English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
staring red U قرمز زننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
storm warning U پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
concussive U ضربت زننده صدمه زننده
carminic acid U اسید کارمینیک [عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
infrared line scan U ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery U عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
natural dyes U رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs U فرش های ترکمن [اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
infrared ray U اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
odoriferous U زننده
hideous U زننده
forbidding U زننده
unlovely U زننده
nippy U زننده
nauseam U زننده
applauder U کف زننده
repeller U زننده
beater U زننده
viler U زننده
repercussive U پس زننده
pinching U زننده
repellent U زننده
stinking U زننده
percutient U زننده
vile U زننده
squalid U زننده
vilest U زننده
poignant U زننده
prickling U زننده
garish U زننده
bitten U زننده
tarts U زننده
acrid U زننده
wetter U نم زننده
pungent U زننده
loathsome U زننده
biting U زننده
pit a pat U زننده
nasty U زننده
repellents U زننده
mordant U زننده
water repellent U پس زننده اب
shuffler U زننده
starring U زننده
staring U زننده
scabrous U زننده
strikers U زننده
striker U زننده
acrimonious U زننده
tart U زننده
knocker U زننده
nasties U زننده
clappers U کف زننده
nastiest U زننده
strikingly U زننده
striking U زننده
knockers U زننده
loathful U زننده
nastier U زننده
clapper U کف زننده
scintillator U جرقه زننده
puddler U بهم زننده
scintillant U جرقه زننده
scarifier U تیغ زننده
pickier U ضربه زننده
bubblier U جوش زننده
pickiest U ضربه زننده
picky U ضربه زننده
slumberer U چرت زننده
bubbliest U جوش زننده
bubbly U جوش زننده
pricker U سیخ زننده
pertubative U برهم زننده
libellant U تهمت زننده
dozer U چرت زننده
libelant U تهمت زننده
lasher n U سد شلاق زننده
estimator U تخمین زننده
knotter U گره زننده
kicker U زننده ضربه با پا
inveigler U گول زننده
flagellator U شلاق زننده
flagellator U تازیانه زننده
flogger U تازیانه زننده
flogger U زننده شلاق
galssy U بی نور زننده
garishly U بطور زننده
gasper U نفس زننده
disturber U برهم زننده
coruscant U برق زننده
napper U چرت زننده
repugnant U تنفرانگیز زننده
pacer U گام زننده
accuser U تهمت زننده
accusers U تهمت زننده
fizzy U جوش زننده
accusant U تهمت زننده
acrimoniousness U سخن زننده
appellant U تهمت زننده
beater U کتک زننده
calumniator U افترا زننده
calumnious U تهمت زننده
catterer U چهچه زننده
malodor U بوی زننده
cornerman U زننده کرنر
germinant U جوانه زننده
tacker U میخ زننده
sharpest U زننده زیرک
sharps U زننده زیرک
caller U صدا زننده
repulsive U زننده تنفراور
crying U جار زننده
callers U صدا زننده
ad nauseam U بسیار زننده
spicily U بطور زننده
glare U روشنایی زننده
glared U روشنایی زننده
glares U روشنایی زننده
scintillating U جرقه زننده
trudger U قدم زننده
revolting U بهم زننده
strider U گام زننده
tacker U کوک زننده
sharp U زننده زیرک
sourish U به ترشی زننده
harshest U ناگوار زننده
gaunt U زننده ساختن
shouter U فریاد زننده
shackler U بخو زننده
seasoner U ادویه زننده
howler U جیغ زننده
seasoner U چاشنی زننده
gaunt U زننده بی ثمر
howlers U جیغ زننده
harsher U ناگوار زننده
harsh U ناگوار زننده
rakish U فاجر جلف و زننده
trusser U چوب بست زننده
indign U زننده بدون استحقاق
incisive speech U سخن تند یا زننده
fulsome U زننده اغراق امیز
reddish U مایل بسرخی زننده
inoffensively U بی انکه زننده باشد
greeny U بسبزی زننده سبزفام
stench U بوی زننده تعفن
stenches U بوی زننده تعفن
poignantly U بطور تیزیا زننده
invection U سخن سخت زننده
hydromancer U تفال زننده بوسیله اب
sewers U اگو بخیه زننده
sewer U اگو بخیه زننده
luridly U کم رنگ وپریده زننده
lurid U کم رنگ وپریده زننده
swatter U ضربت سخت زننده
repulsively U بطور زننده یا دافع
boiling U جوش زننده خشمناک
mawkish U بطور زننده احساساتی
fetid U دارای بوی زننده
rankly U بطور زننده یابدبو
pungently U بطور زننده یا تند
compound riposte U ضد حمله با یک یا دو حرکت گول زننده
wheeler U دور زننده چرخ دار
deceptive U گول زننده فریب امیز
loathly U زننده بطور نفرت انگیز
lunger U ضربت زننده جهش کننده
prank U شوخی زننده تزئین کردن
sharp tongued U بکار برنده سخنان زننده
harsh color U رنگ تند و ناملایم و زننده
smacker U سیلی زننده خوش طعم
inside of the foot kick U بغل پای ضربه زننده
stirring U بهم زننده هیجان اور
pranksters U کسیکه شوخی زننده کند
nippingly U بطور زننده یا طعنه امیز
prankster U کسیکه شوخی زننده کند
pranks U شوخی زننده تزئین کردن
smacking U سیلی زننده خوش طعم
fanner U قرقی یا باز کوچک باد زننده
broiler U بهم زننده جوجه یا پرنده کبابی
out flanking U دور زننده احاطه کننده جناح
volleyer U زننده توپ در هوا قبل ازبرخورد با زمین
tickler U بهم زننده تحریک کننده قمقمه کوچک
sanguineous U قرمز
redder U قرمز
laky a U قرمز
gules U قرمز
erythrean U قرمز
reddest U قرمز
rubrics U خط قرمز
coralline U قرمز
reds U قرمز
red <adj.> قرمز
bloodshot U قرمز
erythroid U قرمز
redheads U مو قرمز
redhead U مو قرمز
cramoisy U قرمز
rubric U خط قرمز
red line U خط قرمز
vinaceous U قرمز
vermilion U قرمز
vermillion U قرمز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com