English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Indian rug U قالی یا قالیچه مربوط به هندوستان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
circular carpet U قالی مدور یا دایره ای شکل که قدیمی ترین آن مربوط به قرن شانزدهم میلادی می باشد
dowry rug U قالیچه جهیزیه [این نوع قالیچه بصورت سنت، توسط عروس جهت خانه جدید خود بافته می شود و بیشتر بین عشایر و روستاییان مرسوم است.]
butterfly saddle rug U قالیچه نقش پروانه ای [این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
goat hair U موی بز [الیاف نازک و پشمی بز که بیشتر در قسمت های ظریف و تزئینی بافت بدلیل ظرافت آن بکار می رود. بهترین نوع آن مربوط به بز کشمیری هندوستان است که از لحاظ ظرافت و لطافت سبیه ابریشم است.]
Ladik prayer rug U قالیچه سجاده ای لادیک [این فرش بیشتر مربوط به ترکیه می باشد و در آن از دو یا سه ستون محرابی به همراه گل های لاله با رنگ های غالب قرمز و آبی استفاده می شود.]
caucasus U منطقه قفقاز و یا آذربایجان و ارمنستان امروزی در شوروی که قالی آن با گره ترکی و نقوش هندسی همراه بوده و به نام قالی قفقازی معروف است
pictorial rug U قالیچه های تصویری [قالیچه های پرتره] [در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
palace rugs U قالی های درباری [قالی های قصری]
Indo- U هندوستان و ...
India U هندوستان
Indo- U پیشوند هندوستان
indo aryan U به زبانهای اریایی و هندوستان
He has relapsed into his old ways. U فیلش یاد هندوستان کرده
Bidonville U [نوعی کلبه در کلکته هندوستان]
rupee U واحد پول نقره هندوستان
rupees U واحد پول نقره هندوستان
Goa U ایالتی ساحلی در غرب هندوستان
overland route U راه سفر به هندوستان از دریای مدیترانه
The elephant has remembered India. <proverb> U فیلش یاد هندوستان کرده است .
koh i noor U کوه نور:الماس نامی هندوستان که اکنون جزودارایی پادشاه انگلیس است
rug U قالیچه
footcloth U قالیچه
rugs U قالیچه
foot cloth U قالیچه
scatter rug U قالیچه کوچک
throw rug U قالیچه رومبلی
kurdistan U قالیچه کردی
upholstery U قالیچه رومبلی
tapestry U پرده قالیچه نما
i have a silk rug Štoo U یک قالیچه ابریشمی هم دارم
hearth rug U قالیچه پیش بخاری
pillow U [قالیچه اندازه پشتی]
hearth rug U قالیچه جلو شومینه
Baluchi prayer rug U قالیچه سجاده بلوچی
exquisite rug U قالیچه نفیس و اعلاء
tapestries U پرده قالیچه نما
horse cover U قالیچه زیر زین اسب
carpet U قالی
carpets U قالی
carpet-dyer U رنگرز قالی
upper beam U سردار [قالی]
urban rug U قالی شهری
Afghan rug U قالی افغانی
warp beam U سردار [قالی]
Persian carpet U قالی ایرانی
caucasian rug U قالی قفقازی
carpet washing U قالی شویی
carpet weaver U قالی باف
program loans U قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic U مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance U دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual U مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
ground loom U دار عشایری [قالی]
distinguished rug U قالی با ارزش و برجسته
horizontal loom U دار عشایری [قالی]
horizontal loom U دار خوابیده [قالی]
ground loom U دار زمینی [قالی]
zaronim U قالی ذرع و نیم
horizontal loom U دار افقی [قالی]
burned rug U قالی سوخته شده
breast U زیر دار [قالی]
vertical loom U دار عشایری [قالی]
vertical loom U دار افقی [قالی]
structure U چهارچوب دار [قالی]
vertical loom U دار روستایی [قالی]
genital U مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory U مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
tapestry U [قالیچه های پرده ای پودنما جهت آویزان کردن در سر درب ها]
decorative rugs U قالیچه های تابلویی [که بصورت سفارشی و در تعداد کم تولید می شود.]
raise of loom U بنا کردن دار قالی
raise of loom U بنا کردن دار قالی
ground loom U دارهای قابل حمل [قالی]
right pillar U چوب راست رو [در دار قالی]
repeated U نقش تکراری و پی در پی [بندی] [قالی]
back of the loom U قسمت پشت دار [قالی]
warp-loop fringe U ریشه حلقوی [در قالی همدان]
drapery rug U قالیچه های پرده ای [جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
Dizlyk U [نوعی قالیچه تزئینی کوچک که برای تزئین به زانوی شتر می بندند.]
connection of loom pieces U متصل کردن قطعات دار [قالی]
Chilkat U نوعی قالی پرده آویز هندی
breast U چوب افقی پایین دار [قالی]
top of the loom U قسمت بالایی یا فوقانی دار [قالی]
To snake the dust off the carpet. U خاک قالی را تکان داد (تکاندن )
vertical beam U چوب [میله] طولی دار [قالی]
bird motif U نقش پرنده در قالی حیوان دار
warp beam U چوب افقی بالای دار [قالی]
Boldaji rug U قالی بلداجی چهارمحال با نقوش هندسی
supervisory U مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
carnation motif U طرح گل میخک در قالی های قفقازی و ترکی
pouch U خورجین [گاه قالیچه ها برای مصارف شخصی عشایر بدین گونه بافته می شوند.]
adjustable <adj.> U قابلیت تنظیم قسمت های مختلف دار قالی
Mahal U محل [اصطلاحی است که به قالی ساروق درجه دو اطلاق می شود.]
silver thread U نخ های زربفت یا نقره ای [این نوع نخ در بعضی قالیچه ها جهت تزئین در بافت فرش بکار می رود.]
relative U که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical U مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic U مربوط به صدا مربوط به سامعه
Ensi U [نوعی قالیچه پرده آویز بین ترکمن ها بر سر درب ورودی به چادر استفاده می شود و حالتی از پنجره را نشان می دهد.]
divan cover U [قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
salt bag U کیسه نمک [بافتی پارچه ای یا زیر و رو و یا بصورت قالیچه کوچک دارای پرز که جهت نگهدای از نکمک یا غلات بافته شده.]
xenial U مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component U عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
distance angle U زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
gold lace [braids] U گلابتون [نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
civil appropriation U اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
Ertman gul U [نوعی طرح گل در قالی های ترکمن که بصورت لوزی بافته شده و در دو انتها جلوه ای از شاخ قوچ را نشان می دهد.]
chess board rug U قالی با طرح خانه شطرنجی که بیشتر در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی مرسوم بوده و از نقوش ماهی و گل در ذوزنقه ها استفاده شده است
congress party (indian national congress U حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
daffodil design U طرح گل نرگس زرد [این نگاره در قالی های بافته شده حواشی کویر مانند کرمان بیشتر بکار می رود.]
Persian rug U [فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
erection of loom U بر پا کردن دار قالی [خصوصا در دار عمودی]
trefoil design U طرح های سه گوش [بیشتر در حاشیه قالی بکار می رود و معمولا در لا به لای نگاره های دیگر خصوصا اسلیمی ها دیده می شود.]
khalyk U قالیچه خالیک [یا چالیک] [که از دست بافته های ترکمن ها بوده و بصورت حرف یو شکل یا مستطیل شکل می باشد و جهت آویزان کردن در ورودی چادرها و یا روانداز اسب و شتر استفاده می شود.]
formula U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
Medici Mamluk rug U قالی مدیسه مملوک [این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
Gabbeh U گبه [با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
rag rug U قالیچه چهل تکه [در بعضی از کشورها نظیر مصر و مکزیک ابتدا نوارهای باریکی به عرض دو یا سه سانتی متر بافته شده و سپس لبه های آن به یکدیگر دوخته می شود که حالت فرش راه راه به آن می بخشد.]
saddle cover U رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
horizontal loom U دار زمینی [دار قالی]
hypobaric U مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
saddle bag U خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
To become threadbare. U ریش ریش شدن (نخ نما شدن درپارچه قالی وغیره )
historical rugs U قالی های قدیمی، آنتیک و موزه ای [مثل فرش شیخ صفی، فرش پازیریک، فرش چلسی، فرش دادلی، فرش گوهر، فرش شکارگاهی وین و فرش توپکاپی]
Nomatic rugs U قالی های عشایری و قشقایی [این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
Indo-persian rug U قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
rashwan medallion U ترنج رشوان [این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
germane U مربوط
lineal U مربوط به خط
as for U مربوط به
apposite U مربوط
pertaining U مربوط به
coordinate U مربوط
vespertinal U مربوط به شب
for U مربوط به
hydraulic U مربوط به اب
affined U مربوط
related U مربوط
pertinent U مربوط به
pertinent U مربوط
pertinenet U مربوط
proper U مربوط
correspondents U مربوط به
correspondent U مربوط به
cretaceous U مربوط به گچ
eight bit system U مربوط به یک
irrelevant U نا مربوط
curatorial U مربوط به
relevant U مربوط
coherent U مربوط
caprine U مربوط به بز
condequent U مربوط
osteal U مربوط باستخوان
prospective U مربوط به اینده
irrelative U نا مربوط مطلق
affiliating U مربوط ساختن
janitorial U مربوط به فراشی
affiliates U مربوط ساختن
racing U مربوط بمسابقه
pertain to U مربوط بودن به
chromic U مربوط به کرومیوم
retired U مربوط به بازنشستگی
electrically U مربوط به الکتریسیته
budgetary U مربوط به بودجه
inspectional U مربوط به بازرسی
cerebellar U مربوط به مخچه
existential U مربوط به هستی
pertian U مربوط بودن
vehicular U مربوط به خودرو
futuristic U مربوط به اینده
ovarial U مربوط به تخمدان
insurrectional U مربوط به شورش
genethliac U مربوط به طالع
affiliated U مربوط ساختن
parental U مربوط به والدین
dependent U مربوط محتاج
outbound U مربوط به خارج
fossil U مربوط بادوارگذشته
metabolical U مربوط به متابولیزم
paratroop U مربوط به چتربازی
operatic U مربوط به اپرا
norse U مربوط به اسکاندیناوی
concerns U مربوط بودن به
communist U مربوط به کمونیسم
valedictory U مربوط به خداحافظی
concern U مربوط بودن به
churchly U مربوط به کلیسا
municipal U مربوط به شهرداری
affiliate U مربوط ساختن
fossils U مربوط بادوارگذشته
climatic U مربوط به اب وهوا
numeric U 1-مربوط به اعداد. 2-
larcenous U مربوط به دزدی
military U مربوط به نظام
attached U مربوط متعلق
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com