English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
destine U قبلا انتخاب کردن
preselect U قبلا انتخاب کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
prefiguring U قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigure U قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigures U قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigured U قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
radio button U شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
tree U روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
to express one's heartfelt U قبلا سپاس گزاری کردن تشکرات قلبی خودرا تقدیم کردن
preview U قبلا رویت کردن
pretypify U قبلا اعلام کردن
forespeak U قبلا اماده کردن
predetermine U قبلا تعیین کردن
to prerecord U قبلا ضبط کردن
prifix U قبلا تعیین کردن
prifixal U قبلا تعیین کردن
forearms U قبلا اماده کردن
forearm U قبلا اماده کردن
predetermine U قبلا مقدر کردن
predigest U قبلا هضم کردن
predestine U قبلا تعیین کردن
preheat U قبلا گرم کردن
preheated U قبلا گرم کردن
prenominate U قبلا ذکر کردن
preconceive U قبلا تصور کردن
preheats U قبلا گرم کردن
pre appoint U قبلا معین کردن
prearrange U قبلا تهیه کردن
pretreat U قبلا معالجه کردن
prerecord U قبلا ثبت کردن
previews U قبلا رویت کردن
premeditate U قبلا فکر چیزی را کردن مطالعه قبلی کردن
predict U قبلا پیش بینی کردن
predicts U قبلا پیش بینی کردن
predicting U قبلا پیش بینی کردن
bespeak U قبلا درباره چیزی صحبت کردن
prevue U قبلا رویت کردن اطلاع قبلی
forebode U قبلا بدل کسی اثر کردن
preform U قبلا شکل چیزی رامعین کردن
target selector U دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
sophistication U نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility U عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
opting U انتخاب کردن
choose U انتخاب کردن
sifts U انتخاب کردن
sifted U انتخاب کردن
sift U انتخاب کردن
opts U انتخاب کردن
dial U انتخاب کردن
chooses U انتخاب کردن
choosing U انتخاب کردن
mischoose U بد انتخاب کردن
dials U انتخاب کردن
dialled U انتخاب کردن
opt U انتخاب کردن
opted U انتخاب کردن
dialed U انتخاب کردن
elect U انتخاب کردن
electing U انتخاب کردن
elects U انتخاب کردن
pitch upon U انتخاب کردن
select U انتخاب کردن
screens U انتخاب کردن
selected U انتخاب کردن
screening, screenings U انتخاب کردن
screened U انتخاب کردن
selects U انتخاب کردن
screen U انتخاب کردن
to have one's pick U انتخاب کردن
pick out <idiom> U انتخاب کردن
to make a choice of U انتخاب کردن
single U انتخاب کردن
designating U انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designate U انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designates U انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
pick out U انتخاب کردن دریافتن
preselect U انتخاب کردن مقدماتی
reelect U تجدید انتخاب کردن
wale U تیر افقی انتخاب کردن
electing U انتخاب کردن برگزیده منتخب
elects U انتخاب کردن برگزیده منتخب
to pitch upon something U چیزی را برگزیدن یا انتخاب کردن
chap U انتخاب کردن شکاف دادن
disfranchise U از حق رای یا انتخاب محروم کردن
to ballot for U بارای پنهان انتخاب کردن
elect U انتخاب کردن برگزیده منتخب
coopt U انتخاب کردن ودر میان خوداوردن
check U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
dispatched U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatch U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatching U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatches U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatches U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatched U انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to run in U گرفتار کردن انتخاب کردن
selects U جدا کردن انتخاب کردن
selected U جدا کردن انتخاب کردن
select U جدا کردن انتخاب کردن
menu item U یک انتخاب در فهرست انتخاب
audio U ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
already U قبلا
aforehand U قبلا
previously U قبلا"
supra U قبلا
the reinbefore U قبلا
formerly U قبلا
erstwhile U قبلا
erst U قبلا
click U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
prepay U قبلا پرداختن
i went before U من قبلا` رفتم
beforehand U قبلا اماده
prerecord U قبلا ضبط
presentient U قبلا متوجه
foretoken U قبلا اگاهانیدن
heretofore U سابقا قبلا
presentient U قبلا مستعد
pre arrange U قبلا قرارگذاشتن
prescient U قبلا اگاه
prepossess U قبلا بتصرف اوردن
prenominate U قبلا نامبرده شده
preform U قبلا تصمیم گرفتن
premonish U قبلا برحذر داشتن
prenominate U قبلا ذکر شده
preordain U قبلا مقرر داشتن
prearrange U قبلا ترتیب دادن
preform U قبلا بشکل دراوردن
preexist U قبلا وجود داشتن
preassigned U قبلا تعیین شده
presanctified U قبلا تقدیس شده
I have a reservation. من قبلا رزرو کردم.
pretypify U قبلا نشان دادن
preconceive U قبلا عقیده پیداکردن
predesignate U قبلا تعیین شده
as previously agreed upon <adv.> U همینطور که قبلا موافقت شد
preform U قبلا تشکیل دادن
as already mentioned <adv.> U همانطور که قبلا ذکر شد
as previously mentioned <adv.> U همانطور که قبلا ذکر شد
as already mentioned <adv.> U همانطور که قبلا اشاره شد
as previously mentioned <adv.> U همانطور که قبلا اشاره شد
foresees U قبلا تهیه دیدن
foresee U قبلا تهیه دیدن
prepaid U قبلا" پرداخت شده
advance U قبلا تجهیز شده
advancing U قبلا تجهیز شده
advancing U قبلا تهیه شده
advances U قبلا تجهیز شده
advances U قبلا تهیه شده
advance U قبلا تهیه شده
preheat U قبلا حرارت دادن
primes U قبلا تعلیم دادن
prime U قبلا تعلیم دادن
primed U قبلا تعلیم دادن
preheats U قبلا حرارت دادن
preheated U قبلا حرارت دادن
put in <idiom> U اضافه چیزی که قبلا گفته شد
preconcert U قبلا فرار ومدار گذاردن
preset U قبلا چیدن و قرار دادن
preassigned U قبلا تخصیص داده شده
postpaid U مخارج پستی قبلا پرداخت شده
preexist U ازلی بودن قبلا موجود شدن
thereinbefore U در سطور قبل همان قرارداد قبلا"
predefined U آنچه قبلا معرفی شده است
preordain U قبلا وقوع امری را ترتیب دادن
pre- U آنچه قبلا توافق شده است
pre U آنچه قبلا توافق شده است
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
ingrain U نخی که قبلا الیاف ان رنگ شده است
Thats no news to me. U این برایم خبر جدیدی نیست ( قبلا می دانستم )
rest on one's laurels <idiom> U خرسند شدن از موفقیت که قبلا حاصل شده است
have a go at <idiom> U سعی درانجام کاری که بقیه قبلا انجام دادهاند
revocation of probate U بطلان وصیتنامهای که قبلا" صحت مفادش تصدیق شده
rollover U صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
postpaid U پاکت تمبردار یا امانتی که قبلا مخارج پست ان پرداخت میشود
predestinate U قبلا تعیین شده دارای سرنوشت ونصیب وقسمت ازلی
cost indexes U ضریب افزایش یا کاهش هزینه هائی که قبلا تعیین شده
forlorn hope U دستهای که قبلا مامور حمله و بمباران جای محصوری میشوند
prepossess U تحت تاثیرعقیده یامسلکی قرار دادن قبلا تبعیض فکری داشتن
controlled reprisal U انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
to reinvent the wheel <idiom> U هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
turnkey system U سیستم کامپیوتری که قبلا"تدارک دیده شده و برای استفاده اماده است
scans U شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scan U شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scanned U شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
yalta conference U م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
post race U مسابقهای که صاحب اسب قبلا نام اسب را ثبت میکند
fore U : پیشوندبمعنی پیش و جلو قبلا وپیشروها و واقع در جلو
fourth generation computers U فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
selections U انتخاب
drafts U انتخاب
choicer U انتخاب
draft U انتخاب
suffrage U حق انتخاب
drafted U انتخاب
selecting U انتخاب
choicest U انتخاب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com