English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
retraining command U قسمت ندامتگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
custodial guard U گروه محافظین ندامتگاه نگهبان ندامتگاه مسئول ندامتگاه
penitentiary U ندامتگاه
penitentiaries U ندامتگاه
retraining U نگهداشتن در ندامتگاه
disciplinary barracks U ندامتگاه بازداشتگاه نظامی
butts U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
ecphora U پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terneplate U ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw U الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terne U ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
plank U قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling U حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone U که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section U رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing U انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
section U قسمت قسمت کردن برش دادن
sections U قسمت قسمت کردن برش دادن
fanfold U یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttled U قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles U حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency U قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttle U قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles U قسمت قسمت حرکت کردن
public relations officer U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
army nurse corps U قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section U قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
throttle U عبور قسمت به قسمت
throttling U عبور قسمت به قسمت
throttled U عبور قسمت به قسمت
p.p.m U قسمت در یک میلیون قسمت
parts per million U قسمت در میلیون قسمت
throttles U عبور قسمت به قسمت
shuttle U راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle U بمباران قسمت به قسمت
shuttled U راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles U بمباران قسمت به قسمت
shuttled U بمباران قسمت به قسمت
to sell in lots U قسمت قسمت فروختن
shuttles U راهپیمائی قسمت به قسمت
forward overlap U پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
cross refer U از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
division police petty officer U درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division U قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
cellular unit U یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skag U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
sections U قسمت
section U قسمت
arm U قسمت
sects U قسمت
portion U قسمت
portions U قسمت
unit U قسمت
units U قسمت
percentage U قسمت
percentages U قسمت
snick U قسمت
head stall U قسمت سر
segments U قسمت
batch U قسمت
batches U قسمت
piece U قسمت
caboodle U قسمت
divisions U قسمت
segment U قسمت
ratio U قسمت
Corp U قسمت
ratios U قسمت
compartment U قسمت
compartments U قسمت
compartmental U قسمت قسمت
underfoot U قسمت کف پا
division U قسمت
pieces U قسمت
installments U قسمت
instalment U قسمت
instalments U قسمت
kismet U قسمت
it fell to my lot to go U قسمت
internode U قسمت
in sections U قسمت قسمت
in part U در یک قسمت
plank U قسمت
feck U قسمت
department U قسمت
sect U قسمت
departments U قسمت
data division U قسمت
grist U قسمت
rasher U قسمت
canto U قسمت
cantos U قسمت
rashers U قسمت
piecemeal U قسمت به قسمت
agencies U قسمت
part U قسمت
components U قسمت
dole U قسمت
agency U قسمت
component U قسمت
partition U قسمت
partitions U قسمت
detachment U قسمت
detachments U قسمت
party U قسمت
cross section of a gravity dam U قسمت
broad U قسمت پهن
crypto service U قسمت رمز
broader U قسمت پهن
broadest U قسمت پهن
initialled U اولین قسمت
proportion U سهم قسمت
detail part U قسمت مفصل
division officer U افسر قسمت
radical U قسمت اصلی
partitions U قسمت کردن
legs U بخش قسمت
initials U اولین قسمت
initialling U اولین قسمت
installation type U نوع قسمت
control section U قسمت کنترل
concertina fold U یک قسمت به یک جهت
initialing U اولین قسمت
initial U اولین قسمت
partition U قسمت کردن
leg U بخش قسمت
detail group U قسمت بیگاری
part and parcel <idiom> U قسمت مهمولازم
divisional officer U افسر قسمت
headquarters detachment U قسمت قرارگاه
headquarters detachment U قسمت ارکان
flattest U قسمت پهن
flat U قسمت پهن
hilted U قسمت عقبی
straightest U قسمت مستقیم
straighter U قسمت مستقیم
straight U قسمت مستقیم
hypoderm U قسمت زیرجلد
installation property U دارایی قسمت
massing U قسمت عمده
masses U قسمت عمده
mass U قسمت عمده
head piece U قسمت بالا
engineer division U قسمت مهندسی
radicals U قسمت اصلی
forehands U قسمت ممتاز
forehand U قسمت ممتاز
exosphere U قسمت خارجی جو
component U عضو قسمت
components U عضو قسمت
share U بهره قسمت
shared U بهره قسمت
shares U بهره قسمت
midst U قسمت وسط
hauling part U قسمت کشنده
hauling part U قسمت متحرک
installation property U اموال قسمت
proportions U سهم قسمت
foot U قسمت پایینی
sappers U قسمت مهندسی
sappers U قسمت حفاری
sapper U قسمت مهندسی
sapper U قسمت حفاری
departments U قسمت شعبه
departments U قسمت هیئت
sects U قسمت کردن
sect U قسمت کردن
slice U سهم قسمت
slices U سهم قسمت
foreparts U قسمت جلو
forepart U قسمت جلو
department U قسمت هیئت
prelude U قسمت مقدماتی
preludes U قسمت مقدماتی
patrol U قسمت گشتی
patrolled U قسمت گشتی
subsections U قسمت فرعی
subsection U قسمت فرعی
patrolling U قسمت گشتی
patrols U قسمت گشتی
northward U قسمت شمالی
activities U قسمت یکان
activity U قسمت یکان
detachment U قسمت زیرامر
detachments U قسمت زیرامر
department U قسمت شعبه
organisations U یکان قسمت
organization U یکان قسمت
installation U قسمت نظامی
installations U قسمت نظامی
interest U سهم [قسمت]
aircraft section U قسمت هواپیمایی
artillery corps U قسمت توپخانه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com