English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 231 (44 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to switch off U قطع کردن اتصال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
link U اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
lead U هدایت کردن بست اتصال
leads U هدایت کردن بست اتصال
connect U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
pad U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
joint U بند بند کردن اتصال دادن بند
isolation U مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
short U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shortest U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
introduce U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
bond U متصل کردن چسباندن اتصال
linkage U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
disconnect U قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnecting U قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnects U قطع کردن اتصال الکتریکی
AUI connector U اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
Cambridge ring U استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
fusion welding U اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
link encryption U خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
to break contact U اتصال راقطع کردن
Do the trains connect? U [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
Other Matches
male connector U ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
patch U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP U پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector U وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibre U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contact U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings U سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector U اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
swivel U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar U بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivelled U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
RJ connector U نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
leads U قطب اتصال سیم اتصال
ramps U سینه کش اتصال فراز اتصال
ramp U سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection U اتصال کاسکاد اتصال پلهای
lead U قطب اتصال سیم اتصال
terminals U محل اتصال پیچ اتصال
terminal U محل اتصال پیچ اتصال
slip road U سینه کش اتصال فراز اتصال
T connector U اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line U اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
cutter link U اتصال
scarf U اتصال
scarfs U اتصال
bounding U اتصال
concatenate U اتصال
interconnection U اتصال
butt joint U اتصال لب به لب
hitched U اتصال
conjuncture U اتصال
connect node U کد اتصال
hitch U اتصال
symphysis U اتصال
fitting U اتصال
connectivity U اتصال
joint U اتصال
union U اتصال
conjunctions U اتصال
connection line U خط اتصال
conjunction U اتصال
colligation U اتصال
butt joint riveting U اتصال لب به لب
contacted U اتصال
lead wire U خط اتصال
bindings U اتصال
binding U اتصال
attach U اتصال
attaching U اتصال
link U اتصال
contacts U اتصال
juncture U اتصال
jump joint U اتصال لب به لب
interconnetion U اتصال
clutch dog U فک اتصال
coupling U اتصال
lap joint U اتصال لب به لب
incorporation U اتصال
single u butt joint U اتصال لب به لب "یو"
single u butt weld U اتصال لب به لب "یو"
law of continvity U اتصال
continuity U اتصال
attaches U اتصال
contact U اتصال
contacting U اتصال
v joint U اتصال "وی "
tie down U اتصال
connection U اتصال
network U اتصال
abjoint U بی اتصال
tie line U خط اتصال
networks U اتصال
junctions U اتصال
suspension U اتصال
unions U اتصال
fusions U اتصال
fusion U اتصال
seams U خط اتصال
abutment U اتصال
coitus U اتصال
seam U خط اتصال
suspensions U اتصال
connector U اتصال
connexions U اتصال
wiring U اتصال
junction U اتصال
bonding U اتصال
inosculation U اتصال
hitches U اتصال
nexus U اتصال
hitching U اتصال
data link U اتصال داده
gusset plate U صفحه اتصال
discontinuity U عدم اتصال
ground connection U اتصال زمین
dead earth U اتصال زمین
jack box U جعبه اتصال
cross linking U اتصال عرضی
spigot and socket joint اتصال مفصلی
haunched connection U اتصال ماهیچهای
discontinuities U عدم اتصال
rabbet joint U اتصال دو راهه
grid clip U اتصال شبکه
joining point U نقطه اتصال
ground conection U اتصال زمین
join clip U گیره اتصال
joint pin U خار اتصال
grid terminal U اتصال شبکه
joint space U محل اتصال
pivots U توپی اتصال
pivoted U توپی اتصال
pivot U توپی اتصال
connection to ventilator U اتصال به هواکش
joint washer واشر اتصال
to connect to frame U اتصال به بدنه
equalizer U اتصال برابرساز
equalizers U اتصال برابرساز
physical connection U اتصال مادی
joint length U طول اتصال
jointing iron U اهن اتصال
compound U اتصال مرکب
contact plug U فیش اتصال
contact series U اتصال سری
star connection U اتصال ستارهای
junctions U نقطه اتصال
corner joint U اتصال فارسی
corner joint U اتصال گوشه
junctions U اتصال برخوردگاه
junction potential U پتانسیل اتصال
crosspoint U زوج اتصال
overlap joint U اتصال نیمانیم
junction U اتصال برخوردگاه
connector U وسیله اتصال
connector U اتصال دهنده
connector symbol U علامت اتصال
connexion U ارتباط اتصال
star connection U اتصال ستاره
contact pair U زوج اتصال
idle trunck U خط اتصال ازاد
idle junction U اتصال ازاد
gusset U قطعه اتصال
coupling capacitor U خازن اتصال
compounds U اتصال مرکب
coupling coefficient U ضریب اتصال
coupling element U عنصر اتصال
coupling factor U ضریب اتصال
coupling instability U نااستواری اتصال
coupling magent U اهنربای اتصال
junction cable U کابل اتصال
coupler link U عضو اتصال
coupler link U لینک اتصال
gusset U لچکی اتصال
compounds U اتصال کمپوند
gussets U قطعه اتصال
gussets U لچکی اتصال
compounded U اتصال کمپوند
compounded U اتصال مرکب
compound U اتصال کمپوند
ground joint U اتصال سنبادهای
coupling valve U ارزش اتصال
grid cap U اتصال شبکه
double junction U اتصال مضاعف
double u butt joint U اتصال لب به لب یو دوبل
fitting joint U اتصال مناسب
drag bar U میله اتصال
drag link U اتصال کششی
finger joint U اتصال انگشتی
phase to phase short circuit U اتصال فاز
short-circuit U اتصال کوتاه
short-circuits U اتصال کوتاه
series connection U اتصال دنبالهای
interconnected star U اتصال زیگزاگی
v connection U اتصال مثلث
flang joint U اتصال سرلوله
flang joint U اتصال لبه
interconnection scheme U نقشه ی اتصال
interconnection of diagram U نمودار اتصال
interconnection U اتصال میانی
plug connection U اتصال دوشاخه
zig zag connection U اتصال زیگزاگی
series connection U اتصال زنجیری
connecting U اتصال دهنده
two way wiring U اتصال تبدیل
pipe connection U اتصال لوله
exhaust connection U اتصال خروجی
tomming U اتصال ازبالا
tongue and groove joint U اتصال نر و ماده
truss joist U تیر اتصال
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com