English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (25 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
foldboat U قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reassemble U بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles U بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling U بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled U بستن قطعات سوار کردن قطعات
bin storage U انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
interim overhaul U پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
running spare U قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
on board spares U قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
parts explosion U رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work U عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
cartopper U قایق کوچک قابل حمل روی اتومبیل
cannibalized U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
canopies U روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy U روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
replacing U عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaces U عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replace U عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaced U عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
disassembly order U دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
rigged U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rebuild U نوسازی کردن قطعات
rebuilds U نوسازی کردن قطعات
assemble U سوار کردن قطعات
assembles U سوار کردن قطعات
assembled U سوار کردن قطعات
renovation U تجدید قطعات کردن
dismount U پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounting U پیاده کردن قطعات و وسایل
dismantling U پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles U پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismounts U پیاده کردن قطعات و وسایل
quadrat U به قطعات مستطیل تقسیم کردن
dismantle U پیاده کردن قطعات مونتاژ
match mark U جفتن و جور کردن قطعات
dismantled U پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvaging U پیاده کردن کامل قطعات
salvages U پیاده کردن کامل قطعات
salvaged U پیاده کردن کامل قطعات
salvage U پیاده کردن کامل قطعات
connection of loom pieces U متصل کردن قطعات دار [قالی]
parcel U به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
parcels U به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
bin storage space U فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
reconditioned U نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions U نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
overhauled U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
recondition U نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
overhauling U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
assembly U بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
fishplate U قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند
lubber's line U علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind U حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
carburizing U گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
rig in U باز کردن قطعات و باربندیها باز کردن وسایل و باربندی ناو
c clamp U گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
tack U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
broaches U سوراخ کردن قایق
broached U سوراخ کردن قایق
swamping U غرق کردن قایق
swamped U غرق کردن قایق
swamp U غرق کردن قایق
broach U سوراخ کردن قایق
capsized U واژگون کردن قایق
swamps U غرق کردن قایق
capsizes U واژگون کردن قایق
capsize U واژگون کردن قایق
barged U با قایق حمل کردن
boats U قایق رانی کردن
boat U قایق رانی کردن
capsizing U واژگون کردن قایق
broaching U سوراخ کردن قایق
barge U با قایق حمل کردن
barges U با قایق حمل کردن
ground tackle U وسیله مهار کردن قایق
scow U با قایق چهارگوش حمل کردن
ship water U نفوذ کردن اب بداخل قایق
cast off U باز کردن طناب قایق
bail U عمل خارج کردن اب قایق
lighter U با قایق باری کالا حمل کردن
lighters U با قایق باری کالا حمل کردن
steamboat U قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
mooring U نقطه مهار کردن قایق به ساحل
head off U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head down U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
port U بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
mooring line U طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
boat space U فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
spill wind U سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
traveler U میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
showboat U قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
smithereens U قطعات
chosen fragments U قطعات گزیده
common hardware U قطعات عمومی
cable accessory U قطعات کابل
parts list U فهرست قطعات
chrestomathy U قطعات منتخب
repair parts U قطعات یدکی
parts U قطعات یدکی
parts list U لیست قطعات
table of replaceable partes U فهرست قطعات
spare parts U قطعات یدکی
flinders U قطعات شکسته
analecta U قطعات ادبی
chrestomathy U قطعات برگزیده
shell fragments U قطعات گلوله
chosen fragments U قطعات منتخبه
common items U قطعات عمومی
trilcgy U یا قطعات سه گانه
parts peculiar U قطعات اختصاصی
parts peculiar U قطعات مخصوص
end product U مجموعه قطعات
bill of material U صورت قطعات
shatters U قطعات شکسته
web stiffeners U قطعات تقویتی
shatter U قطعات شکسته
common parts U قطعات عمومی
staff section U قطعات سمبه
main members U قطعات اصلی
component drawing U رسم قطعات
fragments U قطعات متلاشی خردکردن
fragmenting U قطعات متلاشی خردکردن
cataloguing U لیست قطعات کاتالوگ
catalogues U لیست قطعات کاتالوگ
cataloging U لیست قطعات کاتالوگ
fragment U قطعات متلاشی خردکردن
fracturing U مو برداشتن قطعات و وسایل
invar struts U قطعات فلزی ضد انبساط
fracture U مو برداشتن قطعات و وسایل
fractured U مو برداشتن قطعات و وسایل
authorized parts list U سهمیه مجاز قطعات
authorized parts list U لیست قطعات مجاز
object assembly test U ازمون الحاق قطعات
bitty U متشکل از قطعات ریز
investment castings U قطعات ریخته گی بسته
fractures U مو برداشتن قطعات و وسایل
bottom casting U قطعات ریخته گی بسته
nomenclature U نام گذاری قطعات
analects U قطعات ادبی منتخبات
catalogued U لیست قطعات کاتالوگ
catalogue U لیست قطعات کاتالوگ
cataloged U لیست قطعات کاتالوگ
common parts U قطعات یدکی عمومی
catalogs U لیست قطعات کاتالوگ
phrasing U ترتیب بندی قطعات موسیقی
wiggly block test U ازمون قطعات موج دار
blocky U پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
shards U شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
component change order U دستور تغییر قطعات یک وسیله
shard U شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
weldment U قطعات بهم جوش خورده
component end item U قطعات و اقلام تجهیزات عمده
end product U قطعات حاصله دستگاه نهایی
boss U ناف روی قطعات ریختگی قوز
bossed U ناف روی قطعات ریختگی قوز
sketchbooks U کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
bosses U ناف روی قطعات ریختگی قوز
sketchbook U کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
borescope U ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
collapsible form work U قالب قطعات پیش ساخته بتونی
materiel history U خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
anthologist U متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
beef cuts U قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
clapboards U قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
clapboard U قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
bossing U ناف روی قطعات ریختگی قوز
disassembly U عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
scooters U روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooter U روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
tackle U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
backlash U خلاصی در اثر اتصال شل و یاسائیدگی قطعات در هرمکانیزمی
diced U طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
piece mark U شماره شناسایی که روی قطعات و وسایل حک میشود
sand casting U ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
dices U طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
vapor degreasing U غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
dicing U طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
grout U بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
dice U طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
erectable U قابل راست کردن یا بنا کردن
recoverable item U وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end U طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
liquid crystal bar graph panel indicator U شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com