English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
concertino U قطعه تصنیف کوچک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ditty U تصنیف کوچک
ditties U تصنیف کوچک
canzonet U سرود یا تصنیف کوچک
lobule U قطعه کوچک
versicle U قطعه کوچک
plat U قطعه زمین کوچک
bolus U قطعه کوچک وگردی از هرچیزی
micro U اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micros U اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
microcomputer U اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
segmentation U تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
preventative U بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
silicon U قطعه کوچک سیلکون در داخل و روی سطح ای که مدار کامل یا تابع منط قی ایجاد شده است .
preventive U بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
pinned U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
L cache U فضای کوچک RAM ایستای سریع روی قطعه پردازنده که داده هایی که اغلب استفاده می شوند را برای افشزایش سرعت پردازش ذخیره میکند
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
crystal U قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals U قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
lobation U قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
compilation U تصنیف
literary work U تصنیف
songs U تصنیف
aliterary production U تصنیف
song U تصنیف
chanson U تصنیف
halving U تصنیف
compilations U تصنیف
rom U دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
authorship U تالیف و تصنیف
indite U تصنیف کردن
hymnography U فن تصنیف سرود
copyright U حق تالیف و تصنیف
make U تصنیف کردن
copyrights U حق تالیف و تصنیف
makes U تصنیف کردن
humoresque U تصنیف خیالی
hhymnography U فن تصنیف سرود
ballad monger U تصنیف ساز
ballad singer U تصنیف خوان
balladry U تصنیف سازی
ballad monger U تصنیف فروش
impromptu U بی مطالعه تصنیف
symphonist U تصنیف ساز
extravaganza U اثر یا تصنیف
extravaganzas U اثر یا تصنیف
companion part U لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
sings U تصنیف اواز خواندن
sing U تصنیف اواز خواندن
the drama U تصنیف داستانهای نمایشی
roundelay U تصنیف یاسرودی که برگردان داشته باشد
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
fasted U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
ballad U تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
ballads U تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
segment U قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segments U قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot U تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule U یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
fragments U قطعه قطعه کردن
fragmentation U قطعه قطعه شدن
fritters U قطعه قطعه کردن
segment U قطعه قطعه کردن
fritter U قطعه قطعه کردن
fragmenting U قطعه قطعه کردن
segments U قطعه قطعه کردن
fragment U قطعه قطعه کردن
sectional U قطعه قطعه بخشی
mainland U قطعه اصلی قطعه
widget U آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
increment U فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger U بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pig board U تخته کوچک برای موجهای کوچک
increments U فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
knobble U برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin U لیوان کوچک پیمانه کوچک
author U : نویسندگی کردن تالیف و تصنیف کردن
anatomize U قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
compose U درست کردن تصنیف کردن
composes U درست کردن تصنیف کردن
applet U 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small scale U طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale U طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage U 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
segmental U قطعه قطعه
morceau U قطعه
extent U قطعه
goblet U قطعه
plots U قطعه
snipping U قطعه
snipped U قطعه
snip U قطعه
calligraph U قطعه
item U قطعه
plot U قطعه
plotted U قطعه
panel U قطعه
tract U قطعه
stretched U قطعه
stretch U قطعه
member U قطعه
trilobation U سه قطعه
nuggets U قطعه
members U قطعه
tracts U قطعه
blocks U قطعه
block U قطعه
pieces U قطعه
piece U قطعه
panes U قطعه
pane U قطعه
internode U قطعه
sections U قطعه
smidgin U قطعه
wodge U قطعه
wodges U قطعه
items U قطعه
stretches U قطعه
smidgeon U قطعه
smidgen U قطعه
panels U قطعه
small scale integration U قطعه
copyslip U قطعه
plank U قطعه
section U قطعه
very large scale integration U قطعه
line segment U قطعه خط
snippy U قطعه
nugget U قطعه
doit U قطعه
blocked U قطعه
scale U قطعه
components U قطعه
goblets U قطعه
component U قطعه
lobe U قطعه
slabs U قطعه
bloc U قطعه
fragmenting U قطعه
segments U قطعه
blocs U قطعه
part U قطعه
segment U قطعه
chunk U قطعه
chunks U قطعه
lobes U قطعه
slab U قطعه
fragment U قطعه
fragments U قطعه
theme song U قطعه تکراری
block U قطعه زمین
temporal lobe U قطعه گیجگاهی
casting U قطعه ریخته گی
lobotomy U قطعه بری
tension member U قطعه کششی
lobotomies U قطعه بری
time slice U قطعه زمان
in sections U د رچند قطعه
equuleus U قطعه الفرس
pickling U قطعه شویی
equulei U قطعه الفرس
electric component U قطعه الکتریکی
stiffener U قطعه تقویتی
stiffeners U قطعه تقویتی
opus U قطعه موسیقی
opuses U قطعه موسیقی
dab U قطعه تکه
fitting U قطعه اتصال
blocks U قطعه زمین
unit assembly U یک قطعه مجزا
vlsi U قطعه روی یک IC
quads U قطعه سربی
quad U قطعه سربی
frontal lobe U قطعه پیشانی
work part U قطعه کار
workholder U نگهدارنده قطعه
dabbed U قطعه تکه
blocked U قطعه زمین
subassembly U یک قطعه جزء
hexastich U قطعه شش فردی
midsection U قطعه میانی
plat U قطعه نقشه
root segment U قطعه ریشهای
fragments U قطعه باقیمانده
occipital lobe U قطعه پس سری
resident segment U قطعه مقیم
overlay segment U قطعه جایگذاشت
parietal lobe U قطعه اهیانهای
part number U شماره قطعه
partitur U قطعه کامل
partitura U قطعه کامل
handsets U تلفن در یک قطعه
pericope U قطعه منتخب
piece part U قطعه یک پارچه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com