English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cutting line of force U قطع خطوط قوا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
contours U خطوط تراز یا منحنیهای تراز
contours U خطوط تراز زمین
contours U خطوط کناره نما
leading U فاصله خطوط
communications U خطوط مواصلاتی ارتباطات
sketching U روش گرافیک کامپیوتری که در ان دنبالهای از خطوط درطول مسیر مکان نما رسم شده یا طراحی می گردند
isobar U خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobars U خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
meridian U خطوط نصف النهار
meridians U خطوط نصف النهار
clatter U تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered U تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattering U تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatters U تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
river U سفیدی بین خطوط
rivers U سفیدی بین خطوط
zigzag U خطوط جناغی پیوسته
zigzag U خطوط منکسر
zigzagged U خطوط جناغی پیوسته
zigzagged U خطوط منکسر
zigzagging U خطوط جناغی پیوسته
zigzagging U خطوط منکسر
zigzags U خطوط جناغی پیوسته
zigzags U خطوط منکسر
converge U تقارب خطوط وجود تشابه
converged U تقارب خطوط وجود تشابه
converges U تقارب خطوط وجود تشابه
converging U تقارب خطوط وجود تشابه
foreshortening U نمایش خطوط واقعی شکلی بصورت کوچک تر
stringing U خطوط خاتم کاری و منبت کاری
sideline U خطوط طرفین میدان بازی
sidelined U خطوط طرفین میدان بازی
sidelines U خطوط طرفین میدان بازی
sidelining U خطوط طرفین میدان بازی
breach U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
lineament U خطوط چهره صفات مشخصه
lineaments U خطوط چهره صفات مشخصه
lattice U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
lattices U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
trick U خطوط
tricked U خطوط
tricking U خطوط
infiltrate U در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrated U در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrates U در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrating U در خطوط دشمن نفوذ کردن
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
ribbing U ساختمان دندههای هر چیز راه ها یا خطوط بر جسته مجموعه تیریا دگلهای کشتی
line drawing U خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
line drawings U خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
railing U امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railings U امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
absorption lines U خطوط دراشامی
absorption spectrum U خطوط جذبی
advance of defensive line U در جلو خطوط پدافندی
agonic line U خطوط رسم شده روی نقشه
air line of communications U خطوط مواصلات هوایی
air way station U خطوط هوایی
along line U در امتداد خطوط
approach lane U مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
auxiliary contours U خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
balmer lines U خطوط بالمر
bar pattern U ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
boundry lines U خطوط اطراف زمین والیبال
chiromancy U پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
closed traverse U خطوط متقاطع
collimate U منطبق کردن خطوط
contour interval U فاصله خطوط واصل
contour lines U خطوط میزان منحنی
contour map U نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
contour strip cropping U کشت نواری برروی خطوط میزان
convergent U خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
coragne line U خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
corporate model U نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
cotidal lines U خطوط هم مد
cotidal lines U خطوط مدیکسان
crawl trench U خطوط رابط سنگرها
crawl trench U سنگرهای رابط بین خطوط مواضع
curvilineal U دارای خطوط منحنی محدودبخطوط منحنی
curvilinear ornament U زینتکاری با خطوط خمیده
dark line spectrum U طیف خطوط تاریک
dark lines U خطوط تاریک
dedicated lines U خطوط اختصاصی
dejagging U نوعی فن گرافیک کامپیوتری برای رسم خطوط صاف کاراکترها و چند ضلعی ها
depth contour U خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
diplomatics U شناسایی خطوط باستانی
domestic air traffic U خطوط هوایی داخلی
electric line of force U خطوط نیروی برق
emission spectrum lines U خطوط نشری
endline U خطوط موازی با 04 مترفاصله
equal cost lines U خطوط هزینه برابر
equipotential lines U خطوط هم پتانسیل
extension lines U خطوط دنباله
fallout contours U خطوط میزان منحنی تشعشع اتمی یا نشان دهنده شدت تشعشع اتمی
floating lines U خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
floating lines U خطوط مواج عکس هوایی
flow lines U خطوط جریان
Other Matches
stepped lines U خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
isotherm U خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isohaline U خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
isobath U خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
isotach U خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
grid lines U خطوط شبکه
isovent U خطوط هم باد
line spacing U فاصله خطوط
isochromatique U خطوط همرنگ
isocline U خطوط هم شیب
isostatic lines U خطوط ایزواستاتیک
flowlines U خطوط جریان
fraunhofer lines U خطوط فرانهوفر
front lines U خطوط مقدم
line of communications U خطوط مواصلات
lines of force U خطوط قوا
symmetry lines U خطوط تقارن
street railway U خطوط تراموا
spectral lines U خطوط طیفی
outside lines U خطوط حمله
stream lines U خطوط جریان
curvature lines U خطوط منحنی
line of flux U خطوط قوا
line of induction U خطوط القا
line to line fault U تماس خطوط
lines of communication U خطوط مواصلاتی
curvature lines U خطوط مدور
lines of force U خطوط نیرو
sheetlines U خطوط حاشیه نقشه
sheetlines U خطوط کناره نقشه
trackage U خطوط راه اهن
vermiculate U دارای خطوط موجی
voltage between lines U ولتاژ بین خطوط
rivulose U دارای خطوط مارپیچی
retrace blanking U خاموشی خطوط بازگشتی
line of communications U خطوط ارتباطی زمین
isohyetal map U نقشه خطوط هم باران
magnetic line of force U خطوط قوای مغناطیسی
magnetic lines of force U خطوط قوای مغناطیسی
magnetic path U مسیر خطوط قوا
inside lines U خطوط حمله شمشیربازی
hypen ladder U خطوط تیره نردبانی
hypen ladder U ردیف خطوط تیره
hoseline U خطوط لوله لاستیکی
gules U خطوط موازی عمودی
microwave transmission lines U خطوط انتقال ریزموج
grid interval U فاصله خطوط شبکه
front lines U خطوط جلو جبهه
open lines U خطوط باز شطرنج
phraseogram U خط یا خطوط نماینده عبارات
leased line network U شبکه با خطوط استیجاری
magnetic lines of force U خطوط نیروی مغناطیسی
lineolate U خط دار دارای خطوط ریز
lineolated U خط دار دارای خطوط ریز
ingrain U خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
lightface U حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
lpm U تعداد خطوط دردقیقه inutes
paleography U شناسایی وکشف خطوط قدیمه
overhead trolley U خطوط هوایی ترن برقی
gridiron U خطوط یا میلههای فلزی مشبک
magnetic path length U طول مسیر خطوط قوا
t square U خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
stria U نوار باریک هریک از خطوط موازی
line engraving U گراور سازی با خطوط کوتاه وبلند
ring streaked U دارای خطوط گرد در روی بدن
ring straked U دارای خطوط گرد در روی بدن
hierology U علم خواندن خطوط قدیم مصر
graticule U خطوط مشخصه زمین درعکس هوایی
hierologist U متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
image sharpness U خطوط مورب تحت زاویه معین
neatline U خطوط باریک حدود کناره نقشه
topographic map U نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
oblique perspective U پرسپکتیوی که تمام خطوط اصلی ان مایل باشد
raster scan graphics U نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
granite paper U کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
stereocomparagraph U دستگاه رسم خطوط میزان منحنی به طریقه استریوسکوپی
hachures U خطوط مقطع کوتاه برای سایه زدن بعکس
raster U خطوط مورب تحت زاویه مخصوص بصورت هاشورترام
main stripe U [خط یا نوار اصلی در فرش مانند خطوط طرح محلات]
teleprompter U اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون
perspective grid U خطوط شبکه مختصاتی که روی عکس هوایی کشیده می شوند
laid paper U کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
hard clip area U حدودی که خارج از ان خطوط نمیتوانند روی یک رسام دیجیتالی رسم شوند
reversal temperature U دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
graticule ticks U نقاط تقاطع خطوط شبکه بندی نصف النهارات و مدارات روی نقشه
outdent U خطی از متن که نسبت به سایر خطوط یک پاراگراف بیشتر به سمت چپ بسط می یابد
yard line U خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard marker U خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
stroke writer U ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
apolline U [نوعی خطوط تزئینی مربوط به آپولو خدای خورشید در دوره باروک و رنسانس استفاده می شد.]
line route map U نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
helical wave guide U لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
gridding U محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
linear programming U برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
fret U [نقشه پیچ در پیچ در حاشیه با استفاده از خطوط افقی و عمودی با زوایای ۹۰ درجه و مربوط به کشور چین]
isovelocity U نقاط هم سرعت اب دریا خطوط متحدالسرعت اب دریا
striped lines U خطوط راه راه [همچون نقش محرمات]
Hanbel U [نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
remote data concentrator U وسیله یی که پیام ها را ازطریق خطوط کم سرعت ازترمینالهای متعدد دریافت کرده و داده ها را از طریق یک حط واحد سنکرون باسرعت بالا به پردازنده میزبان منتقل میکند
voice grade channel U ارتباطات کامپیوتر به کامپیوتر بااستفاده از خطوط عادی بکاربرده شده در ارتباطات تلفنی مجرای از دریچه صدایی
turret motife U طرح شیروان [این طرح بعنوان ترنج اصلی به تعداد یک یا سه عدد در متن فرش بکار رفته و حالتی هندسی و هشت وجهی داشته که با خطوط هندسی تزئین می شود.]
orthographic U تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
magnetic flux density U چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
line crosser U فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
Afshar design U طرح افشاری [ابعاد فرش مربع شکل بوده و بیشتر در فارس و کرمان با زمینه کف ساده صورتی و نارنجی بوجود آمده و لچک و ترنج و قندیل بکار رفته در طرح با استفاده از خطوط هندسی بافته می شوند]
magnetic induction U چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
grid navigation U ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com