Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gas law constant
U
قانون ثابت گازها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
universal gas constant
U
ثابت گازها
gas constant
U
ثابت گازها
marginal productivity law
U
قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
law of constant proportions
U
قانون نسبتهای ثابت
aerodynamics
U
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
hess's law
U
قانون ثابت بودن جمع گرماها
law of constant heat sumation
U
قانون ثابت بودن جمع گرماها
diffusion of gases
U
نشت گازها
condensation
U
میعان گازها
diffusion of gases
U
پخش گازها
gas dynamics
U
دینامیک گازها
gas laws
U
قوانین گازها
effusion of gases
U
نشت گازها
gas kinetics
U
علم جنبش گازها
aerodynamic
مربوط به مبحث حرکت گازها و هوا
pneumatology
U
روح شناسی علم خواص هواو گازها
internally blown flap
U
فلپ بزرگی که جریان اصلی گازها به ان برخورد میکند
adsorption
U
انقباض گازها و مایعات روی سطوح سخت و جامد
aerostatics
U
مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
aerostatics
U
علمی که درمورد گازها درحالت سکون و تعادل بحث میکند
eudiometer
U
اسبابی که جهت اندازه گیری حجمی و تجزیه گازها بکارمیرود
static employment
U
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
forced sale
U
فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
legalism
U
رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
code
U
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
the law is not retroactive
U
قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
fixed capital
U
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test
U
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
declaratory statute
U
قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure
U
قانون اصول محاکمات قانون شکلی
aerodynamics
U
شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
standing orders
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
say's law
U
قانون سی . براساس این قانون
canons
U
قانون کلی قانون شرع
penal statute
U
قانون جزایی قانون مجازات
canon
U
قانون کلی قانون شرع
sampled
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
implied trust
U
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
standing
U
ثابت دستورالعمل ثابت
steady
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
the law does not apply to him
U
او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
fixes
U
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fix
U
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
the long arm of the law
U
دست قانون
[دست قدرتمند قانون]
constants
U
ثابت
undeviating
<adj.>
U
ثابت
rugged
U
ثابت
permanent
U
ثابت
unswerving
<adj.>
U
ثابت
fixed bridge
U
پل ثابت
standstill
U
ثابت
loyal
U
ثابت
immovable
U
ثابت
fixing
U
ثابت
disputeless
U
ثابت
thetical
U
ثابت
thetic
U
ثابت
resolute
U
ثابت
incommutable
U
ثابت
inalterable
U
ثابت
sustain
U
ثابت
sustained
U
ثابت
fiducial
U
ثابت
solid
U
ثابت
solids
U
ثابت
constant
U
ثابت
steadier
U
ثابت تر
established
U
ثابت
invariable
U
ثابت
specific
U
ثابت
specifics
U
ثابت
fixed
U
ثابت
sustains
U
ثابت
pegged
U
ثابت
settled
U
ثابت
true
U
ثابت
pats
U
ثابت
truer
U
ثابت
truest
U
ثابت
patted
U
ثابت
patting
U
ثابت
fixes
U
ثابت
hard and fast
U
ثابت
steadied
U
ثابت
stables
U
ثابت
steadying
U
ثابت
stable
U
ثابت
changeless
U
ثابت
pat
U
ثابت
steady
U
ثابت
indelible
U
ثابت
unshaken
U
ثابت
firms
U
ثابت
leger or ledger
U
ثابت
firm
U
ثابت
steadiest
U
ثابت
firmer
U
ثابت
firmest
U
ثابت
steadies
U
ثابت
equable
U
ثابت
static
U
ثابت
stationary
U
ثابت
fix
U
ثابت
canon
U
قانون
lex
U
قانون
hess's law
U
قانون هس
regardless of the law
U
به قانون
nisi
U
قانون
canons
U
قانون
statutes
U
قانون
kanoon
U
قانون
statute
U
قانون
edict
U
قانون
regulation
U
قانون
edicts
U
قانون
acted
U
قانون
legislation
U
قانون
act
U
قانون
law of constant heat sumation
U
قانون هس
law
U
قانون
laws
U
قانون
enacment
U
قانون
legal
U
قانون
code
U
قانون
rule
U
قانون
costant load
U
بار ثابت
demonstrate
U
ثابت کردن
bedding
U
ثابت سازی
demonstrates
U
ثابت کردن
rhumb line
U
راه ثابت
veteran
U
ثابت استوار
screening constant
U
ثابت پوشش
stability constant
U
ثابت پایداری
veterans
U
ثابت استوار
sta
U
ثابت قدم
resolvedly
U
با عزم ثابت
ionization constant
U
ثابت یون
invariant
U
ثابت نامتغیر
boltzmann constant
U
ثابت بولتزمن
semifixed
U
نیم ثابت
boltzmann constant
U
ثابت بولتزمان
self consistent
U
ثابت قدم
parameters
U
ضریب ثابت
curie constant
U
ثابت کوری
self centered
U
ثابت ونامتحرک
inductive capacity
U
ثابت دی الکتریسیته
inertia constant
U
ثابت اینرسی
parameter
U
مقدار ثابت
semifixed
U
نیمه ثابت
resolutely
U
با عزم ثابت
rydberg constant
U
ثابت ریدبرگ
scale down
U
به نسبت ثابت
parameters
U
مقدار ثابت
staid
U
ارام ثابت
instability constant
U
ثابت ناپایداری
punctual
U
ثابت در یک نقطه
solar constant
U
ثابت خورشیدی
shielding constant
U
ثابت حفافتی
parameter
U
ضریب ثابت
demonstrated
U
ثابت کردن
fixes
U
ثابت کردن
constant current
U
شدت ثابت
numeric constant
U
ثابت عددی
constant
U
مقدار ثابت
standpoint
U
نقطه ثابت
constant
U
ثابت دایمی
standpoints
U
نقطه ثابت
fixative
U
ثابت کننده
constant
U
عدد ثابت
fixatives
U
ثابت کننده
invariably
U
بطور ثابت
constant
U
ثابت قدم
planck's constant
U
ثابت پلانک
steadfast
U
ثابت قدم
constants
U
ثابت قدم
constants
U
عدد ثابت
constants
U
ثابت دایمی
on costs
U
هزنههای ثابت
fix
U
ثابت کردن
fix
U
ثابت ماندن
fix
U
ثابت شدن
flat-footed
U
ثابت قطعی
flat footed
U
ثابت قطعی
constant capital
U
سرمایه ثابت
constant cost
U
قیمت ثابت
fixes
U
ثابت شدن
permanent shuttering
U
قالب ثابت
fixes
U
ثابت ماندن
permanent way
U
مسیر ثابت
permittivity
U
ثابت دی الکتریک
constants
U
مقدار ثابت
steadfastly
U
ثابت قدم
lattice constant
U
ثابت شبکه
lastingly
U
بطور ثابت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com