Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
staff section
U
قسمت ستادی دسته سمبه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rammer staff
U
دسته سمبه
rammer
U
سمبه نظافت لوله سمبه توپ سمبه پر کن توپ
detachments
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
division
U
قسمت دسته بندی
divisions
U
قسمت دسته بندی
section crew
U
دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section gang
U
دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
pommel
U
قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
pommels
U
قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
crankpin
U
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
rading party
U
قسمت مامور تک در عملیات کمین دسته مامور شبیخون
staff coordination
U
هماهنگی ستادی
staff duty
U
ماموریت ستادی
staff duty
U
کار ستادی
staff duty
U
وفیفه ستادی
e hour
U
وقت ستادی
staff estimate
U
براورد ستادی
staff section
U
بخش ستادی
staff supervision
U
نظارت ستادی
staff study
U
بررسی ستادی
directorate
U
هیئت مدیره ستادی
staff
U
پرسنل ستاد ستادی
directorates
U
هیئت مدیره ستادی
staffed
U
پرسنل ستاد ستادی
staffs
U
پرسنل ستاد ستادی
e hour
U
وقت مخصوص اجرای عملیات ستادی
brushes
U
سمبه
rammer
U
سر سمبه
brush
U
سمبه
rammer
U
سمبه
rammed
U
سمبه زدن
brush
U
سمبه لوله
rams
U
سمبه زدن
drift
U
میله سمبه
drifted
U
میله سمبه
brushes
U
سمبه لوله
cleaning rod
U
سمبه تفنگ
drifting
U
میله سمبه
drifts
U
میله سمبه
lapping head
U
سمبه فلزی
hollow punch
U
سمبه منگنه
lapping head
U
سمبه توپ
rammer staff
U
چوب سمبه
staff section
U
قطعات سمبه
ram
U
سمبه زدن
spademan
U
نفر سمبه زن توپ
cleaning rod
U
سمبه نظافت اسلحه
gun stick
U
میل سمبه تفنگ
butts
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
swabs
U
کف شوی وسیله نظافت سمبه مویی
swab
U
کف شوی وسیله نظافت سمبه مویی
hob
U
فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
staff
U
مربوط به ستاد سمبه پاک کننده توپ
staffed
U
مربوط به ستاد سمبه پاک کننده توپ
staffs
U
مربوط به ستاد سمبه پاک کننده توپ
hobs
U
فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
terneplate
U
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw
U
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
ecphora
U
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne
U
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
plank
U
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling
U
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone
U
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
loader
U
خرج گذار پر کننده توپ سمبه پر کن ماشین خاک بارکن
cross disbursing
U
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section
U
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
mounting
U
دسته و پشت بند دسته شمشیر
section
U
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
U
قسمت قسمت کردن برش دادن
nosegay
U
دسته گل یایک دسته علف
fanfold
U
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttle
U
حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency
U
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttles
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
U
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
U
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
U
قسمت قسمت حرکت کردن
lorgnette
U
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
U
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
staffing guide
U
کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
public relations officer
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
army nurse corps
U
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section
U
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
regiments
U
دسته دسته کردن
trooping
U
دسته دسته شدن
regiment
U
دسته دسته کردن
sort
U
دسته دسته کردن
in detail
U
مفصلا دسته دسته
assort
U
دسته دسته شدن
classify
U
دسته دسته کردن
sorts
U
دسته دسته کردن
distribute
U
دسته دسته کردن
sorted
U
دسته دسته کردن
they came in bands
U
دسته دسته امدند
troop
U
دسته دسته شدن
group
U
دسته دسته کردن
assort
U
دسته دسته کردن
scores of people
U
دسته دسته مردم
shoals of people
U
دسته دسته مردم
streams of people
U
دسته دسته مردم
trooped
U
دسته دسته شدن
windrow
U
دسته دسته کردن
sects
U
دسته دسته مذهبی
groups
U
دسته دسته کردن
sect
U
دسته دسته مذهبی
throttling
U
عبور قسمت به قسمت
shuttle
U
بمباران قسمت به قسمت
throttles
U
عبور قسمت به قسمت
shuttles
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles
U
بمباران قسمت به قسمت
shuttle
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttle
U
عبور قسمت به قسمت
parts per million
U
قسمت در میلیون قسمت
shuttled
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttled
U
عبور قسمت به قسمت
p.p.m
U
قسمت در یک میلیون قسمت
to sell in lots
U
قسمت قسمت فروختن
shuttled
U
بمباران قسمت به قسمت
coaction
U
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups
U
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
forward overlap
U
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
cross refer
U
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
drifting
U
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
drifts
U
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
drifted
U
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
drift
U
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
lie
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
division police petty officer
U
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division
U
قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
bundles
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
cellular unit
U
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skeg
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
groups
U
دسته
troop
U
دسته
trooped
U
دسته
trooping
U
دسته
ringleader
U
سر دسته
cranks
U
دسته
A bouquet (bunch)of flowers.
U
دسته گه
cranking
U
دسته
shook
U
دسته
tufts
U
دسته
tuft
U
دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers .
U
دسته گل
bouquet
U
دسته گل
cranked
U
دسته
crank
U
دسته
bracket
U
دسته
section
U
دسته
processions
U
دسته
procession
U
دسته
cliques
U
دسته
clique
U
دسته
hilts
U
دسته
hilt
U
دسته
helms
U
دسته
helm
U
دسته
sections
U
دسته
ranges
U
دسته
ranged
U
دسته
bail arm
U
دسته
parcel
U
دسته
parcels
U
دسته
range
U
دسته
batch
U
دسته
batches
U
دسته
bouquets
U
دسته گل
skulked
U
دسته
cluster bombs
U
دسته
lugs
U
دسته
clusters
U
دسته
lugging
U
دسته
skulk
U
دسته
team
U
دسته
cluster bomb
U
دسته
skulking
U
دسته
genus
U
دسته
skulks
U
دسته
scores
U
دسته دسته
groups
U
دسته دسته
cluster
U
دسته
teams
U
دسته
work team
U
دسته
leader
U
سر دسته
ringleaders
U
سر دسته
kind
U
دسته
droves
U
دسته
platoon
U
دسته
platoons
U
دسته
group
U
دسته
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com