English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
chain rule U قانون زنجیری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
forced sale U فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
legalism U رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
code U قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
the law is not retroactive U قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
declaratory statute U قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure U قانون اصول محاکمات قانون شکلی
canons U قانون کلی قانون شرع
canon U قانون کلی قانون شرع
say's law U قانون سی . براساس این قانون
penal statute U قانون جزایی قانون مجازات
andromedae U زن زنجیری
andromeda U زن زنجیری
chain bridge U پل زنجیری
catenarian U زنجیری
concatenation U هم زنجیری
cyclic U زنجیری
bandog U سگ زنجیری
chains U شبکه زنجیری
series generator U مولد زنجیری
sprocket hole U سوراخ زنجیری
sprocket U دندانهء زنجیری
synthetic polymer U بسپار زنجیری
sleeve link U دکمه زنجیری
catenation U زنجیری شدن
addition polymerization U بسپارش زنجیری
Lunatic. Raving mad. U دیوانه زنجیری
chain letters U نامهی زنجیری
motor converter U تبدیلگر زنجیری
chain U شبکه زنجیری
series circuits U مدارهای زنجیری
series coil U پیچک زنجیری
chain saws U اره زنجیری
chain saw U اره زنجیری
series conductor U رسانای زنجیری
cascade control U تنظیم زنجیری
series connection U اتصال زنجیری
series field U میدان زنجیری
cascade converter U تبدیلگر زنجیری
chain banking U بانکداری زنجیری
chain polymerization U بسپارش زنجیری
chain splice U پیوند زنجیری
lockstitch U کوک زنجیری
chain stitch بافت زنجیری
series turn U دورهای زنجیری
chain mail U زره زنجیری
chained files U فایلهای زنجیری
chained list U لیست زنجیری
chain growth polymerization U بسپارش زنجیری
chain stopper U خفت زنجیری
chain reaction U واکنش زنجیری
chain clamp U گیره زنجیری
chain effects U اثرات زنجیری
chain letter U نامهی زنجیری
linkage effects U اثرات زنجیری
chain guage U اشل زنجیری
tape gauge U اشل زنجیری
chain printer U چاپگر زنجیری
cumulative ionization U یونش زنجیری
cyclic item U اقلام زنجیری
chain reactions U واکنش زنجیری
track layting tractor U تراکتور چرخ زنجیری
crawler loader U لودر چرخ زنجیری
chain reaction U واکنش زنجیری یاهستهای
free radical chain reaction U واکنش زنجیری رادیکالی
skirmisher U صورت بندی زنجیری
lockstitch U کوک زنجیری زدن
chatelain U کمربند زنجیری زنانه
chain reactions U واکنش زنجیری یاهستهای
chain winding U سیم پیچ زنجیری
chain survey U نقشه برداری زنجیری
streptobacillus U باسیلهای زنجیری وپیوسته
chain shortening U کوتاه کردن زنجیری
chain rule U قاعده زنجیری [ریاضی]
caterpillar gate U دریچه چرخ زنجیری
series resonant circuit U مدار همنوای زنجیری
series parallel connection U اتصال زنجیری- موازی
marginal productivity law U قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
chain U رکود داده در یک فایل زنجیری
countermining distance U فاصله ضد انفجار زنجیری مین
series parallel dimming U اتصال زنجیری- موازی لامپها
series wound motor U موتور با سیم پیچ زنجیری
chains U رکود داده در یک فایل زنجیری
branched chain structure U ساختار زنجیری شاخه دار
catenulate U دارای شکل زنجیری زنجیروار
parallel series U مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
multiple series U مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
record U رکورد داده در یک فایل زنجیری
concatenation motor control U تنظیم زنجیری سرعت موتور
chain react U تحت واکنشهای زنجیری واقع شدن
countermining U زنجیری کردن ترتیب انفجار مینها
implied trust U امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
caterpillars U تراکتور زنجیری بشکل کرم صد پا حرکت کردن
searchingly U جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searches U جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searched U جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
search U جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
caterpillar U تراکتور زنجیری بشکل کرم صد پا حرکت کردن
chain store U فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
chain stores U فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
catena U 1-تعداد اعضای یک لیست زنجیری 2-مجموعهای از حروف در یک کلمه
pusher tractor U تراکتور چرخ زنجیری که اسکریپر را هنگام خاکبرداری به حرکت درمی اورد
the law does not apply to him U او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
the long arm of the law U دست قانون [دست قدرتمند قانون]
canon U قانون
canons U قانون
enacment U قانون
kanoon U قانون
act U قانون
acted U قانون
legislation U قانون
statute U قانون
statutes U قانون
hess's law U قانون هس
regulation U قانون
lex U قانون
code U قانون
nisi U قانون
rule U قانون
edicts U قانون
edict U قانون
law U قانون
laws U قانون
legal U قانون
regardless of the law U به قانون
law of constant heat sumation U قانون هس
commutative law U قانون جابجایی
unwritten law U قانون ننوشته
dead letter U قانون منسوخ
commercial law U قانون تجارت
petitioner [divorce proceedings] U خواهان [قانون]
commercial code U قانون تجارت
the spirit of the law U جوهر قانون
codification U قانون نویسی
clublaw U قانون زور
substantive law U قانون ماهوی
crown law U قانون جزائی
fechner's law U قانون فخنر
faraday's law U قانون فاراده
curie's law U قانون کوری
faraday's law U قانون فارادی
extralegal U ماورای قانون
to break a law U قانون شکنی
coulomb's law U قانون کولن
code civil U قانون مدنی
dalton's law U قانون دالتون
tax law U قانون مالیاتی
enactor U واضع قانون
demorgans law U قانون دمورگان
constitutionally U مطابق قانون
employment act U قانون اشتغال
einstein's law U قانون اینشتاین
economic law U قانون اقتصادی
distribution law U قانون توزیع
law of scarcity U قانون کمیابی
constitutional low U قانون اساسی
conservation law U قانون بقا
corpus juris U اساس قانون
engel's law U قانون انگل
engels law U قانون انگل
the spirit of the law U روح قانون
declaratory statute U قانون اعلامی
contrary to the law U مخالف قانون
the letter of the law U عبارت قانون
conscription law U قانون سربازگیری
the letter of the law U لفظ یا نص قانون
constructionist U کسیکه قانون
corpus juris U روح قانون
enactment of law U وضع قانون
trapezoidal law U قانون ذوذنقهای
stokes' law U قانون استوکس
law of contiguity U قانون مجاورت
ohm's law U قانون اهم
law of induced current U قانون لنتس
offense U قانون شکنی
obedient to the law U مطیع قانون
law of nations U قانون ملل
obedient to the law U پیرو قانون
law of primacy U قانون تقدم
law of progression U قانون پیشروی
nomology U قانون شناسی
law of readiness U قانون امادگی
law of gravitation U قانون گرانش
law of frequency U قانون بسامد
law of contract U قانون قرارداد
planck law U قانون پلانک
law of demand U قانون تقاضا
penal statute U قانون جزا
paschen's law U قانون پاشن
pascal's law U قانون پاسکال
pascal U قانون پاسکال
parallel law U قانون توازی
law of effect U قانون اثر
law of election U قانون انتخابات
okuns law U قانون اوکان
law of recency U قانون تاخر
nomological U منطبق با قانون
law of reflection U قانون بازتاب
legislatrix U قانون گذار زن
legist U قانون دان
lenz' law U قانون لنز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com