English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
law of variable proportion U قانون نسبت متغیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
correlation U جدول نسبت بین هزینههای متغیر تولید
definition U یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
definitions U یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
rescussor U متمرد نسبت به قانون
rescous U مقاومت در برابر قانون تمرد نسبت به مامورین دولت
defines U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
define U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defining U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defined U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
qualified indorsement U فهرنویسی برات یا سفته با ذکرمطلبی که مسئوولیت فهرنویس را نسبت به ان چه قانون مقرر داشته است محدودتر یا وسیعتر کند
unesco (= united nations educational U ه افزایش احترام ملل نسبت به عدالت و حکومت قانون وحقوق انسانی و ازادیهای اساسی انچنان که موردتصویب منشور ملل متحد است بشود
declaring U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
pan coefficient U ضریب تشتک تبخیر برابراست با نسبت تبخیر از سطح اب ازاد به تبخیر از سطح تشتک که بین 6/0 الی 8/0 متغیر میباشد
leverage U نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
ohm's law U جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
lift fan U توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
liftjet U توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
forced sale U فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
legalism U رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
the law is not retroactive U قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
code U قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
prorata U برحسب نسبت معین بهمان نسبت
attributable U قابل نسبت دادن نسبت دادنی
declaratory statute U قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure U قانون اصول محاکمات قانون شکلی
nationallism U مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
say's law U قانون سی . براساس این قانون
penal statute U قانون جزایی قانون مجازات
canons U قانون کلی قانون شرع
canon U قانون کلی قانون شرع
marginal productivity law U قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
variable recoil U سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
implied trust U امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
the law does not apply to him U او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
transitive U متغیر
technical U متغیر
fluid U متغیر
unsteadily U متغیر
fitful U متغیر
unsteady U متغیر
fluids U متغیر
variable U متغیر
indignant U متغیر
variant U متغیر
varier U متغیر
variative U متغیر
uneven U متغیر
conversional U متغیر
vicissitudinous U متغیر
variate U متغیر
protean U متغیر
floating U متغیر
average variable cost U متغیر
variables U متغیر
the long arm of the law U دست قانون [دست قدرتمند قانون]
endogenous variable U متغیر داخلی
exogenous variable U متغیر برون زا
treatment variable U متغیر تدبیری
total variable cost U هزینه متغیر کل
experimental variable U متغیر ازمایشی
unalterable U غیر متغیر
discrete variable U متغیر ناپیوسته
local variable U متغیر محلی
out line font U فونت متغیر
endogenous variable U متغیر درون زا
economic variable U متغیر اقتصادی
variable error U خطای متغیر
diorama U تصاویر متغیر
variable cost U هزینه متغیر
variable capacitor U خازن متغیر
variable budget U بودجه متغیر
logic variable U متغیر منطقی
distal variable U متغیر دوربرد
diverse U متغیر متمایز
trinal U دارای سه متغیر
mercurial U تند متغیر
trinary U دارای سه متغیر
dummy variable U متغیر تصنعی
dummy variable U متغیر ساختگی
dynamical variable U متغیر دینامیکی
variable factors U عوامل متغیر
explanatory variable U متغیر توضیحی
explanatory variable U متغیر مستقل
uncertainly U مردد متغیر
integer variable U متغیر صحیح
instrumental variable U متغیر وسیله
stochastic variable U متغیر تصادفی
argument U متغیر مستقل
random variable U متغیر تصادفی
stochastic term U متغیر تصادفی
slack variable U متغیر کمکی
slack variable U متغیر بی اثر
reduced variable U متغیر کاهیده
residual variable U متغیر باقیمانده
instrumental variable U متغیر ابزاری
induced variable U متغیر القائی
independent variable U متغیر مستقل
rheostat U مقاومت متغیر
uncertain U مردد متغیر
external variable U متغیر خارجی
flexible budget U بودجه متغیر
floating debt U بدهی متغیر
fluctuating rate U نرخ متغیر
flukey U متغیر غیرثابت
marker variable U متغیر ممیز
key variable U متغیر کلید
it is of variable length U درازای ان متغیر
arguments U متغیر مستقل
global variable U متغیر سراسری
out line font U قلم متغیر
polar variable U متغیر قطبی
basic variable U متغیر اصلی
suppressor variable U متغیر بازدارنده
prime cost U هزینه متغیر
string variable U متغیر رشته
variable time U زمان متغیر
continuous variable U متغیر پیوسته
variable load U بار متغیر
variable name U نام متغیر
dependent variable U متغیر تابع
adjustable resistance U مقاومت متغیر
associative variable U متغیر انجمنی
cut up rough U متغیر شدن
binary variable U متغیر دودوئی
chatoyancy U درخشندگی متغیر
variable resistance U مقاومت متغیر
variably U بطور متغیر
vr U نسبتی متغیر
boolean variable U متغیر بولی
variable terrain U زمین متغیر
alternating light U چراغ متغیر
variable stars U ستارگان متغیر
basic variable U متغیر اساسی
adjustable condenser U خازن متغیر
variable input U نهاده متغیر
variable condenser U خازن متغیر
variable inductance U القاگری متغیر
adjustable coupling U جفتگیری متغیر
causal variable U متغیر سببی
vext U متغیر کردن
variable input U داده متغیر
dependent variable U متغیر وابسته
address variable U متغیر نشانی
binary variable U متغیر دودویی
autonomous variable U متغیر مستقل
dependant variable U متغیر وابسته
chatoyance U درخشندگی متغیر
independent variable U متغیر مستقل [ریاضی]
flexible exchange rate U نرخ متغیر ارز
decrement U کم کردن یک عدد از یک متغیر
floating policy U بیمه نامه متغیر
decrement U کاهش میزان یک متغیر
differentials U دارای ضریب متغیر
slab of varying thickness U تاوه با ستبرای متغیر
argument [of a function] U متغیر مستقل [ریاضی]
nonbasic variable U متغیر غیر اساسی
shifty U فریب امیز متغیر
nonrandom variable U متغیر غیر تصادفی
cryptovariable U کلیدهای رمز متغیر
controlled variable U متغیر کنترل شده
subscript variable U متغیر زیرنویس دار
decision variable U متغیر تصمیم گیری
cryptovariable U عوامل متغیر رمز
adjustable speed motor U موتور با دور متغیر
switching variable U متغیر راه گزینی
moderator variable U متغیر تعدیل کننده
average variable cost U هزینه متوسط متغیر
variable speed control U کنترل سرعت متغیر
magnetic variometer U اندوکتورمتر متغیر مغناطیسی
variable of integration U متغیر انتگرال [ریاضی]
vr schedule U برنامه نسبتی متغیر
trimmer capacitor U خازن نیم متغیر
variable ratio schedule U برنامه نسبتی متغیر
look black U متغیر بنظر امدن
variable length records U رکوردهای با طول متغیر
variable length record U مدرک با طول متغیر
analogues U سیگنال ممتد متغیر
variable length record U رکورد با طول متغیر
analogue U سیگنال ممتد متغیر
variable interval schedule U برنامه فاصلهای متغیر
variable instruction length U دستورالعمل با طول متغیر
variable cost function U تابع هزینه متغیر
differential U دارای ضریب متغیر
intervening variable U متغیر فرضی رابط
variable speed generator U مولد با دور متغیر
dependent variable U متغیر وابسته [ریاضی]
control variable U متغیر کنترل شده
alternating light U چراغ چشمک زن متغیر
vi schedule U برنامه فاصلهای متغیر
variable cost curve U منحنی هزینه متغیر
varicolored U دارای رنگهای متغیر
variable speed motor U مولد با دور متغیر
chatoyancy U تلالو متغیر سو سوزنی
unrelated variable U متغیر غیر وابسته
variable word length U طول کلمه متغیر
intercorrelation U همبستگی بین چند متغیر
chatoyance U تلالو متغیر سوسو زنی
chatoyant U دارای رنگ ودرخشندگی متغیر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com