Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
rules of road
U
قوانین بین المللی عبور ومرور دریایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
highway dispatch
U
مقررات و قوانین عبور ومرور در شاهراهها
traffic flow
U
کشش عبور ومرور
trafficability
U
قابلیت عبور ومرور
controlled passing
U
عبور ومرور کنترل شده
bottle neck
U
محل تراکم عبور ومرور
restricted area
U
منطقه منع عبور ومرور
airport traffic area
U
منطقه مخصوص عبور ومرور در فرودگاه
advisory area
U
منطقه پوشش اطلاعات عبور ومرور هوایی
regulating station
U
پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
maritime law
U
قوانین دریایی
admiralty law
U
قوانین دریایی
taximan
U
متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
railway traffic
U
عبور ومرور راه اهن حمل و نقل راه اهن
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
Roman law
U
مجموعهی قوانین رومی که پایهی قوانین امروزی در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا است
conflict of lows
U
در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشود و منظور مغایرت قوانین داخلی با قوانین خارجی است
articles of war
U
قوانین جنگی قوانین داد رسی نظامی
transit route
U
مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
carnet
U
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
twelve tables
U
الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
seabee
U
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
international practice
U
عرف بین المللی روش جاری بین المللی
bull session
U
جلسه محاوره ومرور
traffick
U
عبو ومرور وسائط نقلیه
trafficking
U
عبو ومرور وسائط نقلیه
traffic
U
عبو ومرور وسائط نقلیه
trafficked
U
عبو ومرور وسائط نقلیه
traffics
U
عبو ومرور وسائط نقلیه
international loans
U
استقراض بین المللی بدهیهای بین المللی
wading crossing
U
عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
midshipman
U
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic
U
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
energy transition
U
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
kite
U
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
pilot chart
U
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
oceanography
U
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
kites
U
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
petty officer
U
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officers
U
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
running lights
U
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
chine
U
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
stadimeter
U
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea mark
U
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea cucumber
U
حلزون دریایی از جنس راب دریایی
sea power
U
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner
U
ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marine
U
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity
U
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
tern
U
پرستوک دریایی چلچله دریایی
marines
U
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns
U
پرستوک دریایی چلچله دریایی
task unit
U
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director
U
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
summary areas
U
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists
U
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
knot
U
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
U
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
maritime
U
ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
bureau of naval personnel
U
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
naval aviation
U
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
rear commodore
U
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
light period
U
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
pandect
U
قوانین
regulations
U
قوانین
crash position indicator
U
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
international
U
بین المللی
internationals
U
بین المللی
international line
U
خط بین المللی
naval gunfire
U
تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy commodore
U
فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
Marine Corps
U
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
newton's laws of motion
U
قوانین نیوتون
written laws
U
قوانین مدون
zipf's laws
U
قوانین زیف
statute book
U
قوانین موضوعه
rules committee
U
کمیته قوانین
rules of chess
U
قوانین شطرنج
statue law
U
قانون یا قوانین
remedial statutes
U
قوانین اصلاحی
rules of the roads
U
قوانین دریانوردی
rules of the roads
U
قوانین راه
radiation laws
U
قوانین تابش
promulgation of the laws
U
انتشار قوانین
code
U
مجموعه قوانین
permissive legislation
U
قوانین مخیره
succession law
U
قوانین وراثت
administrative law
U
قوانین اداری
murphy's laws
U
قوانین مورفی
hovering acts
U
قوانین ضد قاچاق
joule's laws
U
قوانین ژول
interpertation of laws
U
تفسیر قوانین
doctorine
U
قوانین اصلی
explanation of laws
U
شرح قوانین
forest laws
U
قوانین جنگل
competition rules
U
قوانین رقابت
gas laws
U
قوانین گازها
hague rules
U
قوانین لاهه
gunnery
U
قوانین تیراندازی
infraction of rules
U
نقض قوانین
inland rules
U
قوانین داخلی
conflict of lows
U
تعارض قوانین
codex
U
مجموعه قوانین
rules of engagement
U
قوانین درگیری
korte's laws
U
قوانین کرت
codification
U
تدوین قوانین
codification
U
وضع قوانین
labor laws
U
قوانین کار
conflict of laws
U
تعارض قوانین
kepler's laws
U
قوانین کپلر
kepler laws
U
قوانین کپلر
company law
U
قوانین شرکت
mendelian laws
U
قوانین مندل
international practice
U
رویه بین المللی
high seas
U
ابهای بین المللی
world war
U
جنگ بین المللی
[as]
compared to international standards
U
در معیارهای بین المللی
international acts
U
اسناد بین المللی
international acts
U
مستندات بین المللی
internationalism
U
احساسات بین المللی
standard time
U
وقت بین المللی
world wars
U
جنگ بین المللی
cosmopolitanism
U
بین المللی بودن
internationals
U
بازیگر بین المللی
system international
U
سیستم بین المللی
international union
U
اتحادیههای بین المللی
internationally
U
از لحاظ بین المللی
by international standards
U
در معیارهای بین المللی
international call
U
مکالمه بین المللی
international comity
U
نزاکت بین المللی
international trade
U
تجارت بین المللی
international treaties
U
عهود بین المللی
international union
U
اتحادیه بین المللی
internationality
U
بین المللی بودن
internationalize
U
بین المللی کردن
international
U
بازیگر بین المللی
international reserves
U
ذخائر بین المللی
internationalization
U
بین المللی کردن
Esperanto
U
زبان بین المللی
lingua franca
U
زبان بین المللی
lingua francas
U
زبان بین المللی
international telephone circuit
U
خط تلفنی بین المللی
international date line
U
خط موافقتنامه بین المللی
international custom
U
عرف بین المللی
international dualism
U
دوگانگی بین المللی
international court
U
دادگاه بین المللی
international equilibrium
U
تعادل بین المللی
international etiquette
U
نزاکت بین المللی
international liquidity
U
نقدینگی بین المللی
international meeting
U
مجمع بین المللی
international migration
U
مهاجرت بین المللی
international reserves
U
اندوختههای بین المللی
company law
U
قوانین مربوط به شرکتها
codification
U
گرد اوری قوانین
laws versus tendencies
U
قوانین در مقابل تمایلات
sanctioned laws
U
قوانین یا مقررات مصوبه
s factor
U
ضریب اس در قوانین تیرتوپخانه
newton's laws of motion
U
قوانین حرکت نیوتن
under these rules
U
بموجب این قوانین
newton's laws of motion
U
قوانین حرکت نیوتون
rules of football
U
قوانین یا قواعد فوتبال
punitive article
U
قوانین جزایی ارتش
codification
U
جمع وتدوین قوانین
child labor laws
U
قوانین کار کودکان
military justice
U
قوانین جزایی ارتش
gunnery
U
قوانین تیر توپخانه
law enforcement
U
اجرای قوانین
[حقوقی]
physical
U
که قوانین نرخ بیت
international master
U
استاد بین المللی شطرنج
overseas trade fair
U
نمایشگاه بین المللی بازرگانی
international monetary fund
U
صندوق بین المللی پول
internationals
U
وابسته به روابط بین المللی
international date line
U
خط تقسیم نیروهای بین المللی
international monetary reserves
U
ذخائر پولی بین المللی
international organisation for standard
U
موسسه بین المللی استاندارد
rugby test match
U
مسابقه بین المللی رگبی
international chamber of commerce
U
اتاق بازرگانی بین المللی
international refugee organization
U
سازمان بین المللی اوارگان
international investment
U
سرمایه گذاری بین المللی
international standard atmosphere
U
اتمسفر استاندارد بین المللی
systeme international d'units
U
دستگاه بین المللی واحدها
international match
U
مسابقه بین المللی
[ورزش]
international
U
وابسته به روابط بین المللی
devis cup
U
جام بین المللی دویس
international exchange
U
مرکز تلفن بین المللی
bank for international settlements
U
بانک پرداختهای بین المللی
curtis cup
U
جام بین المللی گلف
international economic relations
U
روابط اقتصادی بین المللی
post union
U
اتحاد پستی بین المللی
international balance of payments
U
تراز پرداختهای بین المللی
balance of international payments
U
تراز پرداختهای بین المللی
international gold standard
U
پایه طلای بین المللی
international date line
U
خط بین المللی تغییر تاریخ
International System of Units
U
دستگاه بین المللی یکاها
international demonstration effect
U
اثر نمایشی بین المللی
international division of labor
U
تقسیم کار بین المللی
public law
U
حقوق بین المللی عمومی
balance of international payment
U
موازنه پرداختهای بین المللی
international road transport
U
ترابری بین المللی جاده ای
international system of units
U
دستگاه بین المللی احاد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com