Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fds law
U
قانون توزیع سرعت فرمی-دیراک- زومرفلد
fermi dirac sommerfeld velocity distribu
U
قانون توزیع سرعت فرمی-دیراک- زومرفلد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fermi dirac statictics
U
امار فرمی- دیراک
fermi distribution function
U
تابع توزیع فرمی
distribution law
U
قانون توزیع
dirac equation
U
معادله دیراک
functional distribution
U
توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
fermi energy
U
انرژی فرمی
fermi characteristic energy level
U
تراز فرمی
fermi level
U
تراز فرمی
fermi statistics
U
قاعده اماری فرمی
pauli fermi principle
U
اصل پاولی- فرمی
conoid
U
[فرمی مخروطی شکل در طاق های گوتیک]
gini coefficient
U
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
print chart
U
فرمی که برای شرح قالب گزارش خروجی از یک چاپگربکار می رود
poisson distribution
U
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
legalism
U
رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
forced sale
U
فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
code
U
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
the law is not retroactive
U
قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
functional distribution of income
U
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
declaratory statute
U
قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
combined speed indicator
U
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
speed ring
U
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
law of procedure
U
قانون اصول محاکمات قانون شکلی
inflow ratio
U
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
burning rate
U
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed
U
سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
drags
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
rate of flame propagation
U
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
tachometer
U
اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
machine number
U
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
true air speed
U
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
card
U
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
cards
U
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
variable ratio
U
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
muzzle velocity
U
سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
rate of pouring
U
سرعت سیلان سرعت جاری شدن
canons
U
قانون کلی قانون شرع
say's law
U
قانون سی . براساس این قانون
canon
U
قانون کلی قانون شرع
penal statute
U
قانون جزایی قانون مجازات
inputted
U
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input
U
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
marginal productivity law
U
قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
support
U
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle
U
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerating
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic
U
با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerated
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold
U
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
zero wait state
U
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
implied trust
U
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
transonic
U
سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
air plot wind velocity
U
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
cut off velocity
U
سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
fast
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
airspeed
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeeds
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed
U
سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
distribution
U
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
distributions
U
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
the law does not apply to him
U
او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
supersonic
U
هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
command speed
U
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed
U
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate
U
سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
dragway
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
the long arm of the law
U
دست قانون
[دست قدرتمند قانون]
issue
U
توزیع
allotment
U
توزیع
dispensation
U
توزیع
dissemination
U
توزیع
allotments
U
توزیع
issues
U
توزیع
issued
U
توزیع
repartition
U
توزیع
t distribution
U
توزیع تی
dispensations
U
توزیع
distributions
U
توزیع
distribution
U
توزیع
marketing
U
توزیع
administered
U
توزیع کردن
unfair distribution
U
توزیع ناعادلانه
administers
U
توزیع کردن
issue
U
توزیع کردن
truncated distribution
U
توزیع ناقص
administer
U
توزیع کردن
trade channel
U
مجرای توزیع
population distribution
U
توزیع جمعیت
normal plane
U
توزیع نرمال
uniform distribution
U
توزیع یکنواخت
poissan distribution
U
توزیع پواسن
distributed
U
توزیع شده
optimal distribution
U
توزیع ایده ال
optimal distribution
U
توزیع بهینه
planck distribution
U
توزیع پلانک
basic of issue
U
مبنای توزیع
normalized distribution
U
توزیع بهنجار
frequency distribution
U
توزیع بسامد
hypergeometric distribution
U
توزیع فراهندسی
poisson distribution
U
توزیع پواسون
redistribution
U
توزیع مجدد
indistributable
U
غیرقابل توزیع
issues
U
توزیع کردن
issued
U
توزیع کردن
unit of issue
U
مبنای توزیع
unit of issue
U
واحد توزیع
administering
U
توزیع کردن
normal distribution
U
توزیع بهنجار
stress distribution
U
توزیع تنش
deal
U
توزیع کردن
dealt
U
توزیع کردن
load distribution
U
توزیع بار
dispensing
U
توزیع کردن
dispenses
U
توزیع کردن
revolving top
U
استوانه توزیع
Excess Distribution
U
توزیع فراوانی
spatial distribution
U
توزیع فضائی
dispensed
U
توزیع کردن
dispense
U
توزیع کردن
market channels
U
مجاری توزیع
sample distribution
U
توزیع نمونه
rotation system
U
توزیع تناوبی
stresses distribution
U
توزیع تنشها
deals
U
توزیع کردن
reseller
U
توزیع کننده
issue commissary
U
مسئول توزیع
normal distribution
U
توزیع نرمال
allotment
U
تخصیص توزیع
the two o'clock d.
U
توزیع ساعت دو
probability distribution
U
توزیع احتمال
land distribution
U
توزیع اراضی
allotments
U
تخصیص توزیع
qualitative distribution
U
توزیع کیفی
random distribution
U
توزیع بی نظم
random distribution
U
توزیع تصادفی
pareto distribution
U
توزیع پاراتو
rectangular distribution
U
توزیع مستطیلی
reinforcement distribution
U
توزیع ارماتورها
table of distribution
U
جدول توزیع
symmetrical distribution
U
توزیع متقارن
marketing channel
U
مجرای توزیع
marketing
U
بازاریابی و توزیع
fire distribution
U
توزیع اتش
distribution of wealth
U
توزیع ثروت
bernoulli distribution
U
توزیع برنولی
binomial distribution
U
توزیع دو جملهای
canonical distribution
U
توزیع بندادی
distribution time
U
زمان توزیع
distributively
U
بشکل توزیع
distributivity
U
توزیع پذیری
angular distribution
U
توزیع زاویهای
chi square distribution
U
توزیع مربع خی
exponential distribution
U
توزیع نمایی
arrengement of the reonforcement
U
توزیع اماتور
distribution of income
U
توزیع درامد
equalizing basin
U
حوضچه توزیع اب
energy distribution
U
توزیع انرژی
distributing point
U
نقطه توزیع
dispatching
U
توزیع امکانات
wealth distribution
U
توزیع ثروت
distribution curve
U
منحنی توزیع
distributing
U
توزیع کردن
income distribution
U
توزیع درامد
distributes
U
توزیع کردن
distribute
U
توزیع کردن
boltzmann distribution
U
توزیع بولتزمن
distribution panel
U
تابلوی توزیع
distribution ratio
U
نسبت توزیع
distribution factor
U
ضریب توزیع
distribution factors
U
ضرایب توزیع
unissued
<adj.>
U
توزیع نشده
distribution free
U
نابسته به توزیع
distribution function
U
تابع توزیع
distribution system
U
شبکه توزیع
bose distribution
U
توزیع بوز
demotic distribution
U
توزیع جمعیت
dispensator
U
توزیع کننده
despatched
U
توزیع امکانات
despatches
U
توزیع امکانات
distributable
U
قابل توزیع
despatching
U
توزیع امکانات
decile
U
توزیع دهگانه
dealing arrangments
U
نحوه توزیع
distributors
U
توزیع کننده
Distribution
U
توزیع
[ریاضی]
generalized function
U
توزیع
[ریاضی]
gaussian distribution
U
توزیع نرمال
fixed system
U
توزیع ثابت اب
cost of distribution
U
هزینه توزیع
continuous distributions
U
توزیع پیوسته
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com