Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
stand
U
قسما ساکن دستگاه مقام نوردکاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
standards
U
قسمت ساکن دستگاه
standard
U
قسمت ساکن دستگاه
housing
U
چارچوب قسمت ساکن دستگاه
double housing planner
U
دستگاه رنده با دو قسمت ساکن
cogging stand
U
مقام دستگاه نورد
double standard planer
U
دستگاه رنده با دو قسمت ساکن صفحه تراش استاندارددوبل
column grinder
U
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
open jet tunnel
U
تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
loop mill rolling
U
نوردکاری حلقوی
hot rolling mill
U
نوردکاری داغ
rolling mill engineer
U
مهندس نوردکاری
plate rolling mill
U
نوردکاری صفحه
reciprocating rolling process
U
فرایند نوردکاری رفت و امدی
crop end
U
بخشهای اضافی شمش که قبل از نوردکاری چیده میشود
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
embassage
U
مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
slack water
U
اب ساکن
lodger
U
ساکن
occupiers
U
ساکن
residents
U
ساکن
dead
U
ساکن
lodgers
U
ساکن
waveless
U
ساکن
inert
U
ساکن
stationary
U
ساکن
occupant
U
ساکن
occupants
U
ساکن
dwellings
U
ساکن
abiding
U
ساکن
residing
U
ساکن
dwelling
U
ساکن
stilly
U
ساکن
static
U
ساکن
statist
U
ساکن
quiescent
U
ساکن
resident
U
ساکن
stills
U
ساکن
inhabitant
U
ساکن
domiciled
U
ساکن
irenic
U
ساکن
abider
U
ساکن
denizens
U
ساکن
denizen
U
ساکن
habitant
U
ساکن
dweller
U
ساکن
inmate
U
ساکن
resting
U
ساکن
inmates
U
ساکن
still
U
ساکن
stiller
U
ساکن
occupier
U
ساکن
stillest
U
ساکن
transducer
U
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
people
U
ساکن شدن
stagirite
U
ساکن شهر
stationary wave
U
موج ساکن
mountaineers
U
ساکن کوه
colonised
U
ساکن شدن در
suburbanite
U
ساکن حومه
abides
U
ساکن شدن
sojourner
U
ساکن موقتی
mountaineer
U
ساکن کوه
abide
U
ساکن شدن
staticize
U
ساکن کردن
abided
U
ساکن شدن
standing wave
U
موج ساکن
peopled
U
ساکن شدن
static electricity
U
الکتریسیته ساکن
peoples
U
ساکن شدن
peopling
U
ساکن شدن
static electricity
U
برق ساکن
breake contact
U
کنتاکت ساکن
bedlamite
U
ساکن تیمارستان
static charge
U
برق ساکن
quiet
U
ساکن خاموش
quietest
U
ساکن خاموش
state of rest
U
حالت ساکن
static friction
U
اصطکاک ساکن
stationary bed
U
بستر ساکن
stationary phase
U
فاز ساکن
sylvan
U
ساکن جنگل
pekinese
U
ساکن شهرپکن
calm
U
ساکت ساکن
calmed
U
ساکت ساکن
calmer
U
ساکت ساکن
freemen
U
ساکن شهر
freeman
U
ساکن شهر
Aborigine
ساکن اولیه
calmest
U
ساکت ساکن
calming
U
ساکت ساکن
northern
U
ساکن شمال
calms
U
ساکت ساکن
pacific
U
اقیانوس ساکن
townie
U
ساکن شهر
woodsy
U
ساکن جنگل
steadied
U
ساکن شدن
easterners
U
ساکن مشرق
easterner
U
ساکن مشرق
pekineses
U
ساکن شهرپکن
denizens
U
ساکن کردن
colonises
U
ساکن شدن در
colonising
U
ساکن شدن در
colonize
U
ساکن شدن در
colonized
U
ساکن شدن در
colonizes
U
ساکن شدن در
colonizing
U
ساکن شدن در
dwelt
U
ساکن بود
settle
U
ساکن کردن
settles
U
ساکن کردن
inhabit
U
ساکن شدن
inhabiting
U
ساکن شدن
abhide
U
ساکن شدن
to animals
U
ساکن زمین
inhabits
U
ساکن شدن
townee
U
ساکن شهر
denizen
U
ساکن کردن
pekingeses
U
ساکن شهرپکن
townies
U
ساکن شهر
level point
U
سطح اب ساکن
levanter
U
ساکن خاور
hospitaler
U
ساکن بیمارستان
rusticate
U
ساکن ده شدن
dwell
U
ساکن بودن
seasider
U
ساکن دریاکنار
nonresidence
U
غیر ساکن
nonresidency
U
غیر ساکن
idle position
U
وضعیت ساکن
lunarian
U
ساکن ماه
hibernian
U
ساکن ایرلند
levantine
U
ساکن خاور
dead load
U
بار ساکن
dwells
U
ساکن بودن
rest mass
U
جرم ساکن
hellion
U
ساکن جهنم
libyan
U
ساکن لیبی
dwelled
U
ساکن بودن
rest position
U
وضعیت ساکن
isthmic
U
ساکن تنگه
steadying
U
ساکن شدن
chthonian
U
ساکن زیرزمین
steady
U
ساکن شدن
silvicolous
U
ساکن جنگل
pelagic
U
ساکن دریا
steadiest
U
ساکن شدن
populate
U
ساکن شدن
steadies
U
ساکن شدن
populating
U
ساکن شدن
chthonic
U
ساکن زیرزمین
populates
U
ساکن شدن
electrostatics
U
الکتریسیته ساکن
indwell
U
ساکن شدن
earthling
U
ساکن جهان
isthmian
U
ساکن تنگه
domiciled in tehran
U
ساکن تهران
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
electro statics
U
علم برق ساکن
exurbanite
U
ساکن خارج شهر
slummer
U
ساکن محلات کثیف
pelagian
U
دریانشین ساکن دریا
non-resident corporation
[American E]
U
شرکت غیر ساکن
low lander
U
ساکن نواحی پست
to inhabit a house
U
در خانهای ساکن شدن
sybarite
U
ساکن شهر سیباریس
statically
U
در حال ایستاده یا ساکن
static generator
U
مولد برق ساکن
rest mass of the electron
U
جرم ساکن الکترون
non-resident company
[British E]
U
شرکت غیر ساکن
boring stay
U
قسمت ساکن مقابل
stanch
U
ساکن شدن فرونشاندن
rain worm
U
ساکن زمین دنیوی
teutonize
U
ساکن المان کردن
static
U
وابسته به اجسام ساکن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com