای تشخیص بین منابع مختلف کتاب چند رسانهای به کار می رود
uniquely
U
مجموعه حروفی که برای تشخیص بین منابع مختلف کتاب چند رسانهای به کار می رود
recognizable
U
قابل تشخیص
recognizable
U
آنچه قابل تشخیص است
recognizably
U
قابل تشخیص
recognizably
U
آنچه قابل تشخیص است
built-in
U
تشخیص خطا و بررسی اعتبار به طور خودکار روی داده دریافت شده
undetected
U
آنچه تشخیص داده نشده است
recognises
U
تشخیص دادن
recognising
U
تشخیص دادن
recognize
U
تشخیص دادن
recognizes
U
تشخیص دادن
recognizing
U
تشخیص دادن
contact
U
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacted
U
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacting
U
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacts
U
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
sensibilities
U
حس تشخیص دقت
sensibility
U
حس تشخیص دقت
sensitivities
U
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
sensitivity
U
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
whiteout
U
عدم تشخیص موقعیت
whiteouts
U
عدم تشخیص موقعیت
adjudicate
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
combine
U
سیستم تشخیص حروف نوری کارا
combines
U
سیستم تشخیص حروف نوری کارا
combining
U
سیستم تشخیص حروف نوری کارا
execution
U
خطای تشخیص داده شده هنگام اجرای یک برنامه
judiciously
U
از روی تشخیص
resolution
U
قدرت تشخیص
resolution
U
توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت
resolutions
U
قدرت تشخیص
resolutions
U
توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت
Other Matches
micr
U
سیستمی که حروف را با تشخیص الگوهای جوهر مغناطیسی تشخیص میدهد.
recognition
U
1-توانایی تشخیص چیزی . 2-فرایند تشخیص چیزی- مثل حرف روی متن چاپ شده یا میلههای کد میلهای ..
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
U
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
identification
U
تشخیص تشخیص دادن
identification friendly or foe
U
سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
contradistinction
U
تشخیص
denotation
U
تشخیص
assessments
U
تشخیص
assessment
U
تشخیص
discretion
U
تشخیص
percipience
U
حس تشخیص
indistinctively
U
بی تشخیص
diagnostic
U
تشخیص
distinction
U
تشخیص
distinctions
U
تشخیص
discernment
U
تشخیص
diagnostics
U
تشخیص ها
In my judgement. As I see it.
U
به تشخیص من
specification
U
تشخیص
identified
U
تشخیص دادن
handwriting recognition
U
تشخیص دست خط
frequency discrimination
U
تشخیص فرکانس
differential
U
تشخیص دهنده
differentials
U
تشخیص دهنده
spot
U
تشخیص دادن
spots
U
تشخیص دادن
discern
U
تشخیص دادن
espying
U
تشخیص دادن
error detecting code
U
کد تشخیص خطا
discriminately
U
از روی تشخیص
discriminant function
U
تابع تشخیص
i.f.f. system
U
دستگاه تشخیص
identification of friend from foe
U
دستگاه تشخیص
identifies
U
تشخیص دادن
identify
U
تشخیص دادن
moral perception
U
حس تشخیص اخلاقی
identifying
U
تشخیص دادن
recognition
U
تشخیص بازشناخت
indiscrimination
U
عدم تشخیص
indiscrete
U
غیرقابل تشخیص
discerns
U
تشخیص دادن
identification signs
U
علائم تشخیص
distinguishing
U
تشخیص دهنده
discerned
U
تشخیص دادن
moral sense
U
حس تشخیص خوب و بد
fault datagnosis
U
تشخیص عیب
differential diagnosis
U
تشخیص افتراقی
designator code
U
کد تشخیص یکان
descry
U
تشخیص دادن
assessing
U
تشخیص دادن
assesses
U
تشخیص دادن
corrective maintenance
U
عمل تشخیص
assessed
U
تشخیص دادن
identification
U
تشخیص هویت
indiscreet
U
فاقد حس تشخیص
espy
U
تشخیص دادن
coefficient of determination
U
ضریب تشخیص
character recognition
U
تشخیص کاراکتر
carrier detect
U
تشخیص حامل
blind diagnosis
U
تشخیص بی نام
spotting
U
تشخیص دادن
collision detection
U
تشخیص تصادم
distinct
U
قابل تشخیص
diagnose
U
تشخیص دادن
diagnosed
U
تشخیص دادن
diagnosing
U
تشخیص دادن
differentiable
U
تشخیص پذیر
diagnostics
U
شیوههای تشخیص
diagnostically
U
ازراه تشخیص
diagnostic test
U
تست تشخیص
diagnostic routine
U
روال تشخیص
diacritical marks
U
نشان تشخیص
diacritical
U
نشان تشخیص
diacritic
U
نشان تشخیص
espies
U
تشخیص دادن
espied
U
تشخیص دادن
discernible
U
قابل تشخیص
assess
U
تشخیص دادن
vertification of debts
U
تشخیص مطالبات
make out
<idiom>
U
تشخیص دادن
speech recogintion
U
تشخیص گفتار
psychodiagnosis
U
تشخیص روانی
speech recogintion
U
تشخیص کلام
visual identification
U
تشخیص بصری
vision recognition
U
تشخیص بصری
voice recognition
U
تشخیص صوتی
voice recognition
U
تشخیص صدا
to know right from wrong
U
تشخیص دادن
Diagnosis.
U
تشخیص بیماری
verification of debt
U
تشخیص مطالبات
pattern recognitation
U
تشخیص الگو
pattern recognition
U
تشخیص الگو
prognostication
U
تشخیص قبلی مرض
diagnostic routine
U
برنامه تشخیص عیب
hot
U
تشخیص و ترمیم خطا
differential aptitude tests
U
ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
detection
U
عمل تشخیص چیزی
spotting
U
تشخیص محل گلوله
diagnostician
U
تشخیص دهندهء مرض
to distinguish oneself
[by]
U
خود را تشخیص دادن
[با]
diagnostician
U
متخصص تشخیص مرض
see through
U
خوب تشخیص دادن
prognostications
U
تشخیص قبلی مرض
finds
U
جستن تشخیص دادن
find
U
جستن تشخیص دادن
eyes
U
دیدخوب با تشخیص مسافت
hottest
U
تشخیص و ترمیم خطا
hotter
U
تشخیص و ترمیم خطا
see-through
U
خوب تشخیص دادن
tell apart
<idiom>
U
تشخیص تا کس یادو چیز
cess
U
تشخیص وتعیین مالیات
fault diagnosis
U
تشخیص نقص فنی
identification of supplies
U
تشخیص هویت کالا
identification zone
U
منطقه تشخیص هدف
materiel cognizance
U
مدیریت تشخیص کالا
indiscernible able
U
غیر قابل تشخیص
indistinguishably
U
بطور غیرقابل تشخیص
diagnostic
U
وابسته به تشخیص ناخوشی
eye
U
دیدخوب با تشخیص مسافت
psychodiagnostics
U
ابزارهای تشخیص روانی
ocr
U
تشخیص کاراکترهای نوری
eyeing
U
دیدخوب با تشخیص مسافت
eying
U
دیدخوب با تشخیص مسافت
electrodiagnosis
U
تشخیص با دستگاههای برقی
optical recognition device
U
دستگاه تشخیص نوری
identifying
U
مربوط کردن تشخیص دادن
pathognomic
U
وابسته به تشخیص ناخوشی یا احساسات
logic seeking
U
دستورات تنظیم و... را تشخیص میدهد
prognosticator
U
تشخیص دهنده قبلی مرض
telling-off
U
تشخیص دادن فرق گذاردن
contrast enhancement
U
توسعه تشخیص سایه روشن
colourblindness
U
فقدان قوه تشخیص رنگ
computer assisted diagnosis
U
تشخیص بیماری توسط کامپیوتر
overhead
U
بیت تشخیص خطا در ارسال
identify
U
مربوط کردن تشخیص دادن
interrupts
U
انجام عملی پس از تشخیص وقفه
multiple discriminant function
U
تابع تشخیص چند متغیری
to make out someone
[something]
U
تشخیص دادن کسی
[چیزی]
to discern someone
[something]
U
تشخیص دادن کسی
[چیزی]
identifies
U
مربوط کردن تشخیص دادن
tells
U
تشخیص دادن فرق گذاردن
monroe diagnostic reading test
U
ازمون تشخیص خواندن مونرو
identified
U
مربوط کردن تشخیص دادن
prognosticate
U
تشخیص دادن قبلی مرض
interrupt
U
انجام عملی پس از تشخیص وقفه
tell
U
تشخیص دادن فرق گذاردن
diagnostic routine
U
روش تشخیص معایب در اثرازمایش
wake light
U
چراغ تشخیص خط حرکت ناو
differentiable
U
قابل تشخیص فرق گذاشتنی
identification zone
U
منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
flagman
U
داور مخصوص تشخیص امتیاز
frequency discriminator
U
دستگاه تشخیص دهنده فرکانس
distinguish
U
تشخیص دادن دیفرانسیل گرفتن
distinguishes
U
تشخیص دادن دیفرانسیل گرفتن
interrupting
U
انجام عملی پس از تشخیص وقفه
The twins are hardly distinguish between colors.
U
دوقلوها را از همدیگر نمی شد تشخیص داد
subclinical
U
غیر قابل تشخیص در معاینات بالینی
pick up a trail/scent
<idiom>
U
تشخیص جای پای انسان یا حیوان
individuation
U
تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
ocr
U
Recognition OpticalCharacter تشخیص نوری دخشه
wreckage locator
U
دستگاه تشخیص محل ترکیدگی لولههای اب
isotherm follower
U
دستگاه تشخیص سطوح هم حرارت اب دریا
omr
U
وسیلهای که علامتها و خط وط خاص را تشخیص میدهد
omr
U
تشخیص علامت نوری Recognition ark
recognition
U
تشخیص شناسایی هواپیما یا ناوتشخیص دادن
identified
U
تشخیص هویت دادن یکی کردن
physiognomical
U
مربوط به قیافه شناسی تشخیص دهنده
king of arms
U
متصدی تشخیص وتعیین نشانهای خانوادگی
M out of N code
U
سیستم کدگذاری حاوی تشخیص خطا
identifying
U
تشخیص هویت دادن یکی کردن
accidentalism
U
تشخیص علائم گمراه کننده مرض
CSM
U
سیستم تشخیص حرف نوری کارا
identifies
U
تشخیص هویت دادن یکی کردن
self-
U
کامپیوتری که از برنامههای تشخیص استفاده میکند
mode
U
که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
modes
U
که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
indistinguishable
U
غیر قابل تشخیص تمیز ندادنی
identify
U
تشخیص هویت دادن یکی کردن
recognition
U
فرآیند تشخیص خط وط یا نشانه ها یا الگو ها به صورت نوری
verifier
U
وسیله مخصوص برای تشخیص داده ورودی
collision detection
U
تشخیص و گزارش داده برخورد دو عمل یا رویداد
transponder sierra
U
دستگاه تشخیص دشمن وخودی مدل پیشرفته
aetiology
U
علم تشخیص علل امراض علت شناسی
transponder tango
U
دستگاه تشخیص دشمن وخودی مدل اولیه
air traffic regulation and identificatio
U
سیستم تشخیص و کنترل عبورو مرور هوایی
diagnostic
U
کامپیوتری که مجموعهای برنامههای تشخیص را اجرا کند.
horizontal
U
روش تشخیص خطا برای داده ارسالی
autos
U
تابع تشخیص صحت خودکار پس از ضبط داده
inspector
U
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
inspectors
U
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
hash
U
کل تعداد ورودیهای hash برای تشخیص خطا
totals
U
کل تعداد ورودیهای hash برای تشخیص خطا
totaled
U
کل تعداد ورودیهای hash برای تشخیص خطا
auto
U
تابع تشخیص صحت خودکار پس از ضبط داده
totalling
U
کل تعداد ورودیهای hash برای تشخیص خطا
totaling
U
کل تعداد ورودیهای hash برای تشخیص خطا
total
U
کل تعداد ورودیهای hash برای تشخیص خطا
totalled
U
کل تعداد ورودیهای hash برای تشخیص خطا
interrupts
U
سیگنال وقفه که با روش polling تشخیص داده میشود
interrupting
U
سیگنال وقفه که با روش polling تشخیص داده میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com