Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
put by
U
قطع کردن کنار گذاردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
lay by
U
کنار گذاردن متروک کردن
lay-by
U
کنار گذاردن متروک کردن
lay-bys
U
کنار گذاردن متروک کردن
Other Matches
put away
U
کنار گذاردن
pt down
U
کنار گذاردن
cross block
U
سد کردن خط دفاعی از کنار
invest
U
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invested
U
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
investing
U
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invests
U
منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
posed
U
: مطرح کردن گذاردن
put on
U
: تحمیل کردن گذاردن
poses
U
: مطرح کردن گذاردن
posing
U
: مطرح کردن گذاردن
pose
U
: مطرح کردن گذاردن
juxtaposition
U
مرتب کردن موضوعات در کنار هم
subscribed
U
تصدیق کردن صحه گذاردن
intervenes
U
مداخله کردن پا میان گذاردن
mediate
U
وساطت کردن پابمیان گذاردن
intervened
U
مداخله کردن پا میان گذاردن
subscribing
U
تصدیق کردن صحه گذاردن
intervene
U
مداخله کردن پا میان گذاردن
interfere
U
پا بمیان گذاردن مداخله کردن
foils
U
عقیم گذاردن خنثی کردن
interferes
U
پا بمیان گذاردن مداخله کردن
interfered
U
پا بمیان گذاردن مداخله کردن
subscribe
U
تصدیق کردن صحه گذاردن
foiling
U
عقیم گذاردن خنثی کردن
foiled
U
عقیم گذاردن خنثی کردن
godfather
U
نام گذاردن بر سرپرستی کردن از
godfathers
U
نام گذاردن بر سرپرستی کردن از
mediated
U
وساطت کردن پابمیان گذاردن
mediating
U
وساطت کردن پابمیان گذاردن
mediates
U
وساطت کردن پابمیان گذاردن
thwarted
U
عقیم گذاردن مخالفت کردن با
denoted
U
تفکیک کردن علامت گذاردن
denote
U
تفکیک کردن علامت گذاردن
denotes
U
تفکیک کردن علامت گذاردن
thwart
U
عقیم گذاردن مخالفت کردن با
foil
U
عقیم گذاردن خنثی کردن
subscribes
U
تصدیق کردن صحه گذاردن
to impress a mark on something
U
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
straiten
U
باریک کردن درتنگی ومضیقه گذاردن
ovulating
U
تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulates
U
تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulate
U
تخمک گذاردن تولید اوول کردن
ovulated
U
تخمک گذاردن تولید اوول کردن
encase
U
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encased
U
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
encases
U
درقفس یا جعبه گذاردن روکش کردن
to shift off responsibility
U
مسئولیت را ازخودسلب کردن وبدوش دیگری گذاردن
to shuffle off responsibility
U
مسئولیت را ازخودسلب کردن بدوش ودیگری گذاردن
ceding parry
U
کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
angle block
U
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
scored
U
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scores
U
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
score
U
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
to check off
U
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
cannibalises
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalising
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalized
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalised
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizes
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizing
U
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
tiles
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
c clamp
U
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
tile
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
checker
U
بشکل شطرنجی ساختن یاعلامت گذاردن شطرنجی کردن
single space
U
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
brim
U
کنار
lotuses
U
کنار
border line
U
خط کنار
bourne
U
کنار
verges
U
کنار
lote
U
کنار
rand
U
کنار
apart
U
کنار
marge
U
کنار
limit
U
کنار
side aisle
U
کنار
along side
U
تا کنار
brimming
U
کنار
away
U
کنار
lotus
U
کنار
margin
U
کنار
bordered
U
کنار
verge
U
کنار
brimmed
U
کنار
border
U
کنار
along side
U
در کنار
margins
U
کنار
besides
U
کنار
list
U
کنار
brink
U
کنار
ex
U
کنار
recesses
U
کنار
brims
U
کنار
recess
U
کنار
on shore
U
بر کنار
waterfront
U
اب کنار
waterfronts
U
اب کنار
rims
U
کنار
rim
U
کنار
bordering
U
کنار
banks
U
کنار
edge
U
: کنار
off
U
از کنار
edges
U
: کنار
ex-
U
کنار
marginate
U
کنار
lotos
U
کنار
bank
U
کنار
abutment
U
کنار
lip
U
کنار
set
U
گذاردن
invest
U
گذاردن
tabled
U
تو گذاردن
invests
U
گذاردن
tables
U
تو گذاردن
table
U
تو گذاردن
investing
U
گذاردن
sets
U
گذاردن
setting up
U
گذاردن
lays
U
گذاردن
invested
U
گذاردن
lay
U
گذاردن
repose
U
گذاردن
to lay it on with a trowel
U
گذاردن
to lay it on thick
U
گذاردن
to leave out
U
جا گذاردن
tabling
U
تو گذاردن
instate
U
گذاردن
skew
U
کج گذاردن
impone
U
گذاردن
skews
U
کج گذاردن
reposal
U
گذاردن
skewing
U
کج گذاردن
coping
U
کنار امدن
Joking aside.
<idiom>
U
شوخی به کنار.
shipboard
U
کنار کشتی
withdrawal
U
کنار کشیدن
bedside
U
کنار بستر
Joking apart.
<idiom>
U
شوخی به کنار.
foreshores
U
کنار دریا
seacoast
U
دریا کنار
step aside
U
کنار رفتن
recede
U
کنار کشیدن
foreshore
U
کنار دریا
riparian
U
رود کنار
limbo
U
کنار دوزخ
lotos eater
U
کنار خوار
lotus eater
U
کنار خوار
sidelining
U
خط کنار زمین
side
U
سمت کنار
sides
U
سمت کنار
side foot
U
ضربه با کنار پا
receding
U
کنار کشیدن
side step
U
کنار رفتن
strands
U
کنار دریا
lotus-eater
U
کنار خوار
strands
U
کنار رود
strand
U
کنار رود
strand
U
کنار دریا
shipside
U
کنار کشتی
lotus-eaters
U
کنار خوار
receded
U
کنار کشیدن
recedes
U
کنار کشیدن
coast
U
کنار دریا
sideline
U
خط کنار زمین
coasts
U
کنار دریا
sidelined
U
خط کنار زمین
sidelines
U
خط کنار زمین
wayside
U
کنار جاده
to put by
U
کنار گذاشتن
overrule
U
کنار گذاشتن
lotuses
U
درخت کنار
by the side of the road
U
در کنار جاده
lotus
U
درخت کنار
pull away
U
کنار گرفتن
put aside
U
کنار گذاشتن
to leave off
U
کنار گذاشتن
to set by
U
کنار گذاشتن
by
U
نزدیک کنار
put in
U
کنار امدن با
to lay aside
U
کنار گذاشتن
graveside
U
در کنار آرامگاه
gravesides
U
در کنار آرامگاه
lay away
U
کنار گذاشتن
next
U
جنب کنار
off
U
از روی از کنار
to put a way
U
کنار گذاشتن
lotos
U
درخت کنار
overruled
U
کنار گذاشتن
reserve
U
کنار گذاشتن
lote
U
درخت کنار
touchline
U
خط کنار زمین
by the window
U
کنار پنجره
reserving
U
کنار گذاشتن
riverside
U
کنار رور
shelf
U
کنار گذاشتن
overrules
U
کنار گذاشتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com