Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sonorous
U
قلنبه بلند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clackvalve
U
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touts
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
wispish
U
قلنبه
lump
U
قلنبه
nobby
U
قلنبه
baggy
U
قلنبه
nub
U
قلنبه
outstanding
U
قلنبه
pone
U
قلنبه
nobs
U
قلنبه
nob
U
قلنبه
stilted
U
قلنبه
baggier
U
قلنبه
stodgy
U
قلنبه
baggiest
U
قلنبه
outstandingly
U
قلنبه
flocculate
U
قلنبه
hunched
U
قلنبه
hunching
U
قلنبه
hunches
U
قلنبه
bombastic
U
قلنبه
hunch
U
قلنبه
lumped
U
قلنبه
lumps
U
قلنبه
lumps
U
قلنبه کردن
block
U
توده قلنبه
lumped
U
قلنبه کردن
blocks
U
توده قلنبه
blocs
U
توده قلنبه
flocculent
U
قلنبه شده
bloc
U
توده قلنبه
flocculence
U
قلنبه شدگی
grandiloquence
U
قلنبه نویسی
high flown
U
پرطمطراق قلنبه
nodules
U
قلنبه کوچک
nodular
U
قلنبه شده
nodulose
U
قلنبه دار
nodulous
U
قلنبه دار
lump
U
قلنبه کردن
magniloquent
U
قلنبه نویس
grandiloquent
U
قلنبه نویس
lumpy
U
ناهنجار قلنبه
nodule
U
قلنبه کوچک
blocked
U
توده قلنبه
lumpiest
U
ناهنجار قلنبه
lumpier
U
ناهنجار قلنبه
dirndl
U
نوعی دامن بلند با کمر بلند
highfalutin
U
اغراق امیز قلنبه
inkhorn
U
دارای اصطلاحات قلنبه
monofilament
U
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs
U
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
uplands
U
بلند
highest
U
بلند
vociferous
U
بلند
tallest
U
قد بلند
pointers
U
خط کش بلند
tallest
U
بلند
taller
U
قد بلند
taller
U
بلند
tall
U
قد بلند
tall
U
بلند
skyscrapers
U
بلند
aloud
U
بلند
pointer
U
خط کش بلند
towering
U
بلند
amplifiers
U
بلند گو
amplifier
U
بلند گو
legged
U
پا بلند
lengthwise
U
بلند
high grown
U
بلند قد
loud speaker
U
بلند گو
high
U
بلند
mouth filling
U
بلند
skyscraper
U
بلند
upland
U
بلند
soaring
U
بلند
highs
U
بلند
willowy
U
بلند
talll
U
قد بلند
forte
U
بلند
longs
U
بلند
longest
U
بلند
longer
U
بلند
longed
U
بلند
fortes
U
بلند
eminent
U
بلند
long-
U
بلند
talll
U
بلند
megaphones
U
بلند گو
long
U
بلند
rumbustious
U
بلند
grandiose
U
بلند
loftily
U
بلند
loudspeaker
U
بلند گو
loudly
U
بلند
high (1 9 to 36)
U
بلند
eton collan
U
بلند
megaphone
U
بلند گو
highfalutin
U
بلند
elevating
U
بلند کردن
levitated
U
بلند شدن
levitate
U
بلند شدن
liberal
U
نظر بلند
levitates
U
بلند شدن
riser
U
بلند شونده
rough
U
پست و بلند
boisterous laughter
U
خنده بلند
roughest
U
پست و بلند
heighten
U
بلند کردن
blast furnace coke
U
کک کوره بلند
heightens
U
بلند کردن
anchor at short stay
U
لنگر بلند
alto relievo
U
برجسته بلند
aquacade
U
فوارهء بلند
alp
U
قله بلند
banquette
U
زمین بلند
bigmouthed
U
صدا بلند
heightening
U
بلند کردن
alp
U
کوه بلند
elevate
U
بلند کردن
elevates
U
بلند کردن
liberals
U
نظر بلند
gauntlets
U
دستکش بلند
shandygaff
U
بلند رویایی
heightened
U
بلند کردن
heaved
U
بلند کردن
heave
U
بلند کردن
uplands
U
زمین بلند
tore
U
علف بلند
promontory
U
دماغه بلند
promontories
U
دماغه بلند
ambitions
U
بلند همتی
ambition
U
بلند پروازی
ambition
U
بلند همتی
tossing
U
ضربه بلند
elevated
U
بلند مرتبه
tosses
U
ضربه بلند
tossed
U
ضربه بلند
toss
U
ضربه بلند
fortes
U
موسیقی بلند
forte
U
موسیقی بلند
upland
U
زمین بلند
hoist
U
بلند کردن
levitating
U
بلند شدن
surge
U
موج بلند
surged
U
موج بلند
surges
U
موج بلند
ambitions
U
بلند پروازی
magnanimity
U
بلند همتی
lofty
U
بلند پایه
lofty
U
بلند بزرگ
heists
U
بلند کردن
gauntlet
U
دستکش بلند
hoists
U
بلند کردن
hoisted
U
بلند کردن
heist
U
بلند کردن
capote
U
شنل بلند
tallish
U
نسبتا بلند
high-rise
U
ساختمان بلند
low-rise
U
نه بسیار بلند
top-level
U
بلند پایه
yuk
U
خندهی بلند
To do something slapdash.
U
سر بلند بودن
big-hearted
U
نظر بلند
belly laughs
U
خندهی بلند
talll
U
بلند بالا
throw up
U
بلند کردن
to kick up
U
با پا بلند کردن
to read out
U
بلند خواندن
to throw up
U
بلند کردن
tor
U
صخره بلند
upraise
U
بلند کردن
uprear
U
بلند شدن
vociferant
U
با صدای بلند
walk off with
U
بلند کردن
belly laugh
U
خندهی بلند
long run
[American E]
<adj.>
U
بلند مدت
long term
<adj.>
U
بلند مدت
aspirational
[British E]
<adj.>
U
بلند همت
aspirational
[British E]
<adj.>
U
بلند پرواز
banquet
U
زمین بلند
banquette
U
زمین بلند
bell-tower
U
برج بلند
choir-stall
U
صندلی بلند
crepido
U
پی پایه بلند
supereminent
U
بسیار بلند
chivalric
U
بلند همت
high flying
U
بلند خیال
high grown
U
بلند بالا
high hat
U
کلاه بلند
high hurle
U
مانع بلند
high pass
U
پاس بلند
high rise block
U
ساختمان بلند
hip boot
U
چکمه بلند ضد اب
hornblends
U
هرن بلند
icarian
U
بلند پرواز
inextenso
U
کاملا بلند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com