Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
shaft extension
U
قسمت الحاقی محوری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
adjunct
U
فرع قسمت الحاقی
extension
U
تمدید قسمت الحاقی
extensions
U
تمدید قسمت الحاقی
adjuncts
U
فرع قسمت الحاقی
axial position
U
حالت محوری قرارگاه محوری
variable stroke
U
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
adjoint
U
الحاقی
supplemental
U
الحاقی
riders
U
الحاقی
adjunct
U
الحاقی
appendant
U
الحاقی
adjunctive
U
الحاقی
extension
U
الحاقی
extensions
U
الحاقی
accessional
U
الحاقی
adjuncts
U
الحاقی
rider
U
الحاقی
adventitious
U
خارجی الحاقی
postpositive
U
الحاقی و بی تکیه
concatenation operator
U
عملگر الحاقی
incorporative
U
الحاقی مشارکت
intromission
U
مواد الحاقی
joint
U
مشترک الحاقی
paragogic
U
افزوده الحاقی
suffixix
U
لفظ معنای الحاقی
adjunct matrix
U
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
postpositive preposition
U
حرف اضافه الحاقی
paragoge
U
حرف یا هجای الحاقی
rider
U
ماده یا بند الحاقی
adjoint matrix
U
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
riders
U
ماده یا بند الحاقی
butts
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
postscripts
U
یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
postscript
U
یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
postposition
U
لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
terneplate
U
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terne
U
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora
U
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
quartersaw
U
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
plank
U
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling
U
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone
U
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
cross disbursing
U
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section
U
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
concurrent jurisdiction
U
رسیدگی قضایی همزمان به چند جرم دادگاه الحاقی یاهمزمان
section
U
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
U
قسمت قسمت کردن برش دادن
riders
U
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
rider
U
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
rotate
U
محوری
rotated
U
محوری
uniaxial
U
یک محوری
axile
U
محوری
triaxial
U
سه محوری
adaxial
U
محوری
rotates
U
محوری
monaxial
U
یک محوری
pivotal
U
محوری
axial
U
محوری
axial runout
U
ضربه محوری
trochoid
U
محوری فرفرهای
triaxial shear test
U
ازمایش سه محوری
axial vector
U
بردار محوری
thrusting
U
فشار محوری
axial thrust
U
بار محوری
uniaxial force
U
نیروی تک محوری
uniaxial bending
U
خمش یک محوری
thrusts
U
فشار محوری
axial section
U
برش محوری
axial thrust
U
فشار محوری
axially parallel
U
موازی محوری
axially parallel
U
در راستای محوری
pluriaxial
U
چند محوری
egocentricity
U
خود محوری
egocentricism
U
خود محوری
pivoting window
U
پنجره محوری
sociocentrism
U
جامعه- محوری
compass swing
U
چرخش خط محوری
thrust
U
فشار محوری
end thrust
U
فشار محوری
orbital overlap
U
همپوشانی محوری
nutation
U
رقص محوری
axisymmetric
U
متقارن محوری
axially symmetric
U
متقارن محوری
axial stress
U
تنش محوری
xenocentrism
U
بیگانه محوری
axial runout
U
رانش محوری
axial flow
U
جریان محوری
axial rake angle
U
زاویه محوری
axial position
U
وضعیت محوری
axial flow impulse turbine
U
توربین محوری
axial flow turbine
U
توربین محوری
axial runout
U
شوک محوری
axial ligation
U
لیگاندپوشی محوری
axial load
U
بار محوری
anthropocentrism
U
انسان محوری
axial bond
U
پیوند محوری
axial compression
U
فشار محوری
armature end play
U
بازی محوری ارمیچر
radial
U
محوری مربوط به رادیو
offset distance
U
فاصله برون محوری
triaxial compression test
U
ازمایش فشار سه محوری
triaxial deformation
U
تغییر شکل سه محوری
radials
U
محوری مربوط به رادیو
axial feed method
U
روش تغذیه محوری
angular contact thrust ball bearing
U
بلبرینگ طولی محوری
tog method
U
روش دیدبانی محوری
pivot journal
U
یاطاقان گرد محوری
uniaxial
U
دارای یک محور یک محوری
cylinder roller thrust bearing
U
یاطاقان غلطکی محوری
axial mining
U
مین گذاری محوری
thrusts
U
بار محوری ضربه
axial rotation symmerty
U
تقارن چرخشی محوری
thrusting
U
بار محوری ضربه
thrust
U
بار محوری ضربه
fanfold
U
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttled
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled
U
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
U
حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency
U
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttle
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
U
حمل کردن قسمت به قسمت
double thrust bearing
U
یاطاقان با فشار محوری دوبل
rotation about ...
U
دوران دور ...
[محوری یا جایی]
drilling thrust
U
فشار محوری مته کاری
double thrust ball bearing
U
بلبرینگ با فشار محوری دوبل
parataxic mode
U
شیوه ادراکی خود- محوری
buttress centres
U
فاصله محوری پشت بندها
rachis
U
اندام ساقهای یا محوری مهرههای پشت
sympodium
U
منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری
end play
U
حرکت محوری یا خطی ناخواسته شفت
reverse flow engine
U
توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
fire coordination line
U
خط هماهنگی اتش هلی کوپترها و نیروهای هوابردو نیروهای الحاقی
public relations officer
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
ornithopter
U
هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
z axis
U
محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
detachments
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
unit cell
U
کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
axil
U
گوشه یا زاویه بین شاخه یا برگ با محوری که از ان منشعب میشود
army nurse corps
U
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section
U
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
tilt and swivel
U
که روی محوری نصب شده است تا بتواند در بهترین جهت مناسب اپراتور بچرخد
throttled
U
عبور قسمت به قسمت
throttling
U
عبور قسمت به قسمت
throttles
U
عبور قسمت به قسمت
to sell in lots
U
قسمت قسمت فروختن
throttle
U
عبور قسمت به قسمت
shuttle
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle
U
بمباران قسمت به قسمت
p.p.m
U
قسمت در یک میلیون قسمت
parts per million
U
قسمت در میلیون قسمت
shuttled
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles
U
بمباران قسمت به قسمت
shuttles
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttled
U
بمباران قسمت به قسمت
forward overlap
U
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
cross refer
U
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
pure bending
U
حالت خمشی که در ان نیروهای محوری وتلاش بتنی و لنگ خمشی برابر صفرست
railway division
U
قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
division police petty officer
U
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
axis
U
مهره دوم گردن مهره محوری
cellular unit
U
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skag
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
in sections
U
قسمت قسمت
in part
U
در یک قسمت
detachments
U
قسمت
pieces
U
قسمت
dole
U
قسمت
piece
U
قسمت
it fell to my lot to go
U
قسمت
section
U
قسمت
sections
U
قسمت
installments
U
قسمت
ratios
U
قسمت
plank
U
قسمت
compartments
U
قسمت
feck
U
قسمت
Corp
U
قسمت
ratio
U
قسمت
instalment
U
قسمت
instalments
U
قسمت
kismet
U
قسمت
detachment
U
قسمت
head stall
U
قسمت سر
internode
U
قسمت
party
U
قسمت
departments
U
قسمت
rasher
U
قسمت
components
U
قسمت
component
U
قسمت
batches
U
قسمت
division
U
قسمت
batch
U
قسمت
part
U
قسمت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com